نوشته های یه پسر دیوونه

free

جدید23

ادامه


خانومی:

بله قربان..
آخ جوووووونمی..

اقایی:

میخندم و میگم قربانت فدات بشه

جونت بی بلا خانومم

هر وقت بگی میریم حموم

*******************

 خانومی:

خدا نتونه..
بریم بریم..

اقایی:

منکه از خدامه فدات شم

واسادم کنار میز تحریرت و میخندم و میگم اونجا نمون تو تخت وروجکم، حالا بیا اینجا کنار من کارت دارم

**************

خانومی:

میشینم رو تخت و میگم چی کارم داری!؟!؟
باش زندگیم..
امید این مدل جدید حرفامون سختت نیست!؟!؟

اقایی:

میبینم نمیای سمتم و میام کنارت رو تخت میشینم و دستمو میندازم دور گردنت و سرمم میارم تو گردنت و میخورمت و میگم فسقلی باید بهت زیرلفضی بدم تا بیای پیش اقاییت!؟!؟

چرا سخت باشه؟!!؟!؟ بده اینجوری؟!؟!؟!؟

*************

 خانومی:

منتظر بودم اقاییم بغلم کنه از تخت ببرتم اون جا.. خخخخخخخخ
آخه به خاطر من تو زحمت اضافه افتادی ممنونتم..
نه زندگیم خیلی خوبه..

اقایی:

درازت میکنم و میفتم روت و سرمو میبرم رو لبات و لیست میزنم و میگم ایجووووووووووونم، الان دیگه اونجا نمیبرمت؛ همینجا میخورمت

لبتو گاز میگیرم و میگم سری اخرت باشه که میگی تو زحمت میفتماااااا

خب پس خداروشکر..... اینجوری برای امیدتم بهتره

***********

 خانومی:

همراهیت میکنم و بعدش میگم چشم سروری..
ینی نمی‌بریم حموم!؟!؟
ممنونم ازت..

اقایی:

دستمو میکشم رو بدنت و نوازشت میکنم و اروم میخورمت و میگم چشمای نازت بی بلا نفسم

حموووووووووووم که میبرمت دیگه، اصل کارم با یکی یدونم تو حمومههههههه

من ازت ممنونم

***************

 خانومی:

یهو پاهام و دستامو دورت میپاچم و میگم بریم دیگه بریم دیگه..

اقایی:

تیشرتتو از تنت در میارم و سرمو میکنم بین هلوهام و میگم حموم رفتن باید قبلش اماده بشیم دیگه

**************

 خانومی:

اوهوم..
شیطونی میکنم و نمیزارم به کارت برسی و از سرو کولت میرم بالا و هی بوست میکنم و هی میگیریم و میاریم جلوت تا بقیه لباسام و در بیاری و نمیزارم و میرم رو کولت و میگیریم که بیاریم جلوت و از از پشتت پایین تیشرتت و گرفتم و وقتی میاریم جلوت تیشرت خودت هم در میاد و جدی میگی دختر شیطونی شدیاااااا بشین ببینم و من باز میام سمتت تا نوک سینه هات و فشار بدم و زود میفهمی و میگیریم و دستامو هی میکشم که بهشون برسه ولی دستای من از دستای امیدیم کوتاه تره و زورمم بهش نمیرسه ولی هی تلاش می‌کنم و داری نیگام میکنی و میگی نیگاش کن چشای شیطون و نگاه چه جوری در پی انجام نقششه و میخندی و...

اقایی:

میخوابونمت به زور و سرمو میکنم تو هلوهام و نوکشو میمکم محکم و میگم فسقلی ساکت نمیشینی نه؛ شالتو از کنارت برمیدارم و دستاتو میبندم و میبرم بالا سرت و میگم یادم نبود ولی دیگه خودت یکاری کردی یادم اومد و وقتی با دست بسته بردمت حموم و دیوونت کردم میفهمی که اروم باید بشینی بغل امیدت

میخندم و میگم ولی شوخیدم عاشق این خنگولک بازیاتم دیگه

دستمو میبرم داخل شلوارکت و انگشتمو میکشم رو بهشتم و میگم فک کنم امروزم صدات بلند بشه وروجکم

***************

 خانومی:

چه لا یهو این قدر خشن شدی!؟!؟
پس بزار به نقشه هام برسم.. 
فکر کنی!!!!!

اقایی:

چون نقشه های خطرناکی تو سرت بود

نوک هلوم رو میمکم و بهشتمو میمالم و میگم ازین بع بعد در اختیارتم فسقلی؛ نقشه هات رو اجرا کن ببینم

میخندم و میگم تو مطمئنی؟؟؟؟؟

*************

 خانومی:

مظلوم میشم و میگم چه لا!؟!
نیگا نیگات میکنم و میگم فعلا بزار زندگیمو سیرش کنم گشنشه همش داره میک میزنه تند تند بزار سیر که شد نقشمو عملی میکنم..
نمیدونم از آقامون باید بپرسم..

اقایی:

نمدونم ولی معلوم میشه خخخخخخخخخخخ

زندگیت شاید حالا حالاها سیر نشه هااااااااااا و دیر بشه و دوباره حمومم نبرتت و بعد پاهاتو از هم باز میکنم و شلوارکتم در میارم و میام بین پاهات و الان فقط شورت و سوتینت تنته و از رو تخت بلندت میکنم و پاهاتو دورم حلقه میکنی و ابنباتت از فاصله ی چند سانتی بهشتشو لمس مسکنه با کلی محافظ و بعد میگم کم کم اقاتون داره بهت میگه که مطمئن بااااااش

****************

 خانومی:

اشکال نداله...
ااااااااا امیدیم گشنش بود..
میخندم و لبامو میزارم رو لبات و میری سمت حموم و میگم فداش بشم من و بعد میچسبونی به دیوار کنار در حموم و درو باز میکنی و میگی سرت و بیار پایین میگم چه را میگی بیار و میام و سرم تو گردنت و نفس میکشم و کش موم و از موهام باز میکنی بایه دستت و موهام باز میشه و همزمان منم شیطونی میگیره و میچسبم به گردنت و میک میزنم و گاز میگیرم و...

اقایی:

امیدیت سیر میشههههههههههه

گاز میگیری و میگم اوووووووی فسقلی داری تلافی میکنی که قراره گازت بگیرم؟!؟!؟

**************

 خانومي:

شیر میشه نه سیرت میکنم..
تلافیه گازهایی که دستامو میبستی و میگرفتی.. خخخخخخ

اقايي:

هاااااا

اااااااااا پس تلافيه كاراي امروز معلوم نيس ميخواي چيكارم كنييييييييي

ميبرمت تو حموم و وان رو پرش ميكنيم و دوش رو باز ميكنم و ميبرمت زير اب و لبمو قفل لبات ميكنم و شرو ميكنم به خوردنت و يدستمو ميبرم بينمون و ميبرم زير شورتت و ميرسونم به بهشتم و انگشتمو ميكنم توت و بعد خانومي

***************

خانومي:

منظورم اینه سیر میشه نه.. سیرت میکنم اقایی..
نوچ.. 
بی‌هوا میبری و یهو لبمو جدا میکنم و چشامو میبندم و بازوت و فشار ميدم و میگم یه اهمی اوهومی چیزی همین جوری میری تو!!!!!؟

اقايي:

ايجانننننم، سيرم ميكنه خانوميم

لبتو گاز ميگيرم و  لبمو جدا ميكنم و ميگم ايجووووووووونم و اروم انگشتمو در ميارم و ميگم خانومي اجازه هست!؟!!

*************

خانومي:

اوهوم..
بله سرورم

اقايي:

ميبرمت تو وان و ميشينم روت و سرمو ميبرم تو گردنت و ميبوسمت  و دستمو ميكشم رو بهشتم و ميمالم و اروم در كوشت ميگم بيرون دوس داشتي شيطوني كني رو يادته!؟!؟ الان هر شيطوني ايي دوس دارييي انجام بده خوشگلم

**************

خانومي:

ميخندم و میگم چشم سروری
دستمو ميبرم توی آب و میکشم رو صورتت و بعد لبامو میزارم رو لبت و یکم میام بالا و اون یکی دستمم خیس میکنم و میکشم رو تنت و نوک سینت و میگیرم فشارش میدم و دردت میاد و لبت و جدا میکنی و میگی اووویی و میگم جوووووونم و تنت و لیس میزنم و نوک سینت و که فشار داده بودم زبونم و میکشم روش و لیس میزنمش و میمکم و میبوسم و

اقايي:

اوه اوه يادم رفت بگم مثل اون گازت كه بيرون گرفتيم نخواي دوباره تلاااافي كني

ميخندم و ميگم گفتم الان ميخواد تلافي كنه هااااا

دستمو ميبرم پشت موهات و بخودم فشارت ميدم و اروم ميگم تلافي كن كه بعدش نميدونم چقدر ممكنه دادات بلند بااااشه فسقليمممم

**************
خانومي:

ميخندم و اون یکی نوک سینت و با دستم باهاش بازی می‌کنم و هولت میدم عقب و حالا من روتم و میگم مثلا چقدر بلند!؟!

اقايي:

دردم مياد و لبمو گاز ميگيرم و ميكم خيييييلي بلند، ازون سري قبلتم بلندتر

**************^
 خانومي:

اون جوری جون منو گاز نگیرش..
مطمئنی! ؟!

اقايي:

دردم اومد

دستمو ميكشم رو بهشتم و ميگم خيليييييييييي

***************
خانومي:

لبات و میبوسم و دستمو میکشم روش و میگم یادته نوک هلوهات و گاز میگرفتی!؟!؟
یه جوری میشم و پاهامو جمع میکنم و دستت میمونه وسط پام

اقايي:

اب دهنمو قورت ميدم و ميگم بلهههه

دستم لاي پاهاته و انگشتمو ميكنم توت و اروم بازي بازي ميكنم و بعد خانومي

**************
خانومي:

گونت و میبوسم و میگم حالا چرا ترسیدی دورت بگردم!؟!
اوویی..

اقايي:

نترسيدم ياد ماز بيرونت افتادم

انگشتمو در ميارم و ميگم خانوميم رو با ليف بشورمش

************

خانومی:

خخخخخخخخ
نوچ با ابنباتم بشورم.. خخخخخخخخ

************

خانومی:

زندگیم کجا رفتی پس!؟!

