جديد٣٨
ادامه
خانومي:
اي جوووووووونم ببشخید..
شانس آوردی وب ارور میداد نتونستم قالب هارو به منزلشون برسونم ولی اشکال نداره فزدا شب
اقايي:
سلام زندگيم
صبحمون بخير
خوبي!؟!؟
جونت بي بلا
با تعجب ميگم مقصد قالبا كجا بود دقيقا!؟!!؟؟؟
بعد ببينم تا پنج و نيم صبح بيدار بود فسقليم!؟!؟؟؟
بعد اونوقت شب بخيرت كووووووو!؟!؟؟ نميبينمش
****************
خانومی:
لیم شازده پسری
ظهر مون بخیل
خوبم خوبی!؟
تو لباست..![]()
زندگیم ماه رمضونه سحری بلند میشیم منم بعد سحری میام پیشت..
خوب یادم رفت بگم میخواستم زودی گوشیمو بزارم کنار.
اقایی:
علیک سلام شاهزاده خانوم
ظهرمونم بخیر
میکشونمت تو بغلم و دراز میشی رو شکمم و لباتو میبوسم و میگم اینم عوارضیه امروزم
با موهات بازی میکنم و میگم میشه همچین فرشته ای داشته باشم تو بغلم و خوب نباشم؟!؟!؟!
پس یادم باشه امشب بدون لباس باشم.....خخخخخخخخ
ایجانم
پس که اینطور
***********
خانومی:
ای جونم..
نوک بینیت و میبوسم و میگم همیشه باید خوب باشی..
چه لا!؟
جونت بی بلا..
نه اون طور.. خخخخخخ
اقایی:
جونت بی بلا همه کسم
تو چشات نیگا میکنم و میگم کنارت همیشه خوبم حتی تو بدترین لحظاتم
چونکه یخ تو مماسم مکنی خخخخخخخخخخخخخخ
نوک دماغتو گاز میگیرم و میگم زبونتو میخورمشاااااااا
*************
خانومی:
خودالو شکر..
شیطون نیگات میکنم و میگم اگر لباس نپوشی میکنم یه جای دیگت.. خخخخخخ
زبونمو بخوبی دیگه نمیتونم برات شیرین زبونی بتونمااااااا
اقایی:
خدارو 100هزار مرتبه شکر بابت این هدیه گرانبهایی که بهم داده
میخندم و میگم اونوقت کجاااااااااام؟؟!؟!؟
یه لیس از لبات میزنم و میگم من برات شیرین زبونی میکنم عوضش
************
خانومی:
ی جونم فدات بشم من اخه که این قدر مهلبونی..
اون جا..
باشه ولی حرفای من شیرین تره..
اقایی:
جونت بی بلا و خدا نکنه و من باید فدای بانوم بشم.... مهربون نیستمااا!!!!!!
اونجا اسم نداره!؟؟!!؟ منکه جایی رو به اسم اونجا نمیشناسم
ایجوووووووووووون, نه فقط حرفات, بلکه خودتم شیرینی
*****************
خانومی:
خدا نتونه.. وقتی خانومت میگه هستی بگو چشم..
اصلا هرجا دوست داشته باشم ميندازم مخصوصا اون جات..
جونت بی بلا.. ولی گوشتم تلخه هااااا
اقایی:
خدا کرده بانوووم.... چشــــــــــــمــــــــــــــــــــ
خب حالا عصبی نشو و اینکه خب اونجا کجاست؟؟!؟!؟ بگو تا امادگیشو داشته باششم!؟؟!؟!؟
ااااااا خودتو امتحان کردییی؟!؟!؟!؟
****************
خانوی:
چمشات بی بلا..
بگم که باز یه کاری کنی نتونم یخ بزارم اون جا!!
آره ولی فکر کنم ازون جایی امتحان کردم که به امیدیم خورده بود..
اقایی:
نه دیگه اینسری قول میدم کاری نکنم
ینی چی اونوقت؟!؟!؟!؟
*************
خانومی:
نمیگم این جوری هیجانش بیشتره..
ینی این که من شیرینم تو تلخی.. ![]()
![]()
آخه آقامون هر وقت ميخورم میگه من خوشمزم.
اقایی:
اها, باش؛ شیطون میشم و میگم پس هیجان دوس دااااااری
صد البته و منم همینو میخواستم بگم
بله که خوشمزه ای و اقاتونم درست میگه
پس حرف دلتو میخواستی بهم بزنی که این بود من تلخم
***********
خانومی:
اوره دوش دالم..
چی میخواستی بگی!؟!
