نوشته های یه پسر دیوونه

free

جدید22

ادامه


خانومی:

سلام مکزندگیم
صبحمووووووووون بخیر مهربونم..
عالیم..
خودا نتونه..
چمشات بی بلا عزیزم..
واسه منم همین جوری بود..
درست فکر کردی آقای من..

 

اقایی:

عليك سلام ملكم

صبحمون بخير خوشگلم

ايجووونم، ايشالا هميشه عالي باشي

يكم توت تكونش ميدم و پاهام رو از زانو خم ميكنم و مياي بالاتر و لبامو ميزارم رو لبات و طولاني ميبوسمت

**************************

خانومی:

عالی باشیم..
میبوسم و حالی به حالی شدم و یکی از سینه هام و میگیرم تو دستم و فشار ميدم و لبات که جدا میشه آه بلندی میکشم و دستمو میکشم رو کمرت و بعد زبونم و میکشم رو لبام و میگم اوووووووووم روزمو ابنباتی کن اقایی..

 

آقایی:

قربونت بشم من

اروم توت تلمبه میزنم و سرمو میکنم تو گردنت و میمکمت و لیس میزنمت تا لاله گوشت و اروم در گوشت میگم روزت که ابنباتی میشه و امروز اگه مامان جونامون کاری باهامون نداشته باشن تا شبت رو برات ابنباتی میکنم خوشمزه ی من

اروم اروم ابنباتت رو توت بازی میدم و میگم قراره با فسقلیم بریم حموم ؛ بریم یچیزی بخوریم و بعد بریم یا اینکه همین الان بریم حموم؟!؟!؟

فقط اینو بدون که الان بریم حموم وبرگردیم فک نکنم جونی برامون بمونه که بریم چیزی بخوریمااااا

***********************

خانومی:

اوووووووووم آره بزن بزن..
بریم یه چیز بخوریم این جورم که بوش میاد مامان جونت برام نقشه کشیده..
باش زندگیم..

آقایی:

تلمبه هام رو یواش تر میکنم و میگم ینی الان میری پیش مامان جون؟!؟!؟!؟

***********************

 اقایی:

خانومیم ساعت 4:51 دقیقه شدش ، تاالان موندم وب

نیومدی هنوز؟!؟!!؟

*****************

 بازم اقایی:

فسقلی ساعت5:35 شدش

دقیقا سه ساعت 20 دقیقست که ازت خبری ندارم و توهم از خودت خبری ندادی بهم

مراقب خودت باش که تنبیه سختی برات در نظر میگیرم

منم رفتم 

اخر هفته خوبی داشته باشی کنار خانواده خانوم خانوما

فعلا

*******************

 دوباره اقایی:

6:20 شد

*****************

 خانومي:

 اخيش ولم کرد

زور میگه کارم میکشه
گوشی ممنوع هم کرده بودم تا نیومدم سمت گوشی میگفت فلان کار و هنوز انجام ندادی ااااااا بهمان کار هنوز مونده.. 
دیوونه شدم.. 
دیدم دیشب میگه فردا صبح بخواب راحت باش ولی نفهمیدم نقشه داره برام

اقايي:

الهي قربونت بشم من عزيزدلم

ايجووووووونم

*********************
خانومي:

رفتی!؟!
جون ندارم بحرفم بیا بغلم تا بریم حموم

اقايي:

گوشيمو اجيم با خودش برده بودش و الان بهم داد

حموم نه الان، الان فقط تو بغلم باش اروم بشي

********************
خانومي:

جونت بی بلا عمر من..
یکم حالم بیاد سر جاش جواب حرفای قبلیمون و میتایپم.. 
اها فهمیدم پس پیشمی دیگه!؟!
برای چی نه!؟!
من کنارت آروم میگیرم

اقايي:

ميبوسمت و ميگم حالت مگه سرجاش نيست!؟!

الان ديگه پيشتم

عرق كرده و ميريم مريض ميشي فسقليم

قربونت بشم من يكي يدونم

******************

خانومي:

يكم کسلم ازت دور بودم حالم گرفته شده..
آخيش.. 
نه بریم دیشبم هی گفتی مریض میشی مریض میشی بزار مریض شم.. 
خدا نتونه اشالا همیشه سلامت باشی

اقايي:

دراز ميكشم كنارت و پاهامو ميزارم رو پاهات و دستمو دورت ميندازم و سرمو ميكنم تو گردنت و ميبوسمت و نفس ميكشم و ميگم الانكه كنارمي خوشگلم

قربون اخيش گفتنت بشم من

دستمو ميبرم زير بوليزت و رو شكمت رو نوازش ميكنم و تو گوشت ميگم  با اقاييت يكي به دو نكن ديگه وروجك

هميشه سلامت باشييييم

*******************

 خانومي:

خودمو ميندازم تو بغلت و میگم آخيش آرامشم..
فدات بشم من.. 
اگر نبریم حموم باید بهم ابنبات بدیاااااااا
بلی

اقايي:

ليس ميزنمت و ميگم اميدت فدات بشه 

خدانكنه خانومم

يه گاز كوچولو از گردنت ميزنم و ميگم جوووووووون چه چيزي هم فسقليم دلش خواسته

*******************

 خانومي:

خدا نتونه اقایی من..
دوست داشتی!؟!

اقايي:

اينسري لبمو ميزارم رو لبات و يه گاز ميگيرم و لبمو جدا ميكنم و ميكم خدا كرده وروجك

ميخندم و ميگم منكه خانوميم رو دوس داشتم و دارم و هميشه هم دلم ميخوادت و وقتي هم كه ميبينم خانومي خودش دلش ميخواد و بهم ميگه منم خوشحال ميشم كه خانوميمم دلش اميدشو ميخواد( البته دلش ابنباتشو ميخواد)

*******************
خانومي:

دستمو میکشم رو صورتت و نیگات میکنم و بعد لبمو قفل لبات میکنم..
فدات بشم من، زندگیم اینو بدون یه خانم تا وقتی مردشو نخواد ابنباتم نمیخواد اگر مردشو بخواد خیلیم بخواد خودش ابنباتش و طلب میکنه..

اقايي:

شرو ميكنم به خوردن لبات و بوسيدن و ميك زدنشونو و دستمو از رو تنت ميرسونم به گردنت و نوازشت ميكنم و اروم ماساژت ميدم 

دستمو سر ميدم و ميبرم تو شلوارك خانوميم و اروم رونتو ماساژ ميدم و دور تا دور بهشتمم نوازش ميكنم و لب خوردنت شل ميشه و لبتو ميمكم و ليس ميزنم و ميرم تو گردنت و ميخورمت و اروم در گوشت ميگم اميدت ديوووونته خانوميه تنگ و داغ و  سكسيم

*******************

 خانومي:

اروم میگیرم بغلت و مثل موش کوچولوها تو بغلتم و همراهیت میکنم و...
گردنت و میبوسم و میگم خانومتم دیوونته مرد هات من

اقايي:

ميبينم داري به حالت عادي برميگردي و مبفهمم بدنت كوفتست و اروم ميبوسمت و ميگم خانومم ميخوام ماساژ كليت بدم، اجازه ميدي برم روغن ماساژ رو بيارم!؟!؟!

از لبات ليس ميزنم تا زير بوليزت و ميدم بالا و شرو ميكنم با لبم به بوسيدن بدنت و بعد خانومي

********************

خانومي:

ماساژ برای چی؟!؟! من بغلت آرومم..
دستمو ميبرم تو موهات و همش وول ميخورم میگی ارووم زندگیم چقدر وول میخوری و میخندم و میگم مور مورم میکنی و...