*************

خانومی:

امیییییییییییییییییید..

*************

خانومی:

کجایی پس!؟!؟
یهو منو توی وان گذاشت و رفت..
خوابم میگیره هاااااااااا

*************

خانومی:

فردا تنبیه داری به خاطر این یهویی بی‌خبر رفتنت..

واقعا که نمیگی نگرانت میشم! ؟! ؟
ازتم ناراحتم..

اگر خوابم برد از العان شب بخیر زود بیا بغلم کن بغلت آروم بگیرم..

***********

خانومی:

خوابم نمیبره
کجایی آخه!؟!؟ 

*************

اقایی:

فرنازم سلام

كمپوت بخر بيا عيادت اميدت

الان رسيديم خونه 

چند دقيقه ديگه ميام ميجوابم، لباسامو عوض كنم كه از بيمارستان اومدم

***************

اقایی:

سلام خانومم

خوبي!؟! ميدونم خوب نيستي

منم خوب نيستم

استرس دارم و ميترسم

زندگيم بايد دو هفته تو اتاق تنها قرنطينه باشم 

توام نيا سمتم مريض نشي

ديروز داشتيم عشق بازي ميكرديم حالت تهوع گرفتم و رفتم تو اشپزخونه و مامان جونت ديد حالم بده به زور بردتم بيمارستان و يك شبانه نگهم داشتن و بعد ازمايش ولم كردن و گفتن انفلوانزاست و تو خونه مراقبت بشه

كلي هم قرص و دارو بستن بهم

ميشه به مامان جونت بگي هيچيم نيست ولم كنه!؟!؟

**************

اقایی:

واقعا داره گريم درمياد

*************

اقایی:

هر تنبیهی بگی من قبول دارم

ولی الان نه؛ اصلا خوب نیستم

دلم بغلتوو میخواد ولی نمتونم

دلم وهاتو میخواد ولی نمتونم

دلم عطر تنتو میخواد ولی نمتونم

دلم زندگیمو میخواد ولی نمتونم

*************

اقایی:

 ینی من همش باید سوپ بخورم؟!؟!!؟

ینی نمتونم الان بغلت کنم و سرمو بزارم رو سینت و بخوابم!؟؟!!؟

افتاده به جون اتاقم و همه وسیله هام و داره همه چیزمو با الکل و وایتکس ضدغفونی میکنه

کم مونده وایتکس بریزه رو من

بیا بهش بگو هیچی نیست جون امیدت

***************

اقایی:

 فرنازم میشه کیسه نمکم رو  ببری و سه دقیقه بزاری تو مایکروفر و گرمش کنی و برام بیاریش و در و باز کنی و بزاریش بغل درم؟!؟!؟

*************

اقایی:

فرناز 

قهری، حق داری

ناراحتی، حق داری

باهام بحرف حتی با شکلک

**************

اقایی:

 دراز میکشم اگه خوابم برد ببخشید

**************

 خانومی:

سلام زندگیم
چی شدی یهو عزیز دلم!؟!
حالت که خوب بود..
چشم میخرم برات هر چی بخوای میخرم برات..
خوبه میدونی حالمو..
قربونت برم من استرس چی داری وقتی من کنارتم!؟!
اگر قرار به گرفتنه منم گرفتم یادت نیست دیروز لباي همو بوسیدیم!؟!؟
الهی.. پس آزمایش کرونا هم دادی!! خخخخخخ
مگه چیکار میکنه مامان جون! ؟! ؟
قربونت برم من بیا بغلم ببینم نبینم پسرک من تک و تنها گریه کنه هااااااا من کنارتم زندگیم از چی ناراحتی!؟!؟
پس وقتی حالت خوب شد تنبیهت میکنم..
دورت بگردم..
میخوای همشو یه جا بهت بدم!؟!؟!
باهم میخوریم سوپ اش..
خوابش میاد زندگیم!؟!؟
قربونت بشم من بزار هر روز مامان جون زحمت بکشه و اتاقت و تمیز کنه العانم بیشتر به خاطر اینه که از بیمارستان آمدی رسیدی حموم کردی!؟! دورت بگردم تو بیا تو بغل من چشمات و ببند تا مامان جون کارش و تموم کنه..
آوردمش برات میدونستم از در بیای سر ته و بدنت کوفتست..
داشتم میتایپیدم از بس زیاد حرف زدی نیم ساعته دارم تایپ میکنم..

اقایی:

سلام خانومم

دو روز پیشش گفته بودم حالم خوب نیست و گفتی ورزش کنیم, فک کنم همون بود و عصرکه داشتیم عشقبازی میکردیم جوابتو دادم و حالت تهوع گرفتم و حالم بهم خورد و سرفه میکردم که مامان جونت بزور فرستادتم بیمارستان

خوبم الانم ولی مامان جونت شلوغ کردش دیشب 

چی میخری برام خانومم!؟؟!؟

حالتو میدونم چون حال خودمم میدونم.....

تو رو نداشتم که نابود میشدم

نهههههههههههه خواهشا نگرفته باش فرنازم....برای فرنازیم سمه این مریضی

اوهوم..... 

همین داستان ضدعفونیاش

ناراحت نیستم و نگران فرنازیمم

باشه تنبیهم کن ولی از دلت میاد؟!؟!؟!

فرنازیمم مریض میشه اینجوری

اینجوری که میشم سوپ

خوابم نبرد اصلا دیشب..... ولی مامان جونت الاناس بفرستتم حموم

نه حموم نرفتم..... گردنم درد میکرد و کیسه نمک گذاشتم

ممنون

ببخشید ؛ هم دلم تنگ شده بود برات و هم دلم گرفته بود

باهات حرف نمیزدم میترکیدم

*************

خانومی:

میام کنارت دراز میکشم و کیسه نمکت و میزارم بغلت و یکم بالش میچینم پشتم و دراز میکشم و سرت و میزارم رو سینم و پتومون و قشنگ میکشم رومون و اروم آروم با موهات بازی می‌کنم و دستمو میکشم رو ابروهات و میگم اخمات و باز کن فرنازت کنارت دستمو میکشم رو لبت و لبخندش میکنم و میگم بخند عزیزم ناراحت نباش زندگیم میخوای هلوت و بدم بهت!؟! میخوای بغلم بخوابی! ؟! دوست داری چیکار کنیم!؟!

اقایی:

دستمو دورت حلقه میکنم و تو چشات نیگا میکنم و میخواد بغضم بترکه که چشامو میبندم و میگم دلم گرمای تن خانومیم رو میخوام تا اروم شم....الان خوبه 

ولی اینجوری بغلمی باید پاشی با من بیای بریم حموم تا تمیز بشیااااا چون از بیمارستان اومدم

**************

 اقایی:

زندگیم رفت پیش مامان جون اینا؟!؟!؟

**************

 خانومی:

ای وای من..
هر چی دوست داشته باشی، چی بخرم برات!؟!؟
فدات بشم من..
مراقبت میکنم از خانومت..
نگران خانومت هم نباش..
اوره میاد..
نگران فرنازت نباش عزیز دلم..
کنار سوپ چی دوست داری بخوری! ؟! ؟
الهی فدات شم..
میخوای باهم بریم حموم یکمم توی وان ماساژت بدم! ؟!
دورت بگردم..

ای جووووووونم دورت بگردم من دیگه هیچی نمیگم و فقط با موهات بازی می‌کنم و اروم آروم گردن و تنت و ماساژ میدم..
باش زندگیم خودمم گفتم که میام..

اره زندگیم

اقایی:

چرا وای بر خانومیم؟!؟!؟ درسته مریضم ولی فسقلی خانوم حق نداری با خانومیم اینجوری صحبت کنییا

همینکه کنارمی خودش کلیه

خیلی مراقب خانومم باش

چرا اره از دلت میاد تنبیهم کنی؟!؟!؟

نیدونم الان هیچی جز فرنازیم

جونت بی بلا, ممنون فرنازم

کی از پیش مامان جون اینا میای پیشم؟!؟!؟

**************

 خانومی:

اخه اون روز فکر کردم بیشتر استرس این ماجرا گرفتت..
فدات بشم..
چشم سروری..
دلم میخواد..
ای جوووووووونم فدات بشم من من کنارتم..
ساعت 4یا4ونیم

اقایی:

نه استرس نبود خانومی

خدا نکنه

چشمات بی بلا

برای چی دلت میخواد؟!!؟

ممنون کنارمی

باشه خانومم, دیگه گوشیتو بزار کنار تا مامان جون گیر نداده بهمون...منم ساعت چهار و ربع اینا وبم 

***************

 خانومی:

فدات بشم من العان حالت بهتره!؟!؟
مزه میده تنبیه کردنت.. خخخخخخخخ
وظیفمه..
مامان جونت زودی ولم کرد انگار فهمیده حال پسرش خوب نیست گفت بیام پیشت..
میام کنارت دراز میکشم میکشمت تو بغلم و سرت و فرو میکنی بین سینه هام با موهات بازی می‌کنم و میگم دورت بگرده خانومت زندگیه من..

اقایی:

نمدونم

ااااااااااااا چرا اخه؟!؟!؟

الهی فداشون بشم من

عطرتو نفس میکشم و میگم من باید دور خانومم بگردم که همش براش دردسرم و دیروزمم اونجوری تنهاش گذاشتم

***********

 خانومی:

چیکار کنم حالت خوب باشه!؟!
می‌چسبه دیگه..
دستمو میکشم توی موهات و میگم دیگه نبینم این جوری بگیااااااااا قربونت برم من..

اقایی:

حضورت کنارم خودش کلی کاره همه کسم

خخخخخخخخخ اینوریکه میگی بهت میچسیه احتمالا به منم میچسبه؛  حالا تنبیهم چیه؟!؟!؟

اخه دیروز اقاییه بدی شدم و تو بد صحنه ای خانوم رو تنهاش گذاشتم

****************

 خانومي:

فدات بشم من..
اون موقع تصمیم میگیرم.. 
فدا سرت عزیز دلم بعدا که حالت خوب شد جبران میکنی.