اوره ملی من عاشق شوکولات تلخم ![]()
![]()
اقایی:
گردنتو گاز میگیرم و میگم بگو دقیقا هیجان چجوری دوس داری تا بعد از ماه رمضون یه هیجان قشنگ بهت بدم
میخواستم بگم ممکنه من تلخ باشم
حالت بغض میگیرم و میگم نه دیگه , بقول خانومیم حرفتو زدی و الان میخوای با شیرین زبونی و بوس و قلب از دلم دراری!!! نوچ نوچ نوچ
************
خانومی:
بگم که دیگه هیجان زده نمیشم یه چیزی خودت انتخاب کن مهربونم..
که نیستی..
آخه میخواستم تخریب کنم بعد ابراز احساسات تونم انگار کار خوبی نکردم..
اقایی:
منکه همون رو انجام نمیدمش فسقلیم.... میخواستم فقط ببینم دلت چجور هیجانی میخواد
تلخ بودم که اینقد شیطونم نمیبودم
پس فسقلی تخریبم میکنه اقاییشو، واقعا که
از چونت میگیرم و صورتتو جلو صورتم نگه میدارم و تو چشات نیگا میکنم و میگم تخریب کردن اصلا کار خوبی نیست که بخوای بعدش بسازیش عزیزدلم
ممکنه تخریب بشه و دیگه اصلا جواز ساخت دوباره داده نشه هاااااااا
بعدشم من تو اینهمه مدت یبارم بفکر تخریب فسقلیم نیفتادم اونوقت فکر تخریب من چجوری اومده تو مغزت؟!؟!؟!؟
نه مثل اینکه چند وقته سیاه و کبودت نکردم و دلت تنگ شده
***********
خانومی:
اها خوب اووووم یه چند تا مثال بزن تا من انتخاب کنم..
بله شیطونک من..
ترسیده نیگات میکنم و آب دهنم و قورت میدم و نمیدونم چی بگم و...
اقایی:
نه دیگههههه؛ تو چند تا مثال بزن که من از تو اون چند تا یدونشو انتخاب کنم و توام ندونی کدومشو میخوام انجام بدم
شیطونکت ازت سوال کرد که از جا فر تخریبم اومده تو مغزت؟!؟!؟!؟
دستمو میکشم رو صورتت و میگم اقاییت ترس داره که اینجوری مات و مبهوت داری نیگاش میکنی؟!؟!!؟
*************
خانومی:
اوووووووم مثلا یخ بازی.. خوراکیهای خوشمزه.. بدو بدو بازی.. شیطونی های متفاوت.. یه روز بزار آرایشت کنم.. دیگه یه روز باهم آشپزی کنیم..برقصیم.. ابهلو بخول.. برام قصه و لالایی بگو.. گاهی اوقات بشم دخملت و موهامو خرگوشی ببند و پیراهن عروسکی بپوش برام.. خخخخخخخخ منم تنت نیم تنه بکونم
اقایی:
ایجوووووووووووونم, الهی قربون فسقلیم بشم من
با اینا هیجان زده ی زیاد میشی!؟!؟!؟؟!
فسقلیم فک نمیکنی دو خطشو جا انداختی؟!؟!؟!؟
***********
خانومی:
جونت بی بلا.. خدا نکنه..
زیادش و نمیدونم ولی شاید هیجان زده بشم دیگه...
زندگیم فکر نمیکنی دوخطمو پاک میکنی متوجه میشم!؟
تازه استیکر ای آخر این حرفمم پاک کردی.
اقایی:
خداکرده نفسم
ایجانم
سرمو تکون میدم و میگم فکر نمیکنی تهمت زدن کار خوبی نیست؟!؟!؟!؟؟ واقعا قهرم باهات
نیگا کن ببین دو خط و استیکر میبینی تو
http://s13.picofile.com/file/8397921234/12.jpg
****************
خانومی:
جونت بی بلا..
بلی تهمت زدن کار خوبی نیست..
آخه من جواب دادم چرا نیستش پس!!!!!!!!!
اقایی:
پس چرا تهمت زدی فسقلی خانوم؟!؟!؟!؟
دلیلی نداره که بخوام حرفاتو عوض و یا پاک کن و تو طول اینهمه مدتی هم که باهمیم فقط همون یبار که بعد از اها نه و ... چند تا کلمه اضافه کردم , هیچ چیزه دیگه ای به حرفات اضافه و یا کم نکردم که بخوای اینجوری بهم تهمت بزنی خانوم خانوما
ایتیکرایی هم که میبینی اخر هم نظظرت میزاری و من نمیزارمشون از قصد نیستش و وقتاییکه میزارمشون پستمون خراب میشم و بهاطر همین استیکرای اخر هر نظر رو کپی نمیکنم ولی استیکرای وسط نظرات رو میشه کپی کرد و گذاشتش
عیبی نداره اون از تخریب کردنت و اینم از تهمت زدنت....