اقايي:

ميبوسمت و ميگم خب دلم ميخواست كه فسقليم رو ماساژش بدم 

قربونت بشم من، بايدم بغل مردت اروم باشي

ميمكمت و ميرم بالا و زير بوليزت و ميرسم زير هلوهام و ميگم جووووووون رسيدم به هلوهاااام

********************
خانومي:

اي جوووووووونم اگر دوست داری من دیگه نمیتونم مخالفت کنم ولی دوست ندارم خسته یا اذیتت بکنم..
یقه بولیزم بازه و بلندش میکنم و از بالا نیگات میکنم و میخندم و میگم ای جووووونم چشاشو نگاه کن چه گرد شدن و برق میزنن

اقايي:

جونت بي بلا نفسم

اخم ميكنم و ميگم من با خانوميم خسته و اذيت ميشم!؟؟؟؟

چشمو ميارم بالا و نيگات ميكنم  و ميگم تو دلت برا ابنباتت ضعف نميره!؟؟؟؟

********************
خانومي:

لوس میگم نوچ عزیز جونم..
گنگ میشم و میگم اوهوم ضعف میره

اقايي:

گازت ميگيرم و ميگم حرف بدي زدياااااا وروجك

ميبوسمت و ميگم تو يدونه ابنبات داري ودلت براش ضعف ميره، اونوقت من كه بايد هزار بار دلم ضعف برهربرا دو تا هلوم

*****************
خانومي:

يني اذیت میشی!؟!؟
ای جووووووووونم فدات بشم من.. بولیزمو میکشم روت و میگم مال خودت عزیزم.

اقايي:

اخم ميكنم و ميگم نه مثل اينكه بايد تنبيهت كنم من

نوك هلوم رو ليس ميزنم و ميگم معلومه كه مال منه

***********************

خانومي:

زندگیم دارم میگم با خانومت خسته و اذیت نمیشی چرا منظورم و بد میرسونم بهت! ؟! ؟!
نوش جونت عزیزم

اقايي:

وروجكم از علامتهاي سوال و نفطه  درست  استفاده نميكنه و منم دچار اشتباه ميشم

دستمو ميرسونم به لبات و اروم نوازششون ميكنم و نوك هلوم رو ميك ميزنم و ميگم به به

**********************

 خانومي:

ببخشید زندگیم
خوب زود تر برام کلاس ادبیات و بزار دیگه.. 
نوک انگشتت و میبوسم و میخندم و میگم خوشمزست!؟!

اقايي:

نوچ

چشم

شيطنت ميكنم و ميكم تو ميخواي نوك انگشتمو ميك بزني. و توبايد بگي خوشمزست يا نه

*****************
خانومي:

دلت میاد موش کوچولوت و نبخشی!؟!
چمشات بی بلا زندگیم.. 
میخندم و میگم تنت همش برای من شیرینه ولی زندگیم داره شیره وجود خانومش و میخوره و باید بگه خوشمزست یا نه..

اقايي:

اگه پاي خود زندگيم در ميون باشه ميتونم نبخشمت

يه ميك محكم ميزنم و ميگم خوش طعم ترين و طبيعي ترين شيره كه تا الان خوردم

*****************

اقايي:

يكي يدونم پيش خانوادست كه جوابمو دير ميده!؟!؟

*****************
خانومي:

چرا!؟!
پشتت و نوازش میکنم و میگم نوش جونت زندگیم

اقايي:

چونكه ميگي من پيش تو اذيت ميشم، سول كردنشم يده

از زير بوليزت در ميام و تو چشات نيگا ميكنم و بهترين اتفاق زندگيمي تو فسقلي

*****************
خانومي:

چرا متوجه این موضومون نمیشم گیج شدم..
متعجب نیگات میکنم و میگم چی شد زندگیم داشتی شیر میخوردی یهو جدی شدی!؟! خخخخخخخخ

اقايي:

متوجه چيش نميشي فسقليم!؟!  

دلم ييهو چشاتو خواست

****************
خانومي:

متوجه این که می‌بخشیم یا نه!؟!
ای جونم حالا نیگام کن قشنگ

اقايي:

ميتونم نبخشمت!؟!؟!؟

پيشونيمو ميچسبونم به لبشونيت و تو چشات نيگا ميكنم

*****************
خانومي:

مگه اقایی میتونه خانومش و نبخشه!؟
بهت میگم زندگیم دوست دارم..

عمر من خوابش برد!؟!

اقايي:

فك نكنم نتونم ببخشمت

لباتو ميبوسم و ميگم منم دوست دارم همه كسم

نه خانومي، مامان جونت داره نصبحتم ميكنه و نتم اذيت ميكنه

خانوميم نخوابيدع كه!؟؟

******************
خانومي:

فدا اااااااا بشم من..
ای جانم سلام برسون بهشون.. 
نوچ

اقايي:

قربون لبات بشم من

جانت بي بلا ، ديگه حكم ازاديمو صادر كردن و رفتم، ايشالا فردا سلامتو ميرسونم بهشون

الهي فدات بشم خوابت نبرد

***************

 خانومي:

خدا نتونه نفسم..
ای جونم.. 
مگه بدون زندگیم خوابم میبره! ؟!

اقايي:

منكه از خدامه فدات بشم

جونت بي بلا

تو بغلم ميگيرمت و ميگم نوچ من و خانوميم بدون هم خوابمون نميبره

******************
خانومي:

اوهوم.

اقايي:

لباتو ميبوسم و ميگم امروز تا خواستيم با خانوميم خلوت كنيم مامانامون مانعمون شدنا، بنظرت قضيه چيه!؟!!!

**************
خانومي:

اره واقعا نمیدونم زندگیم
چرا واقعا امروز این جوری کردن!؟!

اقايي:

منم نميدونم

نيگات ميكنم و ميخندم و ميكم تو و مامان جونت كه زياد بر عليه من يكي شديد و انگار مامان جون منم برديد تو تيم خودتون و منو تنها گذاشتيد

**************
خانومي:

نخیر مامان جونت مال خودته ولی انگار امروز دوتا مامان ها باهم دست به یکی کردن و مارو تنها گذاشتن نمیدونم قضیه چیه که این جوری کردن..

اقايي:

باعث افتخاره كه حداقل مامان جونم منو تنهام نزاشته

دستمو ميكشم رو تنت و چشمك ميزنم و ميگم الانًكه ديگه نمتونن جدامون كنن

**********^**** 

خانومي:

ميبوسمت و میگم اتفاقا تو این داستان اونی که تنها نیست امید منه چون منم به عنوان نیروی نفوضیم پیش مامان جون تا دستورات و خواسته های پسرش و عملی کنم..
پامد میارم بالا رو شکمت میزارم و نیگات میکنم و دستمو میکشم رو لبت و میگم نه نمیتونن جدامون کنن و بعد لبامو میزارم رو لبات..

اقايي:

دستمو دورت حلقه ميكنم و ميگم ميدونم فدات شم، منم پيش مامان جون ميرم كه معمولا از فسقليم طرفداري كنم ديگه

دستمو رو تنت ميكشم و همه جات و نوازش ميكنم و ماساژت ميدم و يه پامو ميبرم لاي پاهات و بعد همراهيت ميكنم و شرو ميكنم به خوردن لبات

****************

خانومي:

فدات بشم من که همش فکر فرنازتی..
لبات و میبوسم و میلیسم و پات میاد وست پام و لبت و گاز میگیرم و...

اقايي:

مگه جز خانوميم خانوميه ديگه اي دارم مه بخوام به كسي جز فسقليم فكر كنم!؟؟؟

با زانوم بين پات رو ميمالم و لباتو ميبوسم و ليس ميزنم  

****************
خانومي:

نوچ، حقم نداری داشته باشی..
مستم میکنی و شل میشم و لبام جوا میشه و...

