نوشته های یه پسر دیوونه

free

دوري و دوري و دور

دوري و دوري و دور

آنقدر دور كه حتي

دستانم هم از رسيدن به تو قاصرند.

 

انقدر دور كه حتي

صداي فريادهايم را هم 

بادهاي موسمي به گوشت نميتوانند برسانند.

 

انقدر دور كه حتي

باران هم نميتواند اشكهاي روي گونه هايم

را به روي گونه هايت ببارند.

 

انقدر دور كه حتي

دورترين نقطه ها هم از تو به من نزديكترند.

 

ولي نميدانم چرا

از همه ي نزديكترينهايم

به من نزديكتري!!؟!؟


[ سه‌شنبه 16 مهر 1398 ] [ 12:54 ] [ freetitle ] [ ارسال نظر(0) ]