باهات قهررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم
دست من نیست حرفای تو که بدونم چرا نیستش
***********************
خانومی:
تهمت نزدم فکر کردم داری سر به سرم میزاری..
ااااا امید..
قهر نتون دیده..
اقایی:
اها
قهرم
بهمم بر خورده
از دستتم ناراحتم
واقعا هم فکرشو نمیکردم اینجوری بهم بگی
************************
خانومی:
چرا جدیدا همش به شاهزادت میگی اها!؟!
میام از پشت بغلت میکنم و خم میشم روت و گوشه لبت و میبوسم و میگم من قربون مرد حساسم بشم دلت میاد نگاهت و ازم بگیری! ؟!
اقایی:
برای اینکه شاهزادم جدیدا خیلی زیاد و راحت ناراحتم میکنه
نیگات میکنم و میگم نگاهمو ازت نمیگیرم چچون خودمم طاقت دوریتو ندارم ولی از دستت ناراحتم و باهاتم قهرم
****************
خانومی:
میام جلوت و تو بغلمی و سرت رو سینم و صدا قلبم زیر گوشت و دستمو ميبرم تو موهات و نوازشت میکنم و میگم الهی شاهزادت فدات بشه ببخشید مهربونم..
یه چیزی بگم بهت!؟! جدیدا انگار با همه این جوری شدم مثل پیر زنا زبونم تند شده و حوصلم کم نمیدونم چرا ولی العان که دارم فکر میکنم میبینم یه مدته خیلیا و ناراحت کردم ناخواسته.
اقایی:
قلبتو میبوسم و میگم بحث بخشیدن یا نبخشیدن نیست, میدونیکه نمتونم نبخشمت ولی جدیدا خیلی یجوری شدی
منم هی میگم بهت و میگی هیچی نیست
خانومی نمدونی چرا نداره
شاید نخوای بگی به من ولی خودت باید بدونی چرا جدیدا اینجوری تند شدی
نمیشه چیزی ادم رو بهم بریزه و ندونه اون چیز چیه, چون غیر ممکنه
خیلیا رو که تو همش تو خونه ای یه مدته, اونوقت خیلیا کیان؟!!؟؟!؟
**************
خانومی:
اخه خودمم دلیل این رفتارم درک نمیکنم..
درست میگی ولی این سر نخ و پیدا نمیکنم انگار کلاف کاموا باز شده و من گیر کردم لای نخاش..
خالم زن داداشم مامانم همش با مامانم جرو بحث داریم با امیدیم بازم بگم برات!؟
اقایی:
اخه فسقلیه من چی اینهمه اذیتت کرده که اینجوری بهمت ریخته؟!؟!؟!
درسیه
فکری
روحی
جسمیه
اخه ادم همینجوری که صبح از خاب بیدار میشه ییهو نمیره تو کلاف و گیر کنه لای نخاش
بلاخره یچیزی ادم رو اذیت میکنه که بهم میریزتش
جدای از خالت و زن داداشت و مامانت و من , خودت اذیت میشی همش
فسقلیم مگه داداشت ازدواج کرده؟!؟!؟!!؟
*****************
خانومی:
نیدونم..
شاید همه اینایی که میگی باهم..
اوهوم کاش میتونستم درک کنم خودمو..
آره واقعا اذیتم از خودم ناراحتم چون این من نیستم..
اوهوم مگه دقت نکردی بیشتر اوقات میگم داداشم نمیگم داداشام!!؟؟ چون یکیشون ازدواج کرده.
اقایی:
خل و چل خودمی دیگه
یه مسافرت بری و حال و هوات عوض بشه و از خونه در بیای بیرون همه چه درست میششه
همش موندیم تو خونه و افسردگی گرفتیم
حالا ببین من چی کشیدم ازینکه همش تو اتاقم زندانی ام
درک میکنی خودتو چند وقت دیگه
میگذر ه بلاخره فسقلیم, میبینیکه منم همش قور قور میکنم بهت و منم چندانم حال و احوالم بهتر از فرنازیم نیت
اصلا ممکنه از من به تو سرایت کرده باشه
نه؛ خیلی وقته ازدواج کرده؟!؟!!؟
**************
خانومی:
اره درست میگی شاید با مسافرت درست بشم و برگردم به تنظیمات کار خونه..
درکت میکنم زندگیم از روزای اول درکت میکردم ولی هرچی میخواستم حالت و خوب کنم بیشتر گند میزدم به خاطر همون ترجیح دادم کاری نکنم..
اوهوم.
اقایی:
اها پس خانومیم دلش مسافرت میخواد
فسقلی این چه حرفیه اخه
تو رو نداشتم که الان منی هم دیگه وجود نداشتش
اخه اصلا حرفی از زن داداش نزده بودی
***************
خانومم رفته!؟!؟!