اقايي:

خدانكنه

نميشه يه تنبيه خوب در نظر بگيري كه كيف كنيم!؟!؟؟

ايجووووونم، بازم ببخشيد

*****************
خانومي:

نوچ نمیشه..
چون تنبیه اقایی و خانومش باید کیف کنه و اقایی باید تنبیه بشه.. 
صدا قلب خانومت و میشنوی!؟!؟

اقايي:

باشه خانومم هر جور دوس داري تنبيهم كن

چشامو ميبندم و ميگه بله

******************
خانومي:

چشم اقایی.. 
چی میگه! ؟! ؟

اقايي:

حشمات بي بلا نفسم

ميگه چرا مراقب اميدم نبودي،چرا منو نگرانم كردي

******************

 خانومی:

دستمو ميزارم رو دستت که رو سینمه و تیشرتم و گرفتی تو مشتت و رو موهات و میبوسم و میگم دیگه چی گفت!؟!؟

اقایی:

دیگه گفت که دلش برام تنگ شده و از دستم ناراحته و دیگه تنهاش نزارم

************

 خانومی:

روی موهات و میبوسم و میگم فدات بشم که قشنگ حرفای دل خانومت و گوش میدی و درک میکنی..
امید بهم قول بده زودی خوب شی..

 اقایی:

روی قلبتو میبوسم و میگم برای اینکه قلب منه تو سینه ی خانومیم که اینهمه خوب میتونم حسش کنم و حرفاشو بفهمم

میخوام فضامون عوض بشه و میگم زود خوب شم که تنبیهم کنی فسقلی خانوم؟!؟!؟

***************

 خانومی:

ای جووووووووووووونم..
اااااا فهمیدی! ؟! ؟! خخخخخخحح

اقایی:

جونت بی بلا ماهکم

میخندم و میگم واقعا فقط برای تنبیه کردنم گفتی زود خوب شم؟!!!؟

***********

 خانومی:

نوچ دلم میخواد زودی خوب شی
چون شیطونی کردی منم گفتم سر به سرت بزارم..

اقایی:

تو رو کنارم داشته باشم خوبه خوبه خوبه خوبه خوبه خوبه خوبه خوبه خوب میشم زودی نفسم

با شیطنت دوباره رو قلبتو میبوسم و میگم امیدت فدات بشه

*************

 خانومی:

اشالا عزیز دلم..
نیگات میکنم و میگم ببینم مرد من چی میخواد که این جوری شیطنت میکنه !؟!؟

اقایی:

قربونت بشم من خانومم

به زور جلوی خنده خودمو میگیرم و میگم من چه شیطنتی کردم خانومی!؟!؟!؟

***********

 خانومی:

نیگا نیگا چشماتو داره ازش شیطنت میباره حد اقل افکارت و نریز توی چشات داره میگه یه فکری توی اون سرت داره بالا پایین میپره و شیطونی میکنه..
بگو ببینم چیه!؟!؟

اقایی:

میخندم و میگم در کل منکه نمتونم چیزی رو از خانومیم قایم کنه اخه و میریزمشون تو چشام

بعد با تعجب میگم انگار خانومی بیشتر از من از افکارم خبر داره هاااااااا, حالا که خبر داری بگو ببینم چشام بهت چیا گفته؟!؟!؟!؟

************

 خانومی:

فدات بشم من..
آخه من فقط شیطنت کاری و که میخوای انجام بدی فهمیدم افکارت و نخوندم که..

اقایی:

خدا نکنه ملکم

خب حالا من چه شیطنتی میخوام انجام بدم؟!؟!؟!؟

*********

خانومی:

دقیق نمیدونم میگفت دلم میخواد برم زیر بولیز خانومم و سرمو بزارم رو هلوهای گرم و نرمم و گرمی تنت و قشنگ حس کنم و یه جوری بغلت کنم که از کنارم جم نخوري..
درست فهمیدم یا نه!؟!

اقایی:

دقیق نفهمیدی ولی درست فهمیدی خانومم

سرمو میکنم تو بولیز خانومیم و هلوهام رو میبوسم و میگم از دیروز تنهاتون گذاشتماا

بعد با شیطنت میگم بنظرت دیگه تو فکرم چی میگذره؟!؟!؟

***********

 خانومی:

زندگیم چرا هیچی نمیگی! ؟!
حالت خوبه!؟!؟

ینی چی!؟!؟
با تردید میگم شیرشو میخوای! ؟! ؟ اینو نفهمیده بودم!؟! ؟

اقایی:

دارم با مامان جونت رایزنی میکردم

میخواد تحریمم کنه

میخندم و میگم ممکنه یکمش باشه

**************

 خانومی:

رایزنی!؟!؟ تحریم!؟!؟
زندگیم مامان جون و اذیت نکن اون العان نگران حالته نگران خونوادست و خواهرت ما ام پیش همیم فیلم نگاه می‌کنیم کتاب میخونیم لوست میکنم دورت بگردم من..
اخم میکنم و میگم فعلا بیشتر نداریم تا زندگیم حالش کاملا خوب بشه..
تا این جاشم فقط به خاطر این که شیرم برات مقویه و باعث میشه زود حالت خوب بشه گفتم..

اقایی:

اوهوم

منم نگرانم ...الهی فدای خانومم بشم من.. ببینم پس مشکلی نداری میخواد گوشیم ازم بگیره؟!؟!؟؟!

حالت گریه میگیرم و میگم باشه مامان جون

حالا چرا دعوام میکنی؟!؟؟!

*************

 خانومی:

قربونت برم من پیشتم از چی نگرانی!؟! با این یه مورد مشکل دارم گوشیت و بگیره هیچ کاری نمیتونی بکنی تنهایی توی اتاق بعدشم از هم دیگه دور میشیم.. 
دورت بگردم زندگیم نگران حالتم وعلا خودت میدونی خانومت چقدر داغه و زود تر و بیشتر از اقاییش میخوادش..

اقایی:

پیشم نبودی که منم نبودم الان خانومم.... افرین منم سر همین داشتم باهاش رایزنی میکردم یکی یدونم و نه چیز دیگه ای

چشامو میبندم و میگم دعوا کردن نداشت این موضوع یکی یدونم

************** 

 خانومی:

خوب کاری میکردی رایزنی کن من پشتتم..
ببخشید آخه همش بلدی چه جوری راضیم کنی گفتم اولش محکم برخورد کنم.. خخخخخخخ

اقایی:

ممنون یکی یدونم؛ فعلا که بیخیال شد

خانومیمی دیگه باید بتونم راضیت کنم ولی میدونی که احساسم کنم دلت نمخواد حتی اگه وسط عشق بازیمونم باشیم میتونم دیگه ادامه ندم

********************

 خانومي:

مطمئن! ؟!
بله میدونم آخه اقایی من خیلی هوای خانومش و داره.. 
ببینم مامان جون دید سرت زیر بولیزم بود!؟!

اقايي:

فعلا بله، تا شب ببينيم ييهم پاتك نزنه بهمون

ميبوسمت و ميگم يدونه خانومي بيشتر ندارم كههههههه، بايدم هواشو داشته باشم

نوچ نديد، ميديد كه الان موشيم دستم نبود خخخخخ

*************
خانومي:

واي نگو امید میترسمااااااا
دورت بگردم من.. 
آخيش خدارو شکر

اقايي:

از چي ميترسي خانومم؟!؟!!؟

خدانكنه نفسم

بله واقعا

**************
خانومي:

ازین که ازت دور بمونم..
از بیخ گوشمون گذشت..

اقايي:

خانومي تا وقتيكه بتونم و خونه باشم و تو هر شرايطي باشم ازت دور نميمونيم ، مگه اينكه يا عين ديشب بشم و يا اينكه يه بلايي سرم بياد

اوهوم، وگرنه امشبم راهي بيمارستان ميشدم

**************
خانومي:

زبونت و گاز بگیر اشالا همیشه حالت خوب باشه..
امشب برای چی!؟!؟

اقايي:

نمشه خودت گاز بيگيريش!؟!؟!؟

اگه ميديد سرم چه جاي مقدسيه دوباره كارم ميكشيد بيمارستان ديگه

*************
خانومي:

دلم نمیاد..
خخخخخخخخخخخخخ
تازه داشت زندگیم به تفکراتش و شیطونی اش می‌رسید که مامان جون آمد خوب شد در حین شیطونی نیومد.. خخخخ

اقايي:

قربون دل خانومم بشم من

اونموقعكه كارم فراتر از بيمارستان ميرفت.... ولي خب شيطوني كردن و خانوميم قدغن كرده حالاحالاها

*************
خانومي:

خدا نتونه..
وای آره.. دورت بگردم شیطونی پایین و قد غن کردم ولی بالا هست من تنت و بوس میکنم و تو گردنت بازی می‌کنم که دیوونم شی اقایی میره زیر زیر بولیز خانومش و هلوهاش و حس میکنه و خودش و سیر میکنه و برا هم لوس میشیم و..

اقايي:

ميام بيرون و سرمو ميزارم رو شونت و چشامو ميبندم و ميگم دوست دارم

**************
خانومي:

سرت و از کجا میاری بیرون!؟
منم دستم و دورت میپیچم و موهات و نوازش میکنم و میگم منم دوست دارم عزیز دلم..

اقايي:

از زير بوليز خانوميم

خانومي سرم درد ميكنه، ميشه با مامان جونت بگي يه ليوان ابگرم بياره برام!؟؟؟

**************
خانومي:

ازون موقع تا العان چیکار میکردی زیر بولیزم!؟!؟
دورت بگردم سرت برای چی درد میکنه!؟! 
العان خودم برات میارم..

اقايي:

داشتم چاق سلامتي ميكردم

نمدونم خانومي، يدفعه اي درد گرفت

زحمتت ميشه يكي يدونم

***************
خانومي:

فدااااااش من میگم صداش نمیاد منم یادم رفته که زیر بولیزمه..
فدات بشم من بزار سرت و ماساژ بدم آها این جوری خوبه!؟! 
زندگیم رحمته..

اقايي:

خدانكنه، خخخخخخ خودت فرستاده بوديم زير بوليزت كه!!!!

ايجووونم، ممنون خانومم

اخم ميكنم و ميگم رحمت كيه!؟!؟ 

*********

خانومي:

اره هیم میدیم آرومی و سینهام یه جور میشن.. خخخخخخخخ
روی موهات و میبوسم و میگم وظیفمه حال سرت و خوب کنم.. 
میخندم و میگم حسودک من حسودیش شده.. خخخخخخ
رحمت خودتی عزیز دلم.

اقايي:

اره هيم چه زبونيه!؟!؟!!

لطف ميكني بهم ماه من

حسودي نكنم!؟!؟!