اقايي:

ميخندم و ميگم خنگولم كسي جز تو رو اصلا نميبينم كه بخوام اصلا بهشون فكرم كنم، دار و ندار و فكر و خيال و روح و روانم تويي وروجك

لباتو خودم سفت ميخورمشون و ميك ميزنم و دوباره پامو ميزنم به بهشتم و ميمالمش

*****************

خانومي:

زندگی خود خود خودمی دیگه..
اوهوم اوووووووووووومم در میاد و دستمو میکشم رو تنت و به تیشرتت چنگ میزنم و

اقايي:

توام همه دنياي خود خود خودمي فسقلي

فشار بيشتري به بهشتم ميارم و دستمم ميبرم تو شلوارك فرنازيم و انگشتمو بيهوا ميكنم توت

***************

خانومي:

فدات بشم من..
بی‌هوا میکنی توم و جیغ میزم و به خودم میپیچم و...

اقايي:

خدانكنه ماه اسمونم

ميگم جوووووووووون فسقلي اروم تر جيغ بزن الان همه خونه بيدار ميشن و دستمو توت حركت و تكون ميدم و از لبت تا لاله موشت ليس ميزنم و يواش ميگم خانوميم دوس داره امشبم جرررررر بخوره و يا اينكه رمانتيك پيش بريم!؟!؟؟

*****************

 خانومي:

بي طاقت میگم اول جررررم بده..

اقايي:

دارم انگشتمو توت حركت ميدم و ميگي جرت بدم كه انگشتمو در ميارم و لباتو ميخورم و ميرم تو گردنت و ليست ميزنم و بعد لاله موشتو ميخورم و نفسات به حالت عادي شده و انگشتامم از اب كست خيسن و بيهوا سه تا انگشت ميكنم تو بهشتم و خانومي

**************
خانومي:

بلند تر جیغ میزنم و لبات و میزاری رو لبامو میبوسی و میگی هیش مگه نگفتم مامان اینا بیدار میشن و مظلوم و اروم میشم و لبمو گاز میگیرم و میگم ولی من ابنباتم و میخوام درش بیار

اقايي:

درش ميارم و دوباره محكم ميكنم توت و لباتو ليس ميزنم و انگشتامو در ميارم و با چوچولت بازي ميكنم و ميمالم و لبمو جدا ميكنم و ميكم جووووووون ابنباتتم دلش تونلشو ميخواد و فقط بايد يكم ديگه صبر كني و با اون يكي دستم شلوارك و شورتتو باهم ميكشم پايين و از لبات تا بهشتمو ليس ميزنم و ميريم به بهشتم و يه ميك محكم ميزنم و ليس ميزنمش و مثل مار بخودت ميپيچي و بعد خانومي

****************

خانومي:

به موهات چنگ میزنم و پامو دورت میپیچم و اه و اوه میکنم و میگم اووووووووووووم بخورش...
فشارت میدم به ک س م و میگم مک بزنش بخورش... 
اوووووووووم آره همینه دیوونم کن..

اقايي:

تند تر و محكمتر ميك ميزنم و دو تا انگشتمم از كنار ميكنم توت و تلمبه ميزنم و ليس ميزنم و ميمكم و بلندتر داد ميزني و لرزشت زياد شده و تندتر با انگشتم توت تلمبه ميزنم و ميلرزي و انگشتمو در ميارم و همه ابتو ميمكم تا قطره اخرش و با دستم اروم ميمالمت و ميام بالا و لبمو قفل لبات ميكنم و شرو ميكنيم به خوردن ابت و هواست پرته و همزمان شلوار و شورتمو ميكشم پايين و ابت تموم ميشه و لبمو جدا ميكنم و نيگات ميكنم و بيهوا ابنباتتو ميكنم توت و بعد خانومي

**************

خانومي:

اولش جیغ میزنم چون ابنبات کلفتم و یهو میکنیش توم و بعد میخندم و نیگا میکنم که چه جوری توم عقب جلو میشه و..

اقايي:

برخلاف اينكه يدفعه مهمونتو واردت كردم، اروم تلمبه ميزنم و برت ميمردونم و ميرم زير و مياي روم و ميگم دلت نمخواد سواري كني رو ابنباتت !؟؟؟

******************
خانومي:

چرا نخوام خیلی میخوام..
مثل دیشب سواری کنم!؟! یا بریم رو اوج!؟!

اقايي:

ميگم جوووووووون پس ازين به بعد سواريش با خانوميم

هرجور كه خانوميم و بهشت برينم اروم ميگيرن منم پايه ام

خانومي وب داره بد اذيت ميكنه هااا

****************

 خانومي:

دستم و میزارم رو سینت و بالا پایین میکنم و سینه هامو تو دستت میگیری و فشار شون میدی و شیرم میریزه و...
تند تند بالا پایین میپرم و بعدش اقایی میگه نه خودم باید دست به کار بشم و جرت بدم.. 
دستم و میگیری و میکشی و ميفتم تو بغلت و دستت و میبری و از باسنم میگیری و پات و جمع میکنی و تند تند تلمبه میزنی توم و منم اه و اوهم حسابی درومده و گاهی اوقات داد میزنم که جرررررر خوردم جرررررر خوردم اقایی..
آره زندگیم منم اریتم.

 اقايي:

از باسنت گرفتم و تند تند توت تلمبع ميزنم و ميگي جر خوردي و محكمتر توت تلمبه ميزنم و ميگم دوس داري هرشب اينجوري جرررررررت بدم و جيغ و دادتو در بيارم!؟!؟!؟ 

*****************
خانومي:

فدات شم..
آره میخوام.. 
جررررررررررم بده.. 
آه و اوهم و در بیار.. 
بزار زیرت ناله کنم.

اقايي:

از حرفات داغتر ميشم و محكمتر توت تلمبه ميزنم و ميچرخونمت و ميري زيرم و تموم وزنمم روته و صداي شالاپ و شولوپ برخوردمون به هم كا اتاق رو گرفته و محكمتر ميكنمت و ميگم داره كوست زيرم جررررر ميخوره و كيرم داره به حد منفجرشدن ميرسه و تند تر تلمبه ميزنم و بعد اروم ميكنم و ابنباتتو ساكن نگه ميدارم و لبمو قفل لبلت ميكنم و ميبوسمت و بعد برت ميمردونم و پشتت به منه و دو تا سيلي ميزنم به باسنت و به گاز كوچولو ميميرم باسنت رو و بعد دستمو ميبرم زيرت و رو كوست و ميمالمش و ميكشونمت بالا تر و چهار دست و پا ميشي و سرمو ميكنم تو گردنت و با ميمالمت و ميگم ابنباتتو راهيه تونلش كن كه بي تابته

**************

خانومي:

همین جور که چهار دست و پام دستمو از وست پام میارم عقب و ابنباتم و میگیرم و دست پامه و لای بهشتش و دارم بازی می‌کنم که یهو شیطونی میکنی و پر قدرت میکنی توم و داد میزنم و ميفتم و میفتی روم و بغلم میکنی و یه بالش میزاری زیر دلم و من دراز میشم و شلپ شلوپ تلمبه میزنی تند تند و از درد و لذت ملافرو تو دستم مشت میکنم و وزنت رومه و ناله میکنم همش و تو گردنم نفس نفس میزنی و...