****************
نفسم برو افطار
برا اميدتم دعا كن
*************
نفسم ساعت دوازده و نيم شدش
كجايي!؟!؟!؟
***************
دلم برات تنگ شده هااا
نمياد فرنازيم!؟!؟
**************
ساعت يك و هشت دقيقه شد
شب بخير عزيزم
*************
خانومي:
اميد نخواب گوشیم هنگ کرده بود العان درست شد
اوهوم..
فدات بشم..
آخه خوشم نمیاد ازش به خاطر همین حرف نمیزنم درموردش..
ببخشید قبل افطار مامان جونت احظارم کرد..
همیشه امیدم دعاش میکنم..
وای امید اشتم دیوونه میشدم گوشیم هنگ کرده بود نمیومد بالا..
خوابیدی یا بیداری؟
فكر کنم دیر رسیدم ببخشید زندگیم..
منم سرمو میزارم روی سینت و چشمام و میبندم تا خوابم ببره..
شبمون شیرین زندگیم
اقايي:
سلام عزيزم
صبحمون بخير
خوبي!؟!؟؟!
تا يك و بيست دقيقه موندم و ديدم نيستي و گوشيرو گذاشتم كنار
ايجااااااان، ببين چيكار كرده كه خانوميه مهربونم ازش خوشش نمياد
مامان جونه ديگه
ممنون خانومم
چرا!؟!؟ درست شده!؟!؟!
****************
ساعت سه و نيم شدش
خوش خواب من بيدار نمشه!؟!!!
************
خانومي:
سلام مهربونم
صبحمون بخیر
َخوبی!؟!
ببخشید امروز زیاد خوابیدم و تنها موندی دیشب تا نزدیکای صبح بیدار بودم..
خوفم..
الهی..
جونت بی بلا.. آره واقعا..
اوهوم..
گوشیم پره هنگ میکنه..
اقايي:
فرنازيم خوب باشه منم خوبم
ايجانم، چرا ديشب تا نزديكاي صبح خوابش نميبرد بانوم!؟!؟؟
خداروشكر
خاليش كن خب فسقليم
***************
خانومي:
من خوفم..
نیدونم شام زیاد خوردم تا صبح همش از این دست به اون دست میشدم..
آخه همش جزوه ها و ویسای دانشگاست بریزم رو لبتاپ با اون قبلیا قاطی میکنمش گم میشن دیگه.
اميدم کجایی پس منتظرتم ولی نیستی
زندگیم عیدمون مبارک..
نمیخوای بیای بهم تبریک عیر بگی!؟!
دلم برات تنگ شده..
چشامو میبندم و منتظرتم تا بیای
اقايي:
سلام زندگيم
بلاخره نت خودم وصل شد
خوبي!؟!؟
شيكمو شديااااا فسقليم
ايجااان، خب پوشه بنديشون كن خنگولكم
پيشت بودم اما بدون نت، نت اجيمم تموم كردم و مجبور شدم يه نتم واس اجيم بگيرم
ايجوووووونم
عيدمون مبارك همه كسم
همه روزه هاو راز و نيازات قبول باشه دنيام
الانم دلم برات يذره شده، بدو بيا بغلم ميخوام بخوووورمت فقط
ديشب خيلي عصبي شدم سر تموم شدن نت و تا صبح فقط گردن درد داشتم
و الانم فقط فرنازيم ميتونه ارومم كنه
****************
خانومي:
سلام عمر من
العان خوب شدم..
وای خدارو شکر داشتم دیوونه میشدم..
اوهوم..
آخه همون پوشه ها گم میشه.. خخخخخخخخخخخ
زندگبم مگه چیکار کردیم نت بچرو تموم کردی!؟!
جونت بی بلا مهربونم..
عیدمون مبارک قشنگم..
از اقاییمم قبول باشه..
ای جووووووووونم..
الهی من فدات شم عصبی شدن نداره مهربونم من همیشه باهاتم..
میام میشینم رو پات و پیشونیم و میچسبونم به پیشونیت و میگم خیلی دوست دارماااااااا بعد تا میای چیزی بگی لبامو چفت لبات میکنم
اقايي:
عليك سلام نفسم
ايجووووونم
بيا بشين پاي نصيحتاي مامان جووووونت ، اشكمو داره در مياره
ديوونه چرا!؟!!؟
خنگولكم چجوري پوشه هاتو گم ميكني!؟!؟
انگار نتش اخراش بوده
عيدموووووون مبارك خوشملكم
اقاييت كه همش خورد
جونت بي بلا
ميدونم نفسم هميشه باهامه
دستامو دور تنت حلقه ميكنم و ميكشم رو تنت و ميگم منم دوست دارم فرشته كوچولوي من و بعد لباتو ميخورم
**********
خانومي:
سلام عزیز دلم..