من اميدم اميد

*************

 خانومي:

اون آره هی میدیدم و... بود..خخخخخخخ
حسودیاتم دوست دارم عمر من.. 
قربونت برم من گفتم رحمت خدایی که به من داده شدی..

اقايي:

ميخندم و ميگم تازه به فرهنگ لغتت اضافش كردي!؟ 

فدات بشم من، بايدم حسود باشم

باش

**************
خانومي:

نه اشتباه لووووپی بود.. خخخخخخخ
بله عزیز دلم.. 
برام تعریف کن ببینم امروز زندگیم روزش چه جوری گذشت!؟!

اقايي:

لووووپي!؟!؟ كووو لوپتوووو ببينم

امروز صبح استرس داشتم كه دكترا چي ميخوان جواب بدن و ميترسيدم ازينكه بخوان چهارده روز منو اونجا نگهم دارن و خانوميمم خبر نداشت و هيچ راهي هم نداشتم بهت خبر بدم و وقتي گفتن نيازي نيس بمونم گفتم ميتونم الان برم!؟!؟ خنديد گفت عجله دارياااا يدونه سرم به خوردم دادن و توش دوتا امپول زدن كه نمدونم چي بودو بعد اومدم ظهري خونه پيش فرنازيم

اندازه ي دو سه سال استرس كشيدم از ديشب تا امروز

***************

خانومي:

اوهوم اینیاش..
الهی دورت بگردم امروز چقدر سخت گذشت به زندگیم.. 
بعدشم همش توی اتاق پیش خانومت بودی..

اقايي:

لپتو ميكشم و ميگم جوووووونم

شايد يكه ازون چند تاسخت ترين گذشتنا بود بهم

نه خانوميم همش تو اتاق پيش اميدش بوووود

****************
خانومي:

جونت بی بلا..
الهی فدات شم.. 
دورت بگردم..

اقايي:
خدانكنه

فرنازم!؟!؟؟؟

****************
خانومي:

جون دلم نفس فرناز!؟

اقايي:

جونت بي بلا همه كسم

خانومي اگه شب تو خواب يكم سخت تونستم نفس بكشم نترسياااا

بعد خانومي ممكنه مامان جونت هي بياد به من سربزنه، اگه يكم دير شد بعضي جواب دادنام ببخشيد و نگرانم نشي

***************

خانومي:

بنی چی سخت نفس بکشی!؟!؟ امیییییییید..
میخوای زود بخوابيم که زندگیمم استراحت بکنه و مشکلی پیش نیاد!

اقايي:

يني سخت نفس بكشم.... جان دلم خانومم!؟!؟؟ 

مشكلي كه پيش نمياد، اگه اومد مامان جونت ميگم خوابم نميبره..... حالا پيشم بمون فعلا خانومم

****************
خانومي:

 اميد نگرانت شدم.. حالت خیلی بده!؟!؟
چشم عمر من.. ولی من نمیخوام توی درد سر بیفتی مخصوصا میدونم مامان جون سر گوشی سخت گیره یهو نابود نکنتمون!؟!؟

اقايي:

نگران براي چي!؟!؟ مگه پيشم نيستي خانومم!؟؟؟؟ پيشم باش خوب ميشم

حداقل يكم ديگه پيشم بمون

****************
خانومي:

نگران حالتم.. اوهوم.. باش..
چشم زندگیم.. 
میخوای دراز بکشم و بیای بغلم به صدا قلبم گوش بدی با موهات بازی کنم و برات تعریف کنم از صبح چه کارایی کردم!؟!

اقايي:

زندگيم نگران حالم نباش، كنارت خوب ميشم

خوبم نشم تو از دستم راحت ميشي ديگه

زندگيم باتو بهترين روزامو داشتم، يه ارزو داشتم كه اونم محاله و فقط دوس دارم اون قوليكه بهم داده بودي كه عكس خانوميم رو بهم بدي رو ببينم 

چشمات بي بلا همه كسم

اره خانومم، دراز ميكشي و سرمو ميزارم رو سينت و ميگم قشنگ ترين ملودي اي كه شنيدمه و اينكه بابت حرفاي خطاي بالام ببخشيدم

*****************
اقايي:

ببخشيد كه خل شده اميدت و چرت و پرت ميگه

اوه اوه صدا مياد، فك كنم اومد بازرسي

*****************
خانومي:

دورت بگردم قول بده زودی خوب شی تا منم زودی از نگرانیم بابت مریضیت کم بشه..
امید میگیرم با دمپایی سیاه و کبودت میکنمااااااااا امروز کمر بستی دیوونم کنی!؟!؟!
دستمو دورت میپیچم و میگم دیوونم کردی بعد میگی ببخشید!؟! اون جوری نا امید میحرفی و بعد میگی ببخشید!؟!؟ تا من کنارتم دیگه نبینم این جوری بحرفیاااااااا میخوای روانیم کنی!؟!؟

فدات بشم من..
ای وای لو نریم!؟!

اقايي:

فقط در مورد اين حرف ميزنم كه دمپاييتو دوس داشتم خخخخخخخخ

 

خدانكنه ماهكم

رفتش، نه فسقليم لو نميريم

*****************
خانومي:

خخخخخخ خخخخخخخخ دیوونه.
خدارو شکر..

 

اقايي:

ديوووونگيمو دوس دارم

من سرمو گذاشتم رو قلب خانوميم ولي خانوميم افتخار ندادن كه امروز صبح تا من بيام چيكارا كردن

*************
خانومي:

منن دوست دارم.. خخخخ
دیوونم کردی یادم رفت.. خخخخخخخ
دستمو ميبرم لای موهات و میگم دیروز یهو دیدم نیستی اولش با خودم گفتم شاید مامان جون کارت داشته بعدش که تا شب نیومدی هم نگران شدم هم ناراحت که چرا بی خبر رفتی و منو گذاشتی توی نگرانی که آمدم شب بخیر گفتم ولی تا ساعت 3 خوابم نبرد و فقط توی تختم وول میخوردم تا خوابم برد و نزدیکای ظهر بیدار شدم و گوشیم شارژ نداشت و ناراحتم بودم و گوشیمو زدم شارژ و رفتم یه چیزی خوردم و رفتم حموم و تا از حموم درومدم آمدم پیشت و هم لباس میپوشیدم و هم جوابت و میتایپیدم و بعدشم که پیشت بودم رو تخت نشسته بودم و امیدیم و بغل کرده بودم و باهاش تعریف میکردم و کتاب میخوندم

اقايي:

قربونت بشم همه دنيام

دستاتو ميگيرم تو دستام و ميبوسمت

الهي قربون خانومم بشم من

فسقليم تنها تنها رفت حمووووووووم!؟!؟!!

**************
خانومي:

خدا نکنه زندگیه من..
آره دیگه دیشب که رفتی حموم کردنم نیومد منم امروز صبح رفتم.. 
راستی امروز حموم کردی!؟! میگن لباس بیرونیاتون و توی خونه اصلا نپوشیدن.

اقايي:

خداكرده

ببخشيد بازم بابت ديشب نفسم

نه خانومم، قرار بود امروز با بانو بريم كه نرفتيم، نترس بازرس وزارت بهداشت(مامان جونت) نمزاره با لباس بيرون باشيم......

منم لباس نو گرفتم و پوشيدم

**************
خانومي:

فدا سرت عزیز دلم حتما قسمت این بوده که نشه و یه سری دیگه بریم که خیلی زیاد بهمون خوش بگذره..
زندگیم قول دادی بری فردا حتما برو حموم هااااااا.. بیمارستان همین جوریش الودست دیگه کرونایی بشه دیگه بدتر.. 
یادم باشه از مامان جون هم خیلی تشکر کنم..

اقايي:

نمدونم والا

فسقليم قرار بود باهام بياي

بلي بلي؛فك كنم باز شمادوتا قراره منو حسوديمو فعال كنيد

***************

خانومي:

العان به نت منم چشم فردا صبح باهم توی حمومیم..
دورت بگردم حسودیت و فعال نکن بوسه هات و رو تن خانومت فعال کن که افت فشار دارم پیدا میکنم.. 

اقايي:

العان به نت يني چي اونوقت  وروجكم!؟!؟؟

سرمو از رو قلبت بلند ميكنم و دستمو ميكشم رو تنت و نوازشت ميكنم و لبمو ميزارم رو گردنت و اروم ميبوسمت

*****************
خانومي:

اي بابا تایپ من چرا این جوری شده.. گفتم بهانت..
دستمو ميبرم توی موهات و میچسبونمت به خودم و میگم اووووووووووووووم آخيش زندگیه خودمی

اقايي:

ايجانم

ميبوسمت و اروم گونه هاتم ميبوسم و دستمو ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و با موهات بازي ميكنم و پتومونو ميكشم رومون  و ميگم عزيزدلم اقاييت يكوچولو سرش دردميكنه، ميشه يكم دستتو بزاري رو سرم!؟؟؟!

******************

 خانومي:

جونت بی بلا..

میام بالا و پیشونیت و میبوسم و دستمو ميزارم روش و میگم زندگیم خوابش میاد!؟ گشنشه!؟! به چشماش فشار آمده!؟! آب نخورده!؟! شب سردی خورده!؟! چیکار کردی امیدیم سرش درد میکنه!؟!؟

اقايي:

اووووووووووو چقد سواااااال داره بانوم

خوابم كه تا خانومم خوابش نياد منم خوابم نمياد

گشنم!؟!؟ اوووووووووم الانكه فكر ميكنم يكم

چشام نوچ

اب خوردم

سردي نه

اينو نمدونم ديگه

******************
خانومي:

اوهوم...
باش زندگیم زودی میخوابیم.. 
ای جانم خوب زود تر بگو برات میوه بیارم یا نون پنیر!؟! اگر خیلی گشنت باشه میتونم چیزیم درست کنم برات..
مال گشنگی و خوابت.. 
دوباره پیشونیت و میبوسم و دستمو میکشم رو صورتت و میگم دورت بگردم من..

اقايي:

خوابمون نمياد كه هنوز ماهكم

هيچكدوم

خداكنه نفسم

خانومي شرمندم كردي، من بايد پيشونيه بانورو ببوسم

*****************
خانومي:

اخه اذیت نشی..
پس چی زندگیم!؟!؟
نگران نباش عزیز دلم.. 
اولندش دشمنت شرمنده دومنذش مگه منو اقاییم داریم آخه!؟!
زندگیم حواست باشه مامان جون نیاد مچمون و بگیری تقریبا12و30بود آمد.. دلم نمیخواد ازت دور بیفتم.