اقايي:

تند تند تلمبه ميزنم و تو گردنت نفس ميكشم و ميمكمت و گازت ميگيرم و ليس ميزنمت و ميرم سمت لاله گوشت و ميخورمش و انگشتمم با ابت خيس ميكنم و ميكنم تو دهنت و ليس ميزني و ميمكيش و بعد انگشتمو درميارم و دوباره ميمالم به اب بهشتم و خيسش ميكنم و ميبرم سمت باسنت و با سوراخت بازي ميكنم و اروم فرو ميكنم تو باسنت و يواش يواش تو پشتت با انگشتم تلمبه ميزنم و تو بهشتم محكم با ابنباتت تلمبه ميزنم و دو تا انگشت ميكنم لشتت و ميزارم عادت كني و يكم جلوعقب مبكنم و سه تاش ميكنم و يواش يواش تلمبه ميزنم و لاله گوشتو ميخورمش و گاز ميگيرم و ميكم دلم ميخواد دو طرفت رو جررررررربدم و جيغتو بيشتر در بيارم و بعد خانومي

************
خانومي:

انگشتت و میکنی تو سوراخ و جیغ میزنم و وول ميخورم موهامو میگیری تو دستت و تاب میدی و میکشی عقب و نه این قدر که دردم بیاد و حالا سرم و سینه هام کشیده شدن بالا و باسنم قلمبه تر شده و یه سیلی دیگه میزنی به باسنم و محکم تر تلمبه میزنی و انگشتات و میکنی و اون جا هم تکمبه میزنی با انگشتت و اه و اوهام بلند شدن و میگی جوووووووووووووووون ناله کن برام و بریده بریده میگم پاره شدم امید.. بسه امید جر خوردم.. فدات شم آروووووووم..
و اقایی محکم تر میزنه و

اقايي:

محكمتر تلمبه ميزنم و سرعت دستمم بيشتر ميكنم و گردنتو گاز ميگيرم و ميگم ناله كن برام، دوس دارم وقتي از سر لذت و جرررر خوردن برام ناله ميكني روووووو و بعد تو گوشت ميگم الان تازه دارم پشتتو اماده ميكنم كه ظهريكه از خواب پاشديم و بردمت تو حموم چنان از پشت جرررررررت ميدم كه تايهفته لنگون راه بري و روت نشه بري پيش مامان جون اينا و همش تو بغل من باشيييي و از حرفام داغ ميشي و بعد سرعتمو تو كست بيشتر ميكنم و ميگي داره مياد و تو پشتت تندتر ميرنم و ابنباتتم تو بهشتم تند تر جل و عقب ميكنم و همزمان با هم ارضا ميشيم و شل ميشي و ميفتي و منم ميفتم روت و انگشتامو تكون ميدم و درميارم و ابنباتت توته و سرمو ميكنم تو مردنت و لبس ميزنمت و ميخورمت و ميبوسمت و ميچرخونمت و به لهلو ميخوابي و از اشت تو بغلمي و لتومونو ميكشم رومون تا مريض نشيم و ميبوسمت و ميگم خانوميه من در چه حاله!؟!؟؟

****************

 خانومي:

بدنم خالی کرده و بی‌حالم ولی حسابی کیف کردم و سرمو یکم میچرخونم سمتت و میگم عالیم خیلی خوبم ولی امشب خیلی جر خوردم مرد من خیلی هات و حریس شده هاااااااا بعد میخندیم و.

اقايي:

دستمو ميكشم رو لبات و تو چشات نيگا ميكنم و ليشونيمو ميچسبونم به پيشونيتو و ميگم من هميشه بهت گفتم كه هر لحظه دلم ميخوادت  و هميشه براي تو هاته هاتم و امروز صبح هم كه دلت ابنباتتو ميخواست و نتونستم بهت بدمش و از عصريكه اومدي پيشم پكر بودي و دلم خواست شب خوبي رو برات رقم بزنم و بعد نميزارم چيزي بگي و لبمو قفل لبات ميكنم و ميبوسمت و طولاني لبامون قفل همه و بعد لبمو جدا ميكنم و دستمو ميكنم تو موهات و باهاشون بازي ميكنم و ميگم جون دلمچي ميخواستي بهم بگي ملكم!؟!؟

*************
خانومي:

میخواستم بهت بگم خیلی فوق العاده ای مرد س ک س ی من..
ممنون که همچین شبی و برامون ساختی و دوتامون و به اوج بردی.. 
و این که این قدر خوب تلمبه زدی میدونم خسته شدی و کمرت درد گرفته ببخشید زندگیم ولی عوضش به دوتامون کیف داد.. 
امید وارم منم تونسته باشم امشب مردمو به اوج برده باشم..
میام باز لبات و ببوسم که یاد عصرت ميفتم و میگم راستی عصری که رفته بودی زیر بولیزمو شیر میخوردی خیلی خواستنی شده بودی دلم برات ضعف رفت دوست داشتم همین جور نیگات کنم و تو دلم قربون صدقت برم..
بعد اروم لبام و میزارم رو لبت و ميبوسمت

اقايي:

ميبوسيم و هنوز لبات رو لبامه و وقتيكه لباتو جدا كردي نيگات ميكنم و ميگم همچين فرشته اي با اين بدن معركه و خوش تراش رو دارم و بايدم سكسي باشم تا بتونم نيازاشو برطرف كنم ديگه

من بايد ممنون باشم از خانومم كه همراهيم كردش

منم ازت عذر ميخوام بابت تلمبه هاي محكمم كه دردت گرفت ماهكم

نوازشت ميكنم و ميمم تو هميشه تشنگياي مردتو برطرف ميكني نفسم

ميبوسمت و ميگم منم وقتي ازون زير نيگات ميكردم تو دلم قربون صدقت رفتن و تسكر كردم از خدا بابت داشتنت كنارم 

*****************
خانومي:

فدات بشم من..
من که وظیفه.. 
فدا سرت عزیزم مهم اینه که از پاره کردنم لذت بردی ولی سری بعدی یکم یواش تر پارم میکنی میدونم این سری مرد من دلتنگم و این دوشب از دلتنگیامونه که محکم تلمبه میزنه.. 
خوشحالم.. 
ای جانم.

اقايي:

خدانكنه

قربونت بشم من

ميبوسمت و ميگم چشم و بازم ببخشيد همه كسم

هميشه كنار مردت خوشحال باش و خنده رو لبات باشه نفسم

جونت بي بلا همه هستيه من

خانومم اين تايميه كه مامان جون بيدار ميشه، اره!؟!؟؟ اگه اينجوريه ميخواي بخوابيم!؟!

*****************

 خانومي:

چشمات بی بلا نفسم..
هستم ولی بازم چشم عمر من.. 
آره.. بیدار شده من سر شب در اتاقم و بستم فعلا امنیم

اقايي:

چشمات بي بلا فرنازم

ايجوووونم، خانومم مراقب باشياااااا

ولي چرا اينهمه زود از خواب بيدار ميشن!؟؟؟!

*************

خانومي:

چمش سروری..
فکر کنم اذان صبحه

اقايي:

چشمات بي بلا

چشمك ميزنم و ميگم ميخواي ماهم پاشيم نمازمونو بخونيم!؟!؟؟

*************

اقايي:

سلام ماهكم

ظهر صبحيمون بخير

خوبي نفسم!؟!؟؟

ايجوووونم كه هنوز خوابي نفسم

***************
خانومي:

سلام زندگیم
صبح ظهریمون بخیر
عالیم فقط بهشتت درد میکنه یکم.. 
اوهوم وقتی این جوری بغلم میگیری خوابم میکنی آروم میگیرم بغلت دیگه

اقايي:

عليك سلام ماه من

صبحمون بخير همه دنيام

هميشه عالي باشيم، ايجووووونم، دستمو ميبرم  و ميزارم روش و اروم ميمالمش و ميمم دلش برا گرماي دست صاحبش تنگ شده

فداي بانوم بشم من

خانومي!؟!؟؟؟

****************
خانومي:

اوهوم..
خدا نتونه.. 
جون دلم!؟

اقايي:

اروم نوازشش ميكنم و ميمالمش

جونت بي بلا، عزيزدلم يه نمه حال خوبي ندارم، نمدونم هوا گرم شده يا من حالم خوب نيست، ولي نمتونم راحتنفس بكشم

**************
خانومي:

اههههه اوووووووویی امید بسه نمال حالم چیز میشه باز ابنبات میخواماااااااا
وااییییییی نگو امید.. پاشو پاشو ورزش کن جلو اینه بگو من حالم عالیه من حالم خیلی خوبه.