جونت بی بلا..
چرا زندگیم!؟!
نگرانت بودم..
آخه اسم ندارن اکثرا..
الهی..
منم گفتم عیدمووووون..
خوب کاری کرد خورد..
پس چرا عصبی شدی گردن مردم درد بگیره!؟!
منم همراهیت میکنم و میزارم هر جور دوست داری ادامه بدی.
اقايي:
عليك سلام ماه ترين من
ول نمكنه
گفته بودمكه به نت اجيم وصلم، ببخشيد
اسم بزار براشون وروجكم، هر درستو جدا پوشه بندي كن
اخ كه چقد تو ماهي
بله بله
خخخخخهخ
اخه دلم براش تنگ شده بود
ميرم تو گردنت و نفس ميكشم و ليس ميزنم تا لاله گوشت و ميمكم و ميگم هرجوري رو شب مبخوريم، الان فقط ارامش مهمه
*************
خانومي:
الهی دلش برا حرفیدن برات تنگ شده..
من فکر کردم نت گرفتی.. اشکال نداره عزیزم..
آره باید همین کارو بکنم ولی حوصلم نمیگرفت.. خخخخخ
براش!!!!!! برای کی!؟!
ای جوووووووونم.. پس بیا سرت و بزار رو سینم تا قلبم برات بزنه آروم بشی
اقايي:
اينقدر!؟!!!!؟
نه نت نمداد بهم
خخخخخخخ خنگولك خودمي ديگه
اره ديگه، برا خانوميم، نفسم، عمرم، همه كسم، تاج سرم
جونت بي بلا خوشگلم، سرمو ميزارم رو سينت و ميگم هميشه كنارت اروم ميشم ارامشم
با زبونم نوك هلومو ليس ميزنم و يدستمم ميبرم رو رون پات ميكشم و شيطون ميشم و ميگم امشب نفسم حال داره مورد خوردن مردش قرار بگيره يا بزاريم اخر هفته!؟!؟؟؟؟
بعد خودم ميگم تا اخر هفته تقويتت ميكنم و همون اخر هفته ميخورمت
***********
خانومي:
حالا چی شده مگه یکم مامان جون با پسرش خلوت کرده..
اوهوم..
ای جووووووونم..
اقایی من حسابی گشنش شده هاااااا.. خخخخخخخ
سرت رو سینمه و دستمو ميبرم لای موهات و باهاشون بازی میکنم و میگم هر وقت امر کنی خانومت اطاعت میکنه سروری.. حتی همین العان میتونی آب هلو بخوری تا حالا برسی به شب یا آخر هفته.. خخخخ
اقايي:
اخه بد موقع خلوت كرده
جونت بي بلا
اقاييت كه هميشه گشنه ي خانوميش هست، ولي خب دلم فسقليمو ميخواد ولي اگه فسقلي دلش مردشو نمخواد كه ميزاريم برا هر موقع دلت خواست
فداي خانوميم بشم من
ايجاااانم، نه ديگه همشو باهم ميخوااااام
***********
خانومي:
چه لا!؟
خانمی هم دل اقاییش و میخواد ولی اون گاهی اوقات که نمیخواد به خاطر ماهیانشه..
خدا نتونه..
ای شیکموی من
اقايي:
اخه دلم برا فرنازيم تنگوليده
ايجوووووونم، تو ماهيانتم كه اب هلومو ميخورم خانوميم حالش خيلي بهتر ميشه
خداكرده نفسم
اوووووووووف شيكموي تو بودن بهترين شيكموييمه واينكه من اصلا شيكمو نيستم ولي در برابر تو خيلي شيكمو ميشم مخصوصا اب هلوم و ...
**************
خانومي:
اي جونم قربون دلت بشم من..
جونت بی بلا عزیزم.. ای جان نوش جونت آدرنالین بشه برا خانومت.. خخخخخخ
ای جاااااااااااااااااااااااانم فدات بشم من الهی
اقايي:
جووونت بي بلا خانومم
قربون خانومم بشم، خودم ادرنالينت ميشم
جونت بي بلا ملكم
خدانكنه نفسم
**************
نفسم رفته پيش مامان جون!؟!؟!؟
***********
خانومم دلم برات تنگ شده
مامان جونت گفت بهت سلام برسونم و عيد رو بهت تبريك بگم و ببوسمت
و اينكه گفتن به خانواده هم سلام برسون
و اينكه دل خودمم برات تنگ شده
و اينكه خوابم ميبره هااااا زودي بيا پيشم
**************
خانومي:
اميد ببخشید مهمون داریم عزیز دلم..
اقايي:
كرونا رفته مگه!؟!