اقايي:

يني ميخواي منو بخوابوني و تنها بشيني خنگولكم يا خوابت مياد؟؟!! 

هيچي بيشترازغذا به همين ارامش بغل فرنازيم احتياج دارم

نوچ

چشم خانومم، از سه به بعد وقت دوره ي وبه، سه بخوابيم!؟!؟؟

*************

خانومي:

 نه بغل هم میخوابیم..
ای جووووووونم.. 
دورت بگردم.. 
چشمات بی بلا زندگیم پس توی نظر بعدی شب بخیر بگو که منم توی بعدیش شب بخیر بگم

اقايي:

دراز ميكشم وميكشونمت تو بغلم و ميگم از صبحه من بغل خانوميمم درست ولي شبا بايد خانوم تو بغل مردش باشه ديگه

پتومونو رومون درست ميكنم و دستامو دورت حلقه ميكنن  و نوازشت ميكنم و با موهات بازي ميكنم

سرتو ميبوسم و بعد ميگم خانومم بابت همه چيز ممنونم ازت

الانم ديگه گوشيتو بزار كنار تا بخوابيم همه دنيام

شبمون بخير ضربان قلبم

****************

خانومی:

ای جووووووونم بله مرد مهربونم..
آخ که چقدر دلم برای تاپ تاپ قلبت و دستای گرمت لای موهام تنگ شده بود..
وظیفم بود عزیز دلم..
چشم زندگیم..
شبمون بکیر نفسم

اقایی:

سلام خانومیه من

خوبی؟!؟!؟

صبح ظهریمون بخیر عزیزدلم

یکی یدونمم هنوز بیدار نششده؟!؟!؟ یا رفته پیش مامان جون اینا؟!؟!؟

جونت بی بلا ماه من

قربون دل مهربونت بشم من

چشمای نازت بی بلا

***************

 خانومی:

سلام اقایی
صبح بخیل
تو خوب باشی منم خوبم حالا حالا بهتره!؟ سرت خوب شده!؟
یکی یدونت همین العان چمشاشو باز کرد..
خدا نتونه..

اقایی:

علیک سلام نفسم

صبح بانومم بخیر

ایجونم.... دیشب راحت خوابمون برد ولی صبح از 9 به بعد همش خواب و بیدار بودم و از خواب میپرید و دوباره میخوابیدم و چند دقیقه پیش وقتی بیدار شدم و دیدم تو بغلمی اروم گرفتم..... الان که خوبم

ایجونم, الهی فدای خانومم بشم من

دیشب راحت خوابت برد خانومی؟

***************

 خانومی:

الهی چرا از خواب می‌پریدم زندگیم!؟!

خدارو شکر حالت خوبه..

اوهوم عالی مگه میشه بغلت باشم و لالایی قلبت زیر گوشم باشه و راحت خوابم نبره!؟!

اقایی:

نمدونم چرا ولی هی از خواب میپریدم

با داشتن تو کنارم حالم خوب عزیزدلم

الهی فدای ملکم بشم من... نوچ نمیشه

************

 خانومی:

الهی.. خوب چرا بیدارم نکردی! ؟!
فدات بشم من..
ای جوووونم فدای نوچ گفتنت بشم من..

اقایی:

اخه خوابم میبرد سریع

خدا نکنه عزیز دل اقایی

جونت بی بلا هستیه من..... 

**************

 خانومی:

ای جووووووووونم..
فدات بشم چیزی خوردی!؟! یا بریم حموم!؟!

اقایی:

جونت بی بلا ماهکم

اره یه لقمه خوردم 

الان بریم؟؟؟ میشه یه ساعت دیگه بریم؟؟؟

********

 خانومی:

یه لقمه همش!؟!؟
اوهوم.. برای چی یکساعت دیگه! ؟!

اقایی:

اوهوم...اخه میل نداشتم

الان یکم دلم خانومیم رو میخواد

**************

 خانومی:

ینی چی میل نداشتم!؟!؟ گفته باشم غذا نخوري مثل بچه ها بغلت میکنم شیرت میدم به زور ااااااا نزار عدا مامانارو برات در بیارم غذات و بخور که زودی خوب شی نفسم.. زندگیم غذا نخوري ضعیف میمونه تنت و زودی حالت خوب نمیشه.. 
ای جووووووووونم خانومت دورت بگرده..

اقایی:

ینی میلم نکشید غذا بخورم

ایجووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم شیر خخخخخخخ

اینجوری سه تا مامان پیدا میکنم  خخخخخخخخخ

چشم تو اینجوری ناراحت و پکر نشو

فرنازم اگه میخوای بری پیش مامان جون اینا برو..... یوقت بخاطر من نمونیااااا...نهار خوردی؟؟؟

جونت بی بلا خانومم

********************

خانومی:

مثل این که شیرخوردن بیشتر از غذا خوردن دوست داری..
خخخخخخخ دیوونه..
چشمات بی بلا عمر من..
باش.. آره زندگیم خوردم.. امروز بابا و داداشم نیستن منم موندم پیشت..

اقایی:

نمیدونستی؟!؟!؟!؟ در کل که عاشق شیر خوردنم ؛ اونم طبیعی و تازه .... 

دیووووونتم دیگه دیوووونه؛ البته تو دیوووووووووووونم کردی فسقلی خانوم

نوش جونت.... ایجوووووووونم؛ پس وقتی خانومیم مونده پیشم من برای چی برم حموم!؟؟!؟!

*************

 خانومی:

نوچ.. ای جونم..
ناهار خوردی یا شیر میخوای بخوری!؟!؟
فدات بشم من..
نه زندگیم اگر میخوای بری حموم برو من منتظرت میمونم کتاب میخونم تا از حموم در بیای..
زندگیم هر وقت کاری داشتی بهم بگو من خودمو سرگرم میکنم تا بیای نگرانم نباش عزیز دلم..

اقایی:

پس بدون.... جونت بی بلا ماه من

شیر فعلا نه.... نهارم نخوردم هنوز 

خدا نکنه

باشه میرم ولی الان نه

کار و زندگیه من خود تویی وروجک.... نگران که نیستم خوشگل من....

*****************

خانومی:

چشم..
این نه اون نه نداریم یا ناهار یا شیر زود انتخاب کن ینی چی تا العان ناهار نخوردی! ؟! ؟
زندگیم حالت خوبه!؟!؟ احساس میکنم بی حسی یا از چیزی ناراحتی که هیچ کاری نمیکنی و بغل خودم موندی..
میدونم ولی بلاخره یه کارایی مثل پیش خونواده بودن و حموم کردن و غذا خوردن و انجام کارات داری دیگه زود تر بهت میگم که اگر یه وقت خواستی به کارات هم برسی من مشکلی ندارم و ناراحت نمیشم حتی اگر بخوای با دوستات بری فوتبال ببینی یا بگردی هم ناراحت نمیشم چون حق داری یه وقتایی مجردی خوش بگذرونی و منم خودمو سر گرم میکنم درسته دلتنگ میشم ولی درکت میکنم..

اقایی:

چشمات بی بلا عزیزدلم

اوه اوه مامان کوچولوم عصبانی شدش..... خب باششه عزیزدلم....نهار میخورم...حالا نهار چی داریم؟!؟!؟

جان دلم؟!؟!؟ واااااا نمدونم انگار که جسم و قلبم بیشتر ازینکه به من بگه چشه با خانومیم صحبت میکنه....

دستمو میکشم رو موهات و نوازشت میکنم و میگم فسقلی رفیقم، دوستم، کارم تویی..... یبارم گفتم بهت که من دورمو از هر چی رفیقه خالی کردم که فقط با تو باشم خانوم خانوما.... 

پیش خانواده هم که نمیتونم برم.... میمونه حموم که بخوام برم بهت میگم و میرم... غذامم که میخورم...کارمم که تویی دیگه

دیگه چه مسئله ای میمونه؟!؟!؟

ولی خب اگه وروجکم دلش میخواد یه تایمایی رو از دیوونه بازیا و خل بازیای امیدش در امان باشه, تو روز یه تایمایی رو مشخص کن و بخودت از دست من آف بده.....

ولی بخوای بری بگردی باید با خودم بری... 

********************************

 خانومی:

اوهوم.. پوره سیب زمینی..
جونت بی بلا عزیزم.. خخخخخخخ حالا درست میگه یا دروغ میگه!؟!
فدات بشم من..
نه زندگیم..
ای جووووووووونم..

 اقایی:

پوره چیه؟

نمدونم والا...... ولی فک کنم حال ندارم وگرنه من اینهمه بیکار نمینشستم مخصوصا که منم و خانومیم تنها

خدانکنه

جدی اگه دوس داشتی بخودت اف بدی بگو بهم..... میدونم بعضی وقتها خسته کننده میشم.....

مثلا الان خودم بهت آف میدم.... من برم حموم فرنازم؟!؟!؟!؟

جووونت بی بلا....

************************

خانومی:

سیب زمینی آب‌پز که خمیری شده..
آره چون مرد من خیلی فعال بود..
از کجا میدونی!؟!
دیوونه خول و چل خودم.. باش زندگیم منتظرتم..

 اقایی:

اها, باشه از حموم اومدم میخورم

حالا ببینم  زمانیکه فعالم رو دوس داری یا زمانیکه اینجوری ارومم؟!؟!؟

از همینجاها

کیف میکنم با این دیووونه بودنم من...تو رو نمدونم... کاش واقعا میشد خانومیمم باهام میومد

*****************

خانومی:

باش زندگیم..
هر دو جورت و دوست دارم عزیز دلم..
اوهوم کاش میشد..