اقايي:

لبمو ميزارم رو لبات و ميبوسمت و اروم ميمالمش و به حرفتم گوش نميدم و بعد به نفس نفس ميفتي و دستمو برميدارم و لباتو محكم ميخورمشون

فسقليم بخاطر هوا بودش فك كنم، چون الان يه نسيمي اومد و حالم بهتر شد

احتمالا همون مامان جونتون خونه رو بيش از حد دماشو بالا نگه ميداره و اذيتم كرد

ولي ورزش رو پايه ام

دراز ميكشم و ميكم بيا بشين روم

****************

 خانومي:

محکم لبامو میخوری نفسم بالا نمیاد و لبات و جدا میکنی و نفس نفس میزنم و میگی فرناز چیشدی!؟ میگم چیزی نیست نگران نباش ولی انگار کمر بستی منو دیوونه کنی آره!؟!
برای چی دماش و بالا نگه میداره!؟!؟
زندگیم هر روز پنجره ها و باز کنین همش میگن هوا باید در جریان باشه.. 
دراز کشیده و من بشینم روت میشه یه کار دیگه هااااااااا نه ورزش ولی باش چشم من دوتاش پایم و میخندی و میگی جون من فدات بشم و اخم میکنم و میگم خجالت بکش ااااااااااا و بعد میام میشینم و ابنباتم زیرمه و به کمرم پیچ و تاب میدم و زیرم حسش میکنم یکم و اقایی..

اقايي:

گونتو ميبوسم و  اومجوريكه تو منو ديوونم كردي كه نه، ولي خب در حدي كه ديوونم شي ا

ويروس رو بكشه بقول خودش، ويروس تو دماي بالا تحمل نداره و از بين ميره

اره بايد همينجوري كنم

ميخندم و ميمم تو در مورد اميدت چي فكر كردي واقعا

درازم و نشستي رو پام و دراز نشست ميزنم و ميام بالا و لباتو گاز ميگيرم و ميرم پايين و ميگم نه واقعا در مورد اميدت چي فكر كردي فسقلي!!؟!؟

************

 خانومي:

من دیوونت هستم سروری..
خخخخخخخ خوب به مامان جون بگو با سشوا دستگیره های درآ و سطوح و ضد عفونی کنه و با بخار شور پارچه مبلا و اینارو ضد عفونی کنه و دائما حوله ها رو عوض کنه و با اتو هم لباسا و ضد عفونی کنه دیگه نیاز به شکنجه دادن شماها نیست.. خخخخخخخ
چه جوری کنی!؟!
فکرای خوب برای چی!؟!
اخمام میره تو هم و دستمو میکشم رو لبم...

اقايي:

قربونت بشم من، نيگات ميكنم و با شيطنت ميگم شايدم داشتم امادت ميكردم

خخخخخ مامان جونت همه اين كارارو ميكنه حسابي تا دلت بخواد و اون شكنجه هه رو هم انجامش ميده

پنجره هارو باز كنم ديگه

معلومه فكراي خوبت، بهت ميگم بيا بشين رو پام كه ورزش كنيم و ميگي بشينم روت ميشه يه چيز ديگه

ميام بالا و لباتو ميبوسم و ميرم پايين و ميگم اخم دوس ندارم رو چهرت باشه هاا  عزيزدلم

************

خانومي:

خنگ نیگات میکنم و میگم آماده چی!؟!
آفرین به مامان جون.. 
اها متوجه شدم.. 
اقایی که یه چیز دیگه دوست داشت.. 
اون جور که گاز میگیریم میخوای بوس بفرستم خوب اخم میکنم دیگه..

اقايي:

دستمو ميكشم رو بدنت و ميگم اماده ي هرچي

نيگات ميكنم و ميگم اقاييت اون يه چيز رو كه خيلي خيلي دوس داره ولي خانومي امر كردن ورزش كنيم و اطاعت كردم

ميام دوباوه بالا و لباتو ميمكم و ميرم پايين و با شيطنت ميگم ميخواي جاي ديگه اي رو گاز بيگيرم!؟!

*************** 

خانومي:

برای هر چیزی که آدم نمیتونه خودش و آماده کنه..
اها چه مرد حرف گوش کنی دارم من.. 
نیگا نیگات میکنم و میگم مثلا کجا!؟

اقايي:

كي گفته!؟!؟؟ ادم براي هرچيزي ميتونه خودشو اماده كنه

بله ديكه، حرف بانو روكه نميشه نشنيده گرفت، ميشه!؟!

ميام بالا و ميرم سمت گوشت و ميبوسمت و اروم ميگم هرجاروكه حال كني و ميرم پايين

*************

خانومي:

چه جوری!؟!
نوچ نمیشه.. 
اوووووووووم.. 
اصلا ببینم یه کار دیگه کنیم که کنم ورزش کنم..

اقايي:

تو هر موقعيتي كه هستي همه اون شرايطي رو كه ممكنه برات پيش بياد رو مجسم ميكني و امادش ميشي

ميام بالا و در گوشت ميگم جووووووون و ميرم پايين

خب باشه الان تو دراز نشست برو، برت ميگردونم و ميبرمت زير و ميام روت و اول يكم خودمو ميمالم بهت و لباتو ميخورم و بعد چشمك ميزنم و ميشينم رو پات و ميگم بفرما ورزش كن

***************

خانومي:

میدونم ولی هر چیزی خیلی زیاد من نمیتونم همرو تجم کنم آخه.. خخخخخخخخخ
این جوری که نمیشه آخه من کوچولو ام اقایی میومد بالا لباش میومد رو لبام من بیام بالا به لبات نمیرسم.. 
نوچ نمیشه چهار دست و پا وایسا روم..

اقايي:

ميخندم و ميخم ازين به بعد تو فكراتو به من بگو كه چي ميگذره تو فكرت و من برات تجسم ميكنم، خوبه!؟!؟!

دستمو ميزارم زير شكمت و ميمالم و خم ميشم و هنوز دستم دير دلته و ميمم الان ديگه ميرسي به لبم، خوبه!؟!؟؟

اي وروجك، اينجوريكه ديگه دراز و نشيت نميشه ولي باشه، چهار دست و پا وايميسم روت و ميگم پس بايد طبق نظر مربيت ورزش كني و دستمو از دو طرف باسنت مينيرم و ميكشمت بالا و از بين پاهات ميچسبونمت به خودم و ميگم پاهاتو قفل كن دورم و بعد خانومي

*****************
خانومي:

اينم کاریه.. خخخخخخخ
آره بهتر شد.. 
به زور میام بالا و خودت نیای جلو لبامو میبوسی و...

اقايي:

بله اينم كاريه وروجكم

مياي بالا و يدستمو ميبرم پشتت ولي نمزارم پشتت و فقط همراهيت ميكنم كه نيفتي و لبامو ميزارم رو لبات و ولت نمكنم كه بري پايين و كلافه ميشي و 

*******************
خانومي:

هی میام بالا تر و دیگه نشستم و قفل لبام و هیشکدومشون نمی‌خوان دست بکشن و....