****************
كي اينهمه عجله داشته و منتظر بوده كه ماه رمضون تموم شه و بيان مهموني!؟!؟!
خوش بگذره عزيزدلم
منم گوشيمو ميزنم شارژ و منتظرت ميمونم و اگه خوابم برد شبمون بخير
****************
ساعت دوازده شد و فكر كنم خانوميم سرش شلوغ پلوغه
شب خوبي داشته باشي نفسم
شبمون بخير
**************
سلام
صبحت بخير
خانوم خانوما شب بخيرم نگفته به اقاييش
عيبي نداره، احتمالا تا الان مهموناتون نرفتن و سرتون شلوغه
روز خوبي داشته باشي
****************
خانومي:
سلام امیدم..
صبحمون بخیر عزیز دلم..
خوبی!؟
خوب خوابیدی؟
ببخشید تنها موندی مهربونم..
میگم که چه سحرخیز شدیم دوتامون هم.. خخخخ
اقايي:
عليك سلام فرنازم
صبحمون بخير
نوچ
نوچ
نمخوام، قهرم
اره منكه ساعت پنج بيدار شدم
*************
خانومي:
چرا نوچ!؟!
چرا حالت خوب نیست!؟
امیدیه من قهر نکن باهام دیگه..
الهی چرا زندگیم!؟
اقايي:
هنوزم مهموناتون نرفتن!؟!؟؟
******
انگار مهموناتون هنوز هستن كه خانوميم نيست
روز خوبي داشته باشي
فعلا گلم
********
ساعت چهار و چهل شد
نيستي ديگه
يه سرفه اي
يه عطسه اي
يه شكلكي
يه نقطه اي
هيچي به هيچي!؟!؟!!
ديشب كلا سه ساعت خوابيدم و سرم درد ميكنه
ميرم بخوابم پس
بازم فعلا
***********
ساعت نه و نيم شب شدش
خبري هم از بانوم نيست انگار
شب بخير عزيزدلم
**************
**************
خانومي:
اخيش نتم اوکی شد..
نگو که خوابیدی زندگیم..
بیا منم بیام بغلت آروم بشیم
نه انگار جدی جدی خوابت برده..
منم میام سرمو میزارم رو سینت و به صدا تاپ تاپ قلبت گوش میدم تا بلکم خوابم ببره..
فردا جوابامونو میتایپم..
محکم میچسبم بهت و میگم شبمون شیرین نفسم
سلام نفسم..
صبحمون بخیر زندگیه من..
پاشو دیگه خرسیه من..
دلم برات یه زره شده
اقايي:
خداروشكر
شب بخير گفته بودمكه
سلام عزيزم
صبحمون بخير گلم
خوبي!؟!؟!
بيدار شده بودم ولي حس بلند شدن نداشتم و گوشيمم شارژ نداشت و هي غلت ميخوردم الكي
قربون دل مهربونت بشم من
**************
خانومي:
اره ولی گفتم شاید خوابت نبره..
خوفم خودت خوفی!؟
الهی..
خدا نتونه
اقايي:
گفتم كه شب قبلش سه ساعت خوابيدم
خداروشكر، مچكرم فسقلم
***************
خانومي:
اره گفتی..
بیام بغلت!؟!
اقايي:
بغل خودته
************
خانومي:
ميام میشینم روی پات و دستمو دور گردنت میپیچم و میام نزدیکتر تا لبات و ببوسم و چشمات و میبندی و منتظری و لبام و نمیزارم و میگم امیدیم از فرنازیش نالاحته خیلی!؟
اقايي:
دستمو دورت حلقه ميكنم و ميگم ناراحته خيلي
*************
خانومي:
پيشونیم و میزارم رو پیشونیت و میگم آخ الهی من قربونش برم..
من شرمندتم عزیزدلم خیلیم شرمندم مهربونم
اقايي:
خدا نكنه عزيزدلم
مهم نيستش
***************
خانومي:
خدا کرده..
ببخشید دخمل بدی شدم همش اذیتت میتونم
اقايي:
كلاست شرو شده!؟!؟
*******************
خانومي:
نيم ساعت دیگه دوباره شروع میشه
اقايي:
الهي
ايشالا زودي تموم ميشه
***************
خانومي:
العان پیام گذاشته که امروز کلاس ساعت5 تشکیل میشه
اقايي:
پس تا پنج استراحت كن
***************
خانومي:
ميپرم بغلت و سرمو ميبرم توی گردنت و کشدار میگم چششششششششم سرورم بعد زیر گوشت نفس میکشم و..
اقايي:
دستمو ميبرم تو موهات و اروم نوازشت ميكنم
************
خانومي:
منم آروم روی گردنت بوسه میزنم و با دستم گردنت و نوازش میکنم و ماساژ میدم..