اقایی:

الهی قربون باش گفتنت بشم من

ایجونم

خانومم اومدم, موهامم خشک کنم

*******************

خانومی:

زندگیم در نیومدی!؟!؟
امیدیمم حکومتش مثل خانومش طولانیه.. خخخخخخخ

 اقایی:

چرا خانومی... جوابم دادم که؟!؟!؟

حکومت چیم؟!؟!؟!؟

****************

خانومی:

خدا نتونه..
جونت بی بلا عمر من..
ای جووووووونم افیت باشه عزیز دلم..
اون دیگه کار خودمه میشونمت روی صندلی و با حولت آب اضافی موهات و میگیرم و میکشمش بالا و صورتت معلوم میشه و گیشونیت و میبوسم و سشوارو میزنم برق و روشنش میکنم و میگیرم روی موهات و دستمو ميبرم لای موهای خیست و تکون میدم و تقریبا موهات خشک میشه ولی یکم نم داره هنوز و برس و بر میدارم و اروم آروم و دسته دسته موهات و حالت میدم و آخرین دسترو که سشوا کردم یکم اسپره حالت دهنده میزنم کف دستم و میمالم و بعد میکشم لای موهات و میگم مرد جنتل من خودمی اقایی من..
ببینمت دوش گرفتی حالت آمد سرجاش هاااااااااا..

 

افیت باشه عزیزم..
حمومت.. این صفحه تایپک جدی جدی یه ایرادی پیدا کرده..

اقایی:

ممنون یکی یدونم

موهامو خشک میکنی و منم فقط نیگات میکنم و کارت که تموم شد دستاتو میگیرم و مینشونمت رو پام و دستاتو میبوسم و میگم برای تبدیل شدن به یه مرد حنتلمن باید یه ملکه وجود داشته باشه که ملکه ی منم تویی که مردتو تبدیل به یه جنتلمن کردی همه کسم

نه به دوش ربطی نداره..... به جادوی بوسه ای که رو پیشونیم زدی و دستات تو موهام ربط داره

 

ممنون خانومم

اها حمومم..... تقریبا..... صفحه تایپک چیه؟!؟؟!؟! اها تایپت... خخخخخخخخخخخخخ اره انگار الکل خیلی بهش زدی و هنوز تو شوکه خخخخخخخخخخخخخخ 

*********************

 خانومی:

گوشه لبت و میبوسم و میگم ملکت فدات بشه..
ای جوووووونم پس زیاد بوست کنم زودی خوب شی..

اوهوم.. آره.. خخخخخخخخ.. مست شده..

اقایی:

دستمو میبرم تو موهات و باهاشون بازی میکنم و تو چشات نیگا میکنم و میگم ببخشید از دیروز تا الان خیلی اذیتت کردم خانومم

جونت بی بلا هستیه من؛ تو کنارم باشی زودی خوب میشم

ایجااااااان؛ منم مستم...... مست اون کسی که الان گوشیش تو دستشه و داره حرفامو میخونه..... ایجووووونم نیگاش کنم چه لبخندی هم میزنه ...قربون خنده هات بشم من

*****************

 خانومی:

اخم میکنم و میگم دیگه این جوری نحرفیاااااااااا
جونت بی بلا.. دیوونه.. خدا نتونه زندگیم..

اقایی:

چی گفتم مگه بانو که مستحق اخمت شدم؟!؟!؟؟!

دیوووووووووووووونتم دیووووووووووووونه ؛ یه دیوونه ی زنجیره ای که با هیچ قرص و دارو و دوایی حالش خوب نمیشه جز یه تو

*****************

 خانومی:

همین که میگی اذیتم کردی..
دورت بگردم من..

 اقایی:

دستمو میکشم رو ابروهات و میگم اخم رو صورتت رو دوس ندارم فرنازم.... از گستاخیم معذرت میخوام

خدا نکنه ... تو ماهی و من باید دور ماهم بگردم

**************

خانومی:

مظلوم میشم و دستمو میکشم رو صورتت و میگم دورت بگردم این جوری با مرد من نحرف دلم میگیره ببخشید اخم کردم بهت..
فعلا خودم میگردم تا حالت کاملا خوب بشه..

 اقایی:

دستمو دور کمرت حلقه میکنم و سرمو میبرم تو گردنت و نفس میکشم و میبوسمت و میگم چشم عزیزدلم دیگه با مردت اونجوری نمیحرفم

ایجوووووونم؛ قربونت بشم من

***************

خانومی:

دستمو ميبرم توی موهات و میگم چشمات بی بلا نفس من..
جونت بی بلا زندگیم..

اقایی:

اروم تو گوشت میگم یکی یدونه ی امیدتی دیگه

جونم فدای فرنازم

*************************

خانومی:

بلی یدونه امیدیمم دردونه خودشم..

اقایی:

الهی قربون یکی یدونه ی  دردونم بشم من

خانومی گشنم شدش؛ میشه اون گوشیه منو برداری و زنگ بزنی بگی مامان جونت غذا بیاره برامون؟!؟!؟!؟ 

*************

خانومی؟

خدا نتونه زندگیم..
مگه پوره نخوردی!؟!

اقایی:

نه ؛ قرار بود خانومیم بیاره بخوریم بعد ازینکه از حموم اومدم که گرفتمت تو بغلم و نزاشت جایی بری

*********************

 خانومی:

خخخخخخ
راست میگی ااااااا ببشخید زندگیم..
العان میرم میارم برات نوش جان کنی..

اقایی:

دیووونه بخشید چیه اخه.... خودم نخواستم که از بغلم جم بخوری دیگه

ممنون ولی نوش جان کنییییییییییییییییم

**************************

 خانومی:

فدات بشم من اخه منم نباید یادم میرفت مستت شدم و همه چیز و فراموش کردم..
بله زندگیم بفرمایید نوش جان کنیم..

زندگیم کجایی!؟!

اقایی:

خدا نکنه نفسم.... قربون خانومیه مستم بشم من... دلت برای امیدت تنگ شده بود دیگه

ایجوونم... ممنون خانومم

از بازرسی (مامان جونت) تشریف اورده بودن و ولم نمیکرد

*************************

 خانومی:

اوهوم واقعا دلم برات تنگولیده بود..
ای جان چی میپرسیدن مامان جونم!؟! خخخخختخ

اقایی:

قربون دل تنگ مهربونم بشم من.... دل منم برات  یذره شده

جانت بی بلا....

حالت خوبه.... چیکار میکنی تو گوشی (خوشم میاد این سوال رو چه سالم باشم و چه مریض میپرسه خخخخ).... گشنت هست یا نیست..... شام چی میخوری درست کنم...داروهاتو خوردی یا نه... چرا خودتو مریض کردی..... کلی نصیحتمم کرد که مراقب خودت باش.... زیاد تو گوشی نرو.... 

*******************

اقایی:

فرنازیم رفته پیش خانواده؟!؟!؟!

مراقب خودت باش ماهکم

سلام منم برسون به خانواده

*****************

 خانومي:

قربون دلت بشم من..
ای جانم سلام منم بهشون برسون.. 
اوهوم.. 
چشم عزیزم.. 
چشم مهربونم

اقايي:

خدانكنه نفسم

جانت بي بلا، رفتش اگه اومد چشم بزرگيتو ميرسونم

چشمات بي بلا

پس بزار كناركوشيت رو خانومم، كي مياي پيشم!؟!؟؟

*******************

خانومي:

چشات بی بلا عمر من..
هستم حالا..

اقايي:

ايجووووونم

مامانجون كليد نكنه رومون

******************
خانومي:

جونت بی بلا..
نه نگران نباش امشی حالش خوبه..

اقايي:

اااااا چخبره!؟!؟!؟ ايشالا هميشه خوب باشن

*******************
خانومي:

هیچی از صبح تنها بوده آرامش گرفته.. خخخخخخخخ

اقايي:

ديوووووونه

********************
خانومي:

خخخخخخخ
با امیدیم گشتم دیگه

اقايي:

اميدت فدات بشه

خوبه حالا مامان جون چيزي نمگه بهت كه ببين اميد باهات چيكار كرده هاااا

*******************
 خانومي:

خخخخخخخخ
میگه اونی که میاد توی زندگیت چی میکشه از دستت دیوونه میشه طفلکی.. خخخخخخخ

زندگیم فکر کنم مامان جون ول کنت نیست و سرت شلوغه من دراز میکشیم هر وقت آمدی بیا بغلم کن.

زندگیم حالت خوبه!؟!؟
یهو رفتی منم نگرانم.. 
نکنه باز رفتی بیمارستان!!!!!!!
امید اگر نمیتونی تایپ کنی حد اقل برام شکلک بزار

اقايي:

واقعا ميگه !?!?!!!

نه خانومم كسي نبود پيشم، نت خطم ديروز تموم شده بود و نت وايفايمم تا الان انتن نميداد و تا الان واسادم كه نت شبانم فعال شه

الان بهترم

نه فعلا كارم نكشيده به بيمارستان بازم

خخخخخخخ فسقليمم شكلك بزار رو ازم ياد گرفته هااااا، يادته اون اولا قهر ميكردي باهام و ميگفتم شكلك بزار!؟!؟

*******************

 خانومي:

ساعت 1 شد و نیستی..
خوابم نمی‌بره.. 
گوشیم داره شارژش تموم میشه..

اقايي:

فرنازم جواب دادم كهههههههه!؟!؟

بيا بغلم ببينمت

نهههههه شارژرت پيشت نيست!؟!؟

******************
اقايي:

فرنااااااااازم

جواب دادم كههههههه من

زندگيم!؟!؟

يكي يدونم!؟!؟

ماهكم!؟!؟؟؟

****************
اقايي:

نفسم

ماه اسمونم

خانومم

خورشيد زندگيم

ضربان قلبم

تاج سرم

****************
خانومي:

جان دلم..
دیر جواب دادی زندگیم.. 
موردم از نگرانی.. 
امید شارژم کمه شارژرمم اون یکی اتاق مونده..

اقايي:

جونت بي بلا نفسم

ببخشيد، نتام همه با هم بازي دراوردن

ببخشيد خانومم

يني الان خاموش ميشهههههه!؟؟؟!! 

******************
خانومي:

جونم..
جونم زندگیم.. 
یه نفس بگیر..

اقايي:

جونت بي بلا همه كسم

نمتونستم، نفسم نبووووووود

*****************
خانومي:

دورت بگردم من..
العان که پیشتم بیا بغلم نفست بیاد سر جاش..

اقايي:

خدانكنههنهه

ميام بغلت و دستمو دورت حلقه ميكنم و ميگم از ساعت دهه همش تو گوشي ام كه نتم وصل شه

****************
خانومي:

به قول اقاییم خدا کرده..
من دراز و اقایی مایله روم و سرت رو شونمه و منم دستمو دورت میپیچم و سرمو میزارم روی سرت و اروم پشتت و نوازش میکنم و میگم اشکال نداره زندگیم ببین تله پاتی تا العان بیدار نگهم داشت تا کنار هم باشیم..