اقايي:

يدستم رو زمينه و يدستم از دور مراقبته و دستمو پشتت قفل ميكنم و بخودم فشارت ميدم و لباتو ميخورم و ميبوسمت و لبمو جدا ميكنم و ميرم تو گردنت و ليس ميزنمت و ميرم لاله گوشتو ميخورم و اروم و شمرده شمرده و نفس زنان بهت ميمم اينجوري داري ديوونم ميكني فك كنم ابنباتتم دلش دراز و نشست داره ميخواداااا

******************

خانومي:

دراز نشست بزنه لاغر میشه دوست ندارم..

اقايي:

ميخندم و ميگم دراز نشست  اون عين ما نيست و اون عمقي كار ميكنه و بعد ميگم خسته نشي اينهمه دراز نشست زديااااا فسقلي

****************

خانومي:

. 

ميخندیم

میگم من یه جور دیگه دوست دارم دستت و میگیرم و میکشم و بلند میشی و وایسادی و پابلندی میکنم و لبات و میبوسم و ازت آویزون میشم و پامو دور کمرت محکم میپیچم و خودت هم رونامو میگیری و لبامو جدا میکنم و میگم من دراز و نشست این جوری دوست دارم و میرم عقب و میام بالا و لبات و میبوسم و میرم عقب و میام بالا و میگم زندگیم ولم نکنیاااااا اا میرم عقب و میام بالا و میخوای چیزی بگی که لبات و میبوسم و..

اقايي:

لبامو ميبوسي و منم محكم گرفتمت و لباتو جدا ميكني و ميكم ايجووووووونم، فدات بشم من كه اين مدلي دوس داري

زودتر ميگفتي بهم ديگه، منم اين مدل رو بلد بودم ولي به ذهنم نرسيد الان 

ميگم اينجوري نميشه دراز و نشستنو سريع كن و هر يدونه لبمو كوتاه ببوس و به دهمي رسيدي ميتوني استراحت كني و يه دقيقه لبامو ببوسي و حالا هم شرو كن ببينم

*************
اقايي:

خانوميه من كجاهاست!؟!؟!!

**************
خانومي:

دارم دراز نشست میزنم لاغر شم ولی رفتم پایین خسته شدم همون جا موندم با ابنباتم بازی کردم.. خخخخخخخ

اقايي:

اخم ميكنم و ميگم اره ديگه منو نيم ساعته فراموش كردي و داري با ابنباتت بازي ميكني ديگه، باشه خانوم خانوما

************

خانومي:

ابنباتم آخه دلتنگم بود..

اقايي:

سرمو ميچرخونم اونور و ميگم پس من ميرم و توام با ابنباتت كيف كن

**************
خانومي:

ای اول اقاییم بعد ابنباتم یادت رفت!؟!
بعدشم بری که من دیگه ابنبات ندارم..
قهرم نتون..

اقايي:

اره معلومه، نيم ساعته اقاييتو يادت رفته و رفتي سراغ ابنباتت

جسمم و ابنباتت كه پيشته ديگه

قهرم

****************
خانومي:

ببخشید این قدر سرگرم شدیم و گرم تعریف و قیبت از امیدیم شدیم یادم رفت بیام بالا..
جسمت و ابنباتم بدون امیدیم به دردم نمیخوره که.. 
قهر نتون باهام.

اقايي:

منم كه گفتم، عيبي نداره، سرمرم باشيد و خوش بگذره

معلوم بود

قهرم

************

 خانومي:

لبامو قفل لبات میکنم و ميبوسمت و بعدش لبامو جدا میکنم و دستم و میکشم رو صورتت و میگم اصلا ابنبات نمیخوام و محکم میچسبم بهت و گردنت و میبوسم و...

اقايي:

بي تفاوت ميگم ميل خودته كي الان ميخوايش يا نميخوايش، اره ديگه منو تنهام گذاشتي و كارتو باهاش انجام دادي و الان نميخوايش

*************
خانومي:

بغض میکنم و میگم امید گریه میکنمااااااااا
هیش هیچی نگو العان فقط میخوام محکم بغلت تونم..

اقايي:

تو بغلمي و دستمو ميكنم تو موهات و نوازشت ميكنم و اروم ميگم فسقلي ميدوني ريختن اشكات نفطه ضعفمه و داري از نقطه ضعف اميدت استفاده ميكني!؟؟؟؟

**************
خانومي:

دستمو دور گردنت سفت میکنم و گونت و میبوسم و میگم مرد من نقطه ضعف نداره اون خانومت که نوقطه ضعف داره همش گریه میکنه..

اقايي:

تو چشات نيگا ميكنم و ميكم اونوقت نقطه ضعف خانومم چيه

***********

خانومي:

تا یکم بهم فشار میاد اشکم در میاد..

اقايي:

بعد اونوقت كي ها بهت فشار مياد!؟!؟ 

************ 

خانومي:

مثلا وقتی این جوری میزاریم تو منگنه خودت و ابنبات..

هر وقت یه سرش امیدم باشه..

اقايي:

پس اميديه بدي ام برات كه اينجوري ازم گله داري

ولي خانومي اين تو بودي و ابنباتت كه منو تنهام گذاشتيد

*************

خانومي:

گله ندارم دارم میگم وقتی یکی برا یه آدم مهمه نیاید بزاریش وسط اون آدم و یه چیز دیگه..
باز داری این جوری میکنی خوب من شیطون گولم زد خیلی شیطونی کردم ببخشید..

اقايي:

تو چشات نيگا ميكنم و ميگم فسقلي من نزاشتمت وسط بين خودم و ابنباتت، فقط گفتم چرا تنهام گذاشتي!؟!؟؟؟

من هيچجوري نكردم باهات فسقلي

فقط ناراحتم ازون نبودنت

*************

خانومي:

من اشتباه کردم..
ببخشید عمر من گفتم که شیطون گولم زد.

اقايي:

چشامو ميبندم و عطرتو نفس ميكشم

**************
خانومي:

چشات و میبندی و دستم و ميبرم پشت گردنت و موهات و نوازش میکنم و اروم آروم گردنت و میک میزنم..

اقايي:

يواش ميگم حسوديم ميشه حتي به ابنباتت اگه تو رو ازم جدا كنه

***************
خانومي:

گردنت و میبوسم و میگم فدات بشم من حسودک من.

اقايي:

خدا مكنه ولي كارت خيلي بد بود كه تنهام گذاشتي

**************
خانومي:

اروم با موهات بازی می‌کنم و میگم فدات بشم دیگه تنهات نمیزارم..

اقايي:

تو چشات نيگا ميكنم و ميبرم و ميشينم رو صندلي اتاق و ميزارمت رو  پام بهت ميگم تنهام بزاري شكستم و خورد شدم

تو ميگي تو ضعيف شدي ولي اونيكه ضعيف شده منم كه نباشي بهم ميريزم

خدا به دادم برسه

*************** 

خانومي:

تو چشات نیگاه میکنم و میگم فدات بشم من دورت بگردم..