اقايي:
چشامو ميبندم تا هركاري دوس داري انجام بدي
*************
خانومي:
بعد اروم آروم بوسه کنان میام روبه روت و پیشونیم و میزارم روی پیشونیت و چشات بسته و میگم نمیخوای فسقلیت و نیگا نیگاش کنی!؟
اقايي:
چشامو باز ميكنم و نيگات ميكنم
****************
خانومي:
دستمو میکشم رو صورتت و میگم آخ قومون اون چشای دشنگت بشم من
اقايي:
خدا نكنه گلم
امتحانات معلوم نشد كي شروع ميشن!؟!؟
************
خانومي:
نگران نباش اونم مشخص میشه..
میخوای چیزی بگی که انگشتمو میزارم روی لبات و میگم هیییییییش بعد لبامو میزارم روی لبات و ميبوسمت و اروم آروم با موهات بازی میکنم و لباي همو میخوریم و...
اقايي:
نگران نيستم
همراهيت ميكنم و منم لباتو ميبوسم
*************
خانومي:
اينقدر لباي همو میبوسیم تا نفسمون کم میاد و...
اقايي:
نفسمون كم مياد و لبمو جدا ميكنم و دستمو ميكشم رو موهات و اروم با موهات بازي ميكنم و سرمو ميبرم تو موهات و عطرتو نفس ميكشم
************
خانومي:
موهات و نوازش میکنم و میگم ای جوووووووونم پسرک من چه خودشو لوس میکنه برام
اقايي:
جونت بي بلا عزيزدلم
**************
خانومي:
امیدم حرف دلت و به فرنازت بگو عزیز دلم
اقايي:
حرفي تو دلم نيست
*******************
خانومي:
تو چشمات نگاه میکنم و میگم مطمئنی!؟
اقايي:
نمدونم
از چشام بپرس
***************
خانومي:
چشای مرد من غم دارن
اقايي:
نمدونم
ممكنه داشته باشه
***************
خانومي:
علتش!؟!
اقايي:
خخخخخخخ نمدونم
****************
خانومي:
باش نگو..
سرمو میزارم روی شونت و دیگه هیچ کاری نمیکنم
اقايي:
من با فسقليم قهرم و اونوقت هم فسقليم ناز ميكنه
با موهات بازي ميكنم و ميگم هميشه هر چيزي تو دلم بوده بهت گفتم ديگه
مگه نگفتم!؟!؟!
الانم اگه چيزي تو دلم بود مطمئن باش بهت ميگفتم
شايدم وجود داره ولي هنوز به تو دلم بودن نرسيده و رسيد بهت ميگم
***************
خانومي:
دیگه بالاخره خانوما ناز دارن..
اوهوم..
باچه
اقايي:
ايجان
******
خانومي:
جونت بی بلا مرد من..
خو ابیدی!؟!
چرا هیچی نمیگی!؟
اقايي:
نه نخوابيدم
امروز صبح كه از خواب بيدار شدم نمدونم چرا يدونه از انگشتاي دستم با روي دستم باد كرده و قرمز شده و ميخاره
نمدونم چيشده اصلا
بعدش اينكه انگار براتم مهم نيست كه باهات قهرم يا نه، اين موضوعم يكم تو دير جوابيدنم تاثير داشت ولي خب بيشترش بخاطر دستم بود
***************
تو اينترنت ميخونم زده نيش حشره
تو ميدوني چه حشره اي نيس بزنه جاش باد ميكنه و ميخاره و قرمز ميشه!؟!!
*************
يخ بستم روش
هر چي بلائه سر من مياد
**********
فرنازم هنوز پيش خانوادست!؟!!!
**********
شبمون بخير گلم
**********
خانومي:
جون دلم آمدم..
دستت و میگیرم توی دستم و نوازش میکنمش و میکشمت تو بغلم و سرت میار رو سینم و میگم العان بوسش میکنم زودی خوب میشه و بعد اروم رو دستت و میبوسم و میگم هر چیزی ممکنه نیش زده باشه پشه زنبور انکبوت سوسک و خیلی چیزا باید ببینی اتاقت و کی تمیز کردی یا اگر امشب هم نیشت زد فردا اتاقت و بریز بیرون همه جاشو تمیز کن بعد بچین..
عزیز دلم برام مهمه قهر کردنت وعلا امروز اون قدر پی دلت بالا نمیرفتم و پیگیر حرف دلت نبودم
اقايي:
خوشومدي
چشم
حرف دلم يه چيز بيخوديه كه الكي هي اذيت ميكنمت، درست ميكنم اميدتو
***************
خانومي:
چشمات بی بلا عزیز دلم..