اقايي:

اقاييت فدات بشه

فداي خانومم بشم من

نيگات ميكنم و ميگم دلم برات تنگ شده بود تو اين سه ساعت

**************

 خانومي:

پيشونیت و میبوسم و دستت و میگیرم توی دستم و میگم منم دلم برات تنگ شده بود عزیزم

اقايي:

لبخند ميزنم و ميگم خيلي بد بود خانومي

سه ساعتنشسته بودم تو اتاق و به ديوار زل زده بودم

*************

 خانومي:

ميفهمم زندگیم خودمم کشیدم خیلی اعصابمت خورد شده میدونم عزیز دلم ولی العان که بغلتم و بغلمی دیگه چشمات و ببند و به صدا قلب فرنازت گوش بده که چه قشنگ داره واست میزنه زندگیم..
چشمات و میبندی و اروم پتومون و میکشم رومون و پات و میزاری رو شیکمم و دستات و محکم تر میکنی دورم و میگی..

اقايي:

الهي قربون خانومم بشم من

چشامو ميبندم و ميگم قشنگ ترين ملودي اي كه تا الان شنيدم صداي قلب خانوميمه كه همه دنيامهههه

دستامو دورت حلقه ميكنم و رو سينتو ميبوسم و دوباره سرمو ميزارم رو قلبت و ميگم دوستدارم همه دنيام

*************
خانومي:

فدات بشم من..
منم دوست دارم بهترینم..

اقايي:

خدانكنه همه كسم

الهي فدات بشم من

سرشب دراز كشيده بودم مامان جونت اومدع ميگه كيف ميده تنهايي!؟!؟

ميگم اره لب سواحل مديترانه نشستم و دارم افتاب ميگيرم

***************
خانومي:

خخخخخ
با کی رفتی سواحل مدیترانه!؟!؟!؟ جواب بدهههههههههه

اقايي:

خخخخخخ 

خنگولكمو نيگاش كنااااااا

******************
خانومي:

آآآآآآه زود تند سریع جوابمو بده..
نظرای بعدی باید شب بخیر بگیم

اقايي:

ميخندم و ميگم زود تند سريع چي رو جواب بدم وروجك!؟!؟؟

ايجااااان، پس شب بخير گفتن امشبمون با بانو

*******************
خانومي:

با کی رفتی سواحل!؟!؟!
چرا با من!؟! ؟
راستی شام خوردی!؟!؟

اقايي:

واااي خداي من، كدوم سواحل فسقليم!؟؟؟؟

پس با كي؟؟!؟!؟؟

نخير، واسادم با خانومم بخورم، خانوميم چطور!؟! 

******************
خانومي:

باش خودت و بزن به خنگی وقتی قهر کردم متوجه میشی..
با اقاییم.. 
من خوردم اون موقع که خبری ازت نشد مامان جونت صدام کرد رفتم شام..

اقايي:

سرمو مياوم بالا و تو چشات نيگا ميكنم و ميگم قهر براي چي اخه فرنازم!؟!؟؟؟

اقايت كه وظيفشه شب بخير بگه، ولي ميخوام تا اخرين موقع كه شارژ داري باهم باشيم، بخاطر همين گفتم با خانوميم

نوش جونت 

****************
خانومي:

بخاطر این که ازت میپرسم با کی رفتی ساحل خودت و میزنی به بیراهه..
باچ پس نظر بعدی شب بخیل میگم.. 
ممنون ولی زندگیم چی!؟! العان برات بیارم بخوری! ؟!

اقايي:

ميخندم و ميگم كدوم سااااحل فسقليم!؟!؟!؟

يني نظر بعدي گوشيت خاموش ميشه نفسم!؟!؟؟؟

تنهايي ميلم نميبره عزيزدلم

****************
خانومي:

اووووووم اصلنشم قهرم..
اوهوم 
میلم نمی‌بره گفتم نداریمااااااا 
همین جور که بغلمی زیپ بالای بولیزمو باز میکنم و هلوت و میارم بیرون و میزارم دهنت و سفتم میگیرم بغلم که بخوری و میگم وقتی گوش نمیدی مجبورم میکنی به زور متوصل شم.. 
دستمو ميبرم لای موهات و میگم نظر بعدیت و شاید بتونم بخونم ولی از العان شبمون شیرین عزیزم.. 
فعلا هم بیدارم تا سیر شامت و بخوری این و گفتم که بدونی نمیتونی در بری

اقايي:

خانومي قهر براي چي اخهههههه!؟!؟!

راس ميگيهواسم نبود

مامان كوچولوم به زورمتوسل شدهههههه، جووووووووون لبمو ميزارم رو نوك هلوهام و ميك ميزنم و ميخورمشون

ايجووووووونم، ولي خل و چلم ميدونيكه من هميشه مشتاقه خوردن هاوهامم كه كلي براشون زحمت كشيدم تواين چندسال و هيچ جوره ازخوردنشون در نميرم من

همينجوريكه دارم شير ميخورم پتومونو رومون مرتب ميكنم و دستامو دورت حلقه ميكنم و ميگم به به چه خوشمزس و دوباره ميخورم و يكم بعد ميگم جووووووون چه كيفي ميده شبا قبل خواب شير بانورو بخورمااااااا

ميخندم و ميگم شبمون بخير ماه من و دوباره سرمو ميكنم تو هلوهام

****************
اقايي:

اينو يادم رفت بگم

خانومي با قهر خوابيدي حالم گرفته شد و چشام باروني

شبمون بخير

****************
اقايي:

سلام زندگيم

صبحمون بخير ماه من

خوبي!؟!؟؟

ايجاااااان، دستمو ميكشم رو صورتت و ميگم نيگاش كن چه نازخوابيده

*****************

اقايي:

هنوز بيدار نشده يكي يدونم!؟؟؟

ساعت دو و نيم شده هاااااااااا

اگه باز خوابم برد ببخشيد

حالم خوب نيست

*******************

اقايي:

فرنازم كجايي!؟!؟!

مزاحمتم فسقليم!؟!!

دلم برات تنگ شده

ساعت سه و بيست و هفت شدش

مراقب خودت باش عزيزدلم

حالم خوب نيس گوشيمو ميزارم كنار

********************
خانومي:

سلام عزیز دلم
خوبی زندگیم!؟!چرا حالت خوب نیست عزیزم!؟! 
میام کنارت دراز میکشم و میکشمت تو بغلم و فشارت میدم به سینم و توی گردنت نفس میکشم و میگم
ببخشید مهربونم.. 
صبح که نه ظهر که از خواب بیدار شدم گوشیمو زدم شارژ و رفتم پبش مامان تا روشن بشه دیگه نزاشت بیام تا العان..

اقايي:

عليك سلام عزيزم

نوچ، نمدونم.... صبح ساعت ده بيدار شدم و تا دوازده وب بودم منتظر بانوم و نبودي و حال نداشتم و دوازده خوابيدم و دو بيدارشدم و اومدم وب و ديدم نيستي و موندم تا سه و خورده اي و بازم نبودي

پس خوبه امروز تا الان از دست من آف بودي و امشبم كه چهارشنبه سوريه و پيش خانواده اي عزيزدلم

سلام منم بهشون برسون 

چهارشنبه سوريتم مبارك

******************

 خانومي:

 دورت بگردم امروز چه زود بیدار شدی..
الهی فدات شم من اقاییم امروز فرنازیش و ندیده و ناراحته دورش بگردم من.. 
قربونش بگم من خیلی قشنگ خوابش برده بود.. 
فکر نکنم چهارشنبه سوری داشته باشیم.. 
چهار شنبه سوریموووووووووون مبارک مرد مهربونم..

اقايي:

اوهوم زود بيدار شدم

 زندگيمي ديگه، نيستي نفسم نمياد

خدانكنه

نبايدم داشته باشيم، بيرون حق نداريم بريمااااا فسقلي خانوم.... حتي اگه باباجون اينا بگن

عزيزم مباركه

****************
خانومي:

قربونت برم من..
حتی اگر بابام بگه!؟!
مبارکمونه عزیزم..

اقايي:

خدانكنه عزيزدلم

حتي اگه باباجون بگن

بلهههههه مباركمونه

****************

 خانومي:

باچ چمش..

اقايي:

افرين دخمل خوب

حالا بدو بيا بغلم ببينمت دلم برات يذره شده

*****************
خانومي:

دراز کشیدی روی تخت و میپرم بغلت و لپت و میبوسم و نیگات میکنم و قیافت یه جوری شده و.... خخخخخخخ

اقايي:

دستمو دورت حلقه ميكنم و بخودم فشارت ميدم و خنده توام با درد دارم و ميگم فسقليم خوبه ميگم بيحالم هااااااونوقت با اين سرعت و تندي ميپري روم خل و چلم!؟!؟

**************

خانومي:

دستمو میکشم زیر دلت و میگم فدای بی‌حالیت بشه خانومت دردت آمد!؟! ببشخید زندگیم گفتی بیام بغلت ذوق ذره شدم

اقايي:

پيشونيتو ميبوسم و ميگم نه دردم نيومد عزيزدلم ، شوكه خوبي دادي به بدنم 

***************
خانومي:

فدات بشم من میدونم دردت آمد این جوری میگی من ناراحتت نباشم ازت ممنونم..

اقايي:

شيطنتم گل ميكنه و اروم در گوشت ميگم شايد دردش اوووومده بااااشه

*****************

خانومي:

ميام کنار از روت و میگم کجات درد گرفته زندگیم!؟!

اقايي:

ميكشونمت تو بغلم و پاهامو دورت حلقه ميكنم و ميگم هرجام 

*****************
 خانومي:

متعجب نیگات میکنم و میگم هرجات ینی کجات!؟!

اقايي:

سرمو ميندازم پايين و ميگم اااااا خب خجالت ميكشم بگم

******************
خانومي:

دستمو ميزارم زير چونت و میگم فدات بشم من اقایی که نباید از خانومش خجالت بکشه..