اقايي:

سرمو ميندازم پايين و ميكم خدا نكنه

***************
خانومي:

دستمو ميبرم زير چونت و سرت و میارم بالا و میگم دیگه نبینم سرت و بیندازی پایین هااااااا مرد من همیشه سرش بالاست

اقايي:

مردت هميشه سرش بالاست جز وقتاييكه تنها ميشه

فسقلي اگه تا الان باور نكردي بدون تو داغونم

الان ديگه باور كن بدون تو فقط يه جسم بي روح ميشم

*****************

خانومي:

ميكشمت تو بغلم و نوازشت میکنم و با موهات بازی می‌کنم و در گوشت نجوا میکنم و میگم زندگیم من دوست دارم میدونم زندگیم همه این حرفارو بهم گفتی چندین بار و من باور دارم عزیزم فرناز فدات بشه دیگه ناراحت نباشی زندگیم قربونت برم من

اقايي:

تو رو دارم ناراحتم بشم ناراحتيم از بين ميره چون تو رو دارم

ميدونستي!؟؟؟

****************
خانومي:

با موهات بازی می‌کنم و میگم دورت بگردم زندگیه دوست داشتنیه من..

اقايي:

پيشونيمو ميچسبونم به پيشونيت و ميخندم و ميگم فسقلي فك نكن كه نفهميدم بخاطر اين امروز سرمو اينجوري گرم كردي كه حموم نبرمتاااااا

*****************
خانومي:

من سرت و گرم کردم یا خودت که بهانه آوردی!؟!؟
هی چند بارم میخواستم بگم گفتم ناراحتی فعلا نگم بهت تا به موقعش قهر کنم باهات..

اقايي:

خانومي هواسمو پرت كرد

قهر كني!؟!؟؟؟ نه ديكه نداريممممممم

***************
خانومي:

اميد...

اقايي:

جان دلم خانومم!؟؟!!

****************
خانومي:

جونت بی بلا عزیزم
فکر کردم خوابیدی که جوابمو ندادی.. 
امید قلبم انگار بازی در میاره باز..

اقايي:

جواب دادم كه خانومم!؟!؟!؟

با تعجب تو چشات نيگا ميكنم و ميگم يني چي خانومم!؟!؟؟

*************
خانومي:

يه نظر قبل این که صدات کنم گذاشتم گفتم قهرم اون تایید نشده!؟!
ینی قلبم گاهی اوقات هی تیر میکشه..

اقايي:

گفتي ميخواي قهر كني كه گفتم قهر ندااااريم

براي چي اذيت كردي فرنازيم روووووووو!؟!؟؟؟؟

***************
خانومي:

نه بعدش جواب دادم تایید نشده العان میتایپم
باش من حواست و پرت کردم ولی باهات قهرم که هی نمی‌بریم حموم..
نه والا اذیتش نکردم نمیدونم چرا این جوری شده..

اقايي:

اااااااا

اخم ميكنم و ميگم قهر نداريماااااا فسقلي خانوم، خودت با ابنباتت ميتينگ گذاشتي و منو تنهام گذاااااااشتي

فكر و خيال كردي!؟!؟؟ 

**************
خانومي:

همش این ماجرارو کش دادی من سرکرم بشم به آروم کردنت و نبردیم حموم من قهرم..
نمیدونم.

اقايي:

رو پام نشستي ودستمو دورت حلقه ميكنم و ميگم ولي خودت اين ماجرارو سروعش كرديااااا با ابنباتت ولي عيبي نداره من ازت عذرميخوااااااام

مگه ميشه ندوووووني فسقليم!؟!؟ چيشده وروجكم!؟؟؟؟؟

****************

خانومي:

گفتم که شیطونی کردم ببخشید نموخام عذر خواهی حموم نمیشه که..
واقعا نمیدونم چم شده دراز میکشم قلبم تیر میکشه..

اقايي:

منم بگم ببخشيد نميخوام بابت شيطوني كردنت!؟؟؟؟

چند روزه اينجوري شدي خانومم!؟!؟ 

*****************
 خانومي:

نه اشتباه گفتم ببشخید..یه هفته ای میشه ولی دائمی نیست گاهی اوقات بیشترم شبا.. 
دیشب نبضم و گرفتم ضعیف میزد..

اقايي:

الهي قربونت بشم من خانومم، نه مندل اينو دارم كه خانوميم رو نبخشم و نه خانوميم دل اينو داره كه با من قهر كنه

الهي بميرم من برات

زندگيم  اينجوري مراقب امانت من هستي!؟!؟؟؟

ميبرمت رو تخت و ميشينم و سرتو ميزارم رو شونه هام و ميگم خانوميم جديدا با اميدش غريبه شده هااااا كه همه چيز رو از من قايم ميكنه

زنگ بزنم دكتر بياد خونه!؟!؟؟

*************

خانومي:

اوره زندگیم و بلعکس..
خدا نتونه عمر من زبونت و گاز بگیر.. 
کاریش نکردم.. 
نه زندگیم قریبی چیه آخه!؟! ؟چند شب پیشم زیاد جدی نبودش عادی بود ولی امشب خیلی تیر کشید گفتم بهت بگم..
نمیخواد زندگیم یکم آروم بگیرم تو بغل دکتر خودم خوب میشه..

اقايي:

من ديووونه رو نگا كن كه اين حند شب اينهمه اذيتت كردم و بهت فشاراوردم

خانومم خطرناك نيست!؟!؟  

خوبي الان!؟؟؟؟

**************
خانومي:

اتفاقا وقتایی که پیشت بودم و باهم حال میکردیم بهترین تایمام بود..

فعلا نه اگر خیلی درد بگیره باید برم بیمارستان.. 

آره عزیز دلم نگرانم نباش.. 

اصلا کاش بهت نمیگفتم فقط نگرانت کردم الکی..

اقايي:

الهي فداي يكي يدونم بشم من

خدا نكنه نفسم

يني چي بهم نميگفتي؟!؟؟ اينجوري منم هيچوقت هيچ چيزمو بهت نميگم

***************
خانومي:

اخه الکی نگرانت کردم ببخشید.

اقايي:

اخم ميكنم و ميگم تو نميدوني من رو سلامتيه خانومم حساسم!؟!؟؟؟

خانومم حتما بايد دكتر خودت بري!؟!؟؟

*************
خانومي:

ميدونم زندگیم..
آره دیگه، برای چی!؟!؟

اقايي:
پس با سلامتيه خانوميه من شوخي نكنو سلامتيت برام مهمه

مياد خونه براي ويزيت!؟!؟ اخه رفتن به بيمارستان خطرناكه نفسم

*************
خانومي:

چشم عزیز دلم..
اگر احتیاج شد چشم میگم بیاد خونه

اقايي:

چشمات بي بلا

احتياج نميشهههههه فسقليم

تو چشات نيگا ميكنم و لبمو قفل لبات ميكنم و شرو ميكنم به بوسيدنت و لبمو جدا ميكنم و ميگم فرنازم چرا همش با اضطراب و نگراني خودتواذيت ميكني اخه

**************
خانومي:

اوهوم..
نیگا نیگات میکنم و میگم جدی من مظطربم!؟!

اقايي:

بله و همشم خودتو اذيت ميكني

دستمو ميكشم رو موهات و ميگم فك ميكنم دو روز پيشم بود كه ازت پرسيدم چرا نگران و ناراحتي و گفتي چيزي نيست

******^*^^******

خانومي:

نميدونم چرا زندگیم این جوری حس میکنه.. 
یا چرا خودم استرس و اضطرابم و درک نمیکنم!!.

اقايي:

الهي قربونت بشم من بخاطر اين ويروس جديد كه استرس نداري!؟!؟ 

****************
خانومي:

راستش یکم..

اقايي:

ميبوسمت و ميگم الان دونه دونه ازت سوال بپرسم يكم يكم اضافه ميشه و ميشه كلي استرس و اضطراب فسقلي

بعد ميگي اضطراب و استرس نداري

وروجكم اينا برات سمه ديگه

توام مثل اجيم ميترسي پس، اجيم يه هفته اول شبا خوابش نميبرد

***************
خانومي:

اووووم
آخه به نظر خودم نمیان.. 
میدونم زندگیم.. 
نه دیگه در این حد نیستم اقایی.. 
جدی خواهرت یه هفته خوابش نمی‌برد!؟!!!