اقايي:

ميخندم و ميگم مصممي كه ازم حرف بكشي فسقلي؟!؟!؟؟

خب باشه ميگم، پريديتو بغلم و  زانوت خورد به ابنباتت

*****************

خانومي:

جوابای دیشب تا امروز..
قهر کردم چون تفره میرفتی از سوالام.. 
ولی زندگیم من که جدی جدی سر این چیزا قهر نمیکنم که بخواد چشمات بارونی بشه عزیزم..
وقتی غذا نخوري مجبورم دیگه.. 
میدونم زندگیم.. 
ینی میخوای هر شب قبل خواب شیر بخوری!؟!؟!؟!
دیشب حسابی دل از عذا درآوردیاااااااااا نوش جونت بشه زندگیم..

پیشت بودم.. 
مزاحم چیه خول و چل من.

اقايي:

از چي تفره ميرفتم!؟!؟ خنگولم اخه كدوم سواحل!؟ 

ميدونم ولي اخه هي ميگفتي

ايجان

اينجوري كه تو سوال ميكني نع

نه خانومم زودي خوابم برد

************

خانومي:

بلی..
الهی بهشتش فداش بشه دستمو میکشم روش و میگم دورت بگردم خیلی دردت آمد!؟!

اقايي:

يني خودت نفهميدي وروجك!؟!؟ 

خدانكنه، دستمو ميزارم رو دستت و ميگم الان اووم شد

****************
خانومي:

جواب دادن به سوالم.. من چه میدونم آخه..
ببشخید.. 
جونت بی بلا... 
پس چه جوری بگم!؟ این جوری بگم خوبه!؟!
زندگیم ینی دوست داری هر شب شیرت بدم تا بخوابی عزیز دلم!؟!
او هوم یه نیم ساعتی خوردی و خیلی ناز آروم گرفتی دلم برات ضعف میرفت.. 

خیلی دقیق نفهمیدم کجا خورده.. خخخخخخ
دورت بگردم من ببخشید زندگیم فکر کنم خیلی درد داره اونجان بخوره بازم ببشخید..

اقايي:

خنگولم مامان جونت گفتن تنهايي تو اتاق كيف ميكنيااا، منم به مسخره گفتم كه اره لب سواحل مديترانه دراز كشيدم و دارم كيف ميكنم

نميبخشم

خخخخخخخ

اره خوبه

خب هم گشنم بود و هم خوشمزه و هم ارومم كرد و خوابم برد... ولي انگار خانومم بيدار مونده بود،اره!؟!؟

خخخخخخ

فدا سرت، ماله خودته

*****************

خانومي:

خنگولم من کلی زدمت به درو دیوار که به من بگی تنها توی اتاق نه با خانومت کنار سواحل بودی..
منم میتونم نبخشمتاااااااااا
ببین دوست داشتی من میدونم دوست داری همش هلوهات و بغل کنی و شیرش و بخوری ولی نمیدونم چرا از خانومت خجالت میکشی همش.. 
ای جان دلم فدات بشم من عمر من نوش جونت.. آها انگار بیشتر از نیم ساعت داشتی میخوردی ااااااااا خخخخخخخخ من تا نیم ساعت داشتم گرمای تنت و حس میکردم بعدش خوابم برد ولی احساس کردم بعد نیم ساعت آروم شدی بغلم.. 
اوهوم مال خودمه

اقايي:

ديووووونه نصف جونم كردي ديشب

گروكشي ميكني وروجك!؟!!؟ بعد اونوقت در موردچه موضوعي!؟؟؟؟

صد البته ، ميدونيكه من هميشه و هرلحظه دلم ميخوادخانوميم رو

من تايم نگفتم كه، خودت گفتي نيم ساعت.... من نمدونم چقد شد ولي خيلي زود خوابم برد عزيزدلم

ايجووووووونم

*****************
خانومي:

چيکار کنم حرفی که میخامو نمیگی..
نه اصلااااااااااا..
فدات بشم من.. 
حتما من خوابم برده خیالت راحت شده خودتم سیر شدی و اروم گرفتی و زودی خوابت برده.. 
جونت بی بلا.. ابنباتم مال من هلوهات و بهشتت مال خودت

اقايي:

الهي قربونت بشم تو كه ميدوني تنهايي هيحكاري نميكنم و همه جا فقط با خانوميم ميرم كه تنها فرد تو زندگيمه كه دوس دارم روزا و شبا و لحظه هام رو 

باهات باشم

معلومههههه

خدانكنه

فك كنم من زودتر از خانوميم خوابم برده كه اينهمه دقيق گفتي نيم ساعت خوردم

 ايجووووووووونم

**********

 خانومي:

ميدونم زندگیم ولی خانومی دوست دارن همش این چیزارو بشنون..
چی معلومه! ؟!
ای جووووووووونم قربون شیر خولدنت بشم من.. 
جونت بی بلا عمر من..

اقايي:

الهي فداي خانومم بشم من، منكه هميشه بهت ميگم همه دنيامي

گروكشي

خدانكنه نفسم

**********

خانومي:

هميشه همیشه همیشه بهم بگو زندگیم..
اها.. 
خدا کرده

اقايي:

ايجااااانم، چشم عزيزدلم، حلقه دستمو دورت محكم ميكنم و بخودم فشارت ميدم و ميگم هميشه ي هميشه ي هميشه بهت ميگم ماه من

فرنازم چرا وقته حساس شده كه تند تند بهش بگم جريان خط بالارو!؟!؟ از چي ميترسي فسقليم!؟!؟

يه خانوميه با شخصيت از اها استفاده نميكنه هااا

الهي قربونت بشم من

*************
خانومي:

ممنون مهربونم..
نمیدونم دوست دارم دائم بهم بگی.. 
ببخشید زندگیم

اقايي:

وظيفمه همه كسم

الهي فدات بشم من، خوشگلم تو تموم زندگيه اميدتي

و هيچكسي هم تو زندگيم نيست و هيچكسي روهم نمتونم جاي تو ببينمش و سند قلبمم بنام فرنازيم خورده

*************
خانومي:

ممنون زندگیم، انرژی گرفتم..
ای جونم دردونه من ممنونم..

اقايي:

جونت بي بلا زندگيم

فسقليم فكراي الكي نكن

*************
خانومي:

ميام بغلت سرمو میزارم رو سینت و میگم چشم سروری

اقايي:

دستامو دورت حلقه ميكنم  و ميگم اينجوريكه معلومه خانوميم يچيزيش هست

زندگيم چيشده !؟!؟!؟چفكري در مورد اميدت كردي!؟!؟ چي اذيتت كرده!؟!!

*************

خانومي:

محكم میچسبمت و میگم منم مثل اقاییم از زندگیم دور موندم حالم بده ولی یکم لوسم طول میکشه حالم خوب شه بعدشم عصری اون جوری آمدم بغلت خیلی حالم گرفته شد اذیتت کردم..

اقايي:

اخم ميكنم و ميگم فسقلي يبار ديگه بگي اذيتم ميكني من ميدونم و تو

دستمو ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و سرتو ميبوسم و ميگم نع ،اين چيزايي كه گفتي نيس عزيزدلم، يچيزي شده

****************
 خانومي:

همین بود فقط دلم میخواست برات لوس شم یکم لوسم کنی بوسم کنی همین..

اقايي:

سرمو ميبرم تو گردنت و عطرتو نفس ميكشم و ميبوسمت و ميگم همه هستيه من تويي فرنازم، اروم ميگم ببين دو روز اقاييت مريض شده خانوميم چرا اينهمه فكر و خيال اومده تو سرش و بيحال شده

****************
خانومي:

همين مریضیت جون منم میگیره فقط خودت خسته و کسل نیستی وقتی این جوری میشی منم همون حال و دارم

اقايي:

دستمو دو طرف صورتت قاب ميكنم و تو چشات نيگا ميكنم و چند قطره اشك ميريزه رو گونه هام و ميگم ببخشيد خانومم كه باعث خسته و كسل شدنت شدم

**************

 خانومي:

گونت و میبوسم و میگم وقتی بغلم کنی بوسم کنی لوسم کنی منم دیگه نه خستگی میمونه برام نه کسلی بعد این قدر لوست میکنم و بوست میکنم تا حالت خوب خوب شه..
دیگه هم نبینم چشای نازت بارونی بشه وعلا میدونی که ابرای چشای خانومت حسابی فعال و ممکنه چشات و این جوری ببینن و رگباری بیارن..

اقايي:

زندگيم ببخشيد تو اين دو روز اصلا بفكرت نبوووودم

ميبوسمت و ميگم همه زندگيمي تو

دار و ندار اميدتي تو

لبخند ميزنم و ميگم بخند كه دلم برا خنده هاي خانومم تنگ شده

***************
خانومي:

به فکرم بودی زندگیم.. به فکرم بودی که دیشب سه ساعت با نت ور رفته بودی که بیای پیشم.. به فکرم بودی که اون جوری بهم ریخته بودی.. به فکرم بودی که تا از بیمارستان آمدی آمدی پیشم.. با مامان جون بحث کردی که گوشیت دستت باشه و پیشم باشی بازم بگم برات!؟!
تنها چیزی که هست ما خانوما به شنیدن جمله دوست دارم معتادیم یه جوری مثل بنزین میمونه برامون همین.. ولی من به بوسه هاتم معتاد شدم.. 
فدات بشم من.. 
لبخند میزنم و میگم چشم سروریه بنده..

اقايي:

فرنازم وظيفمه كه بفكرت باشم، تو همه ي زندگيه مني، بدون تو يلحظه هم نميتونم زنده بمونم نفسم

فرنازم اسمون زمين بياد، زمين اسمون بره تو همه كس مني، جونمو ميدم برات 

لباتو ميبوسم و لبمو جدا ميكنم و ميگم ديووونتم ديووونه

**************

 خانومي:

اميد دوست دارم بهترینم.. 
میخندم و میگم خیلی دیوونه شدم!؟!

اقايي:

اميدتم دوست داره، خيلي هم دوست داره فرنازم

منكه خودم ديووونه ام و ديووونگي رو دوس دارم و بايد ببيني خودت اين حس وحالتو دوس داريش يانه

**************

خانومي:

فدات بشم من..
دوست دارم حالمو.. 
زندگیم خونه تکونی بکنیم!؟!

اقايي:

خدانكنه نفسم

لباتو ميبوسم و بعد ميگم الهي قربونت بشم من

چشم نفسم، نظر بعدي تو پست جديده

************

 

[ چهارشنبه 28 اسفند 1398 ] [ 01:09 ] [ freetitle ] [ ارسال نظر(0) ]