اقايي:

بنظر خودت شايد خيلي چيزا نيان 

ميدوني حرا فرنازيه منو باهاشون اذيت ميكني!؟!؟

معلومه

اره معمولا تا چهار صبح بيدار ميموند و برقارو روشن ميزاشت

****************
خانومي:

خخخخخخخ
ببشخید.. 
نه جدی میگم.. 
مگه کرونا دزده که تا صبح بیدار میمونه میشیک می‌داده که یه وقت نیاد!؟! خخخخخخخ

اقايي:

جون اميدتو قسمت بدم!؟!؟؟

اره

خخخخخ نه اون اولاش سرماخورده بود و ميترسيد و رفت دكتر و امپول زد و خوب شد و اون چند روز كه خوب شه ميترسيد و خوابش نميبرد

*****************
خانومي:

برای چی!؟!؟
الهی.

اقايي:

براي اينكه استرس و اضطراب رو از خودت دور كني، مراقب خودت باش خيلي زياد

اخ كه چقد تو ماهييييييي

^***************

خانومي:

چشم عمر من مراقب ماهکتون هستم و ازش مراقبت میکنم

اقايي:

چشماي نازت بي بلا نفسم

ازين به بعدم هرچيزي كه پيش مياد به اميدت بگو عزيزدلم

هرچيزي و حتي اگه منو ناراحتم كنه

دوس دارم باهام حرف بزني ، تا اروم بشي

همونجوريكهًمن باهات حرف ميزنم

دلم نمخواد كه همش توخوشيات باهات باشم كه وروجك

الانم هرچي از اقاييت ميخواي بگو تا برات انجام بدم

البته شيطون خانوم نگي پاشو لخت شو و برو تو خيابوناااا يا اينكه بريم حمومااااا

****************
خانومي:

چشم اقایی..
چشم زندگیم.. 
درست حرفا و خواسته های خودم.. 
فدات بشم چشم عزیزم.. 
خخخخخخخخخ ینی العان نریم حموم!؟!؟
باش پس همین جور که بغل همیم بزار به صدا قلبت گوش بدم و اروم بگیرم بغلت.

اقايي:

چشمات بي بلا خانومي

مگه تا حالا من برخلاف حرفا و خواسته هات عمل كردم!؟! 

خدانكنه نفسم

ميخندم و ميگم بفرما اينم از حموم خواستن خنگولكم

دستمو ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و باموهات بازي ميكنم و ميگم صداي قلبم دلش برات تنگ شده بودااااا

******************
خانومي:

 به جز این حموم اخیر نه..خخخخخخخ
خوب دلم میخواد.به قول احمد ذوقی من امشب دوستیش داشتم.. خخخخخخخخخخخ
منم برای تاپ تاپ کردنش تو این سینه گرم و مهربون دلتنگش بودم

 

اقايي:

پكر ميشم و ميكم خانومي قراره حالاحالاها با اين حموم شرمندم كني؟!؟؟؟؟

ميخندم و ميگم ديووووونه، با شيطنت ميگم حموم رفتن ممكنه برات با درد تموم شه هاااااااا

ميبوسمت و ميگم بخاطر بودنه توئه كه گرم و خوش نواست

************** 

خانومي: 

دشمنت شرمنده عزیزم.. ببخشید بار آخرم بود اذیتت کردم..
ميبوسمت و میگم در اشم به جونم میخرم.. 
اشالا همیشه گرم و خوش نوا بزنه..

اقايي:

ببخشيد نياز نيس وروجكم

يدستمو ميكشم رو تنت و نوازشت ميكنم و با موهاتم بازي ميكنم و ميگم اصلا مگه اميدت تا حالا گذاشته دردت بگيره!؟!؟ 

هميشه برات گرم و خوش نوا ميزززززنه

*************
خانومي:

نوچ،، به خاطر همین سریع و مطمئن گفتم در اشم به جون میخرم..
اشالا.

اقايي:

ايجوووونم، اميدت فدات بشه....

پتومونو ميكشم رومون تا سردت نشه و بعد ميگم فرنازم من و قلبم به همديگه قول داديم كه تا هميشه بهترين ملوديارو برات بنوازيم

فرنازم جديدا وبمون هم عين دخملا دوره پيدا كرده هااا منتهي دوره دخملا ماهي يباره و اين اتيشش تنده و هر شب ساعت سه صبح به بعد دورشه

*************

اقايي:

سلام همه كسم

صبحمون بخير

خوبي خانومم!؟!؟

***************
خانومی:

 

خدا نتونه..
فدات بشم من مهربونم..
آره.. خخخخخخخخخخخخخ


سلام زندگیم
صبح زیبامون بخیر..
خوبم..
امید انگار من دیشب خوابم برده بدون شب بخیر ببخشید زندگیم..

آقایی:

خدا کرده و منم ازین کرده ی خدا بسیار سپاس گذارم

خدا نکنه نفسم

علیک سلام ماهکم

بله صبح زیبامون بخیر

خداروشکر

دستمو میکنم تو موهات و میگم ایجونم ؛ الهی فدات شم من تا 4صبح نگهت داشتم و خسته میشی دیگه

منم نیم ساعت موندم با اذیت کردنای وب و بعد هر چی میخواستم شب بخیر بگم نمیتونستم و بوسیدمت و خوابیدیم

**************

 خانومی:

بازم ببشخید میخواستم شب بخیل بگم بعد بخوام..

اقایی:

خب الان مثلا نبخشم چی میشه؟؟!؟

***********

خانومی:

نمیتونی نبخشی که..
آخه من عزیز دردونتم..

اقایی:

دستمو میبرم و از زیر چونت میگیرم و میارم بالا و تو چشات نیگا میکنم و میگم معلومه که عزیزدردونمی و معلومه که نمیتونم نبخشمت

فقط باید بگم بهت که همیشه هم ازین بخششا در کار نیستااااااا فسقلی خانوم

**************

 خانومی:

گوشه لبت و میبوسم و میگم میدونم یکی یدونم..

اقایی:

دستمو میکشم رو صورتت و میگم این چشات بد کاری دستم داده

همش در به درم میکنه برای دیدنشونش

*************

 خانومی:

میخندم و میگم اینی که گفتی درد دل بود یا شاعر شده زندگیم!؟!

اقایی:

منم میخندم و میگم نمدونم عزیزدلم

فک کنم شعر نو بوده باشه خخخخخخخخخخخخخ

************

 خانومی:

اره شاید..
امید امروز میریم حموم!؟!

اقایی:

ایجوووووووووووونم بله که میریم، چطور؟!؟!

*************

 خانومي:

جونت بی بلا..
هیچی میخواستم هم یادت بیارم هم مطمئن بشم که میریم..

اقايي:

ميخندم و ميگم يني فراموشكار شدم فسقلي!؟؟!

**************
خانومي:

نوچ زندگیم..
اقایی مامان داره صدام میکنه

اقايي:

پس چي!؟!؟

ايجونم سلام منم بهشون برسون

برو ولي ساعت چند مياي!؟!؟

مراقب خودتم باش

***************

خانومی:

برای خودم پرسیدم عمر من..
چشم..
من آمدم
هستی!؟!

اقایی:

بله بله؛ با شیطنت میگم خوب خودتو اماده کردی ؟!؟!؟!

چشمات بی بلا

خوش اومدی

بله هستم

*************

 

 

[ شنبه 24 اسفند 1398 ] [ 16:52 ] [ freetitle ] [ ارسال نظر(0) ]