حرف دلت و بهم بگو این قدر نگهش ندار واسه خودت من بدترین حرفام دوست دارم از زبونت بشنوم تا هر دوتامون آروم بگیریم بعدشم یه خانم میتونه مردش و تغیر بده ولی مردش نباید خودش و اذیت کنه
اقايي:
فهلا حرف دلم مهم نيست
مگه خانوميه من اروم نيست!؟!؟؟
***************
خانومي:
خیلیم مهمه..
خانومت کنارت آرومه آرومه
اقايي:
خداروشكر كه ارومي
دستامو دورت حلقه ميكنمو ميكشونمت تو بغلم و پتومونو ميكشم رومون كه كولر روشن اذيت نشيم و بعد اروم با موهات بازي ميكنم و سرتو ميبوسم
*****************
خانومي:
ببینم اقایی میخوای بخوابونم! ؟
اقايي:
ببينم اومدي بغلم برات تعجب اور بود يا بوسيدمت!؟!؟!
*****************
خانومي:
هردوتا
اقايي:
واقعا بغل كردتم و بوسيدمت برات تعجب اور بووود!؟!؟! اونوقت چرا!؟!؟!!
***************
خانومي:
تعجب آور نبود گفتم شاید خوابت میاد یا خسته ای میخوای بخوابونم که زودی بخوابی
اقايي:
لبخند ميزنم و ميگم ميخواي برم رو زمين دراز بكشم تا ببيني نمخوام بخوابونمت!؟؟؟!؟؟
البته صبح زودم كلاس داري و بايد زود بخوابي
****************
خانومي:
نوچ..
اوهوم
اقايي:
ميزارمت كنارم از تو بغلم و دستامو از دورت باز ميكنم و ميچرخم سمتت و ميگم خوب شد فسقليم!؟!؟؟
نيم ساعت ديگه ميخوابيم تا هشت ساعت خوابتم تكميل بشه
***************
خانومي:
میام روت و میگم نوچ خوب نیست..
وایی چقدر سرده سرما نخوریم زیر کولر..
باچ
اقايي:
پتومونو ميكشم رومون و دستامو دورت حلقه ميكنم و بخودم فشارت ميدم و ميگم ازمشب به بعد تا خودت نياي تو بغلم منم بغلت نمكنم فسقلي خانوم
سرتو ميبوسم و ميگم بلاخره بايد استراحتتم كافي باشه ديگه
***********
خانومي:
نموخام پس سورپریز من چی!؟!
باچه
اقايي:
سورپريز چي!؟!؟؟!
**********
خانومي:
اينکه یهو بغلم کنی بوسم کنی لوسم کنی..
اقايي:
پاهامو دور پات حلقه ميكنم و دستمو ميكشم رو موهات و باهاشون بازي ميكنم و لباتو ميبوسم
***************
خانومي:
همراهیت میکنم و.
اقايي:
دستمو ميكشم رو صورتت و نوازشت ميكنم و لباتو ميبوسم و بعد تو همين حين پتومونو رومون مرتب ميكنم و لبمو جدا ميكنم و يدستمو ميكشم رو تنت و يدستمم با موهات بازي ميكنم و ميگم ديگه گوشيتو بزار كنار تا بخوابيم
************
خانومي:
يه شرط داره بزارم گوشیمو کنار..
باید تا صبح لبات روی لبام باشه و دستات و پاهات دورم پیچیده شده باشه..
اقايي:
جانم
دستامو محكم دورت حلقه ميكنم و پاهامم دور پات ميپيچم و ميگم ديكه كوشيتو بزارش كنار و لبمو قفل لبات ميكنم
**********
خانومي:
من هنوز شب بخیر نگفتم که خوابیدی
اقايي:
فسقليم فك كنم خوابت مياد واقعا
هنوز جواب خرف قبليمو ندادي كه فك كردي من خوابيدم
*************
خانومي:
جواب دادم..
باش گوشیمو میزارم کنار..
محکم میچسبم بهت و میگم شبمون پر ستاره
اقايي:
باز عكس بدم از نظرات تا ببيني چيزي نيومده فسقليم!؟!؟
بوسمم كه نمكني و ميخوابي!؟!؟
شبمون بخير
**************
خانومي:
نوچ نموخام..
لبامو غنچه میکنم و میزارم روی لبات تا خوابمون ببره..
دیگه گوشیمو گذاشتم کنار اون جوری نیگام نکن..
شبمون خوش
اقايي:
سلام خانومم
صبحمون بخير
خوبي!؟!!
نه تو رو خدا بخواه
ديگه بعد از گفتن من فايده اي نداره فسقلي
گوشيتم كه كنار نزاشته بودي
دخمل شيطوني شدي جديدا، اقاييتم داري هي ناراحتش ميكني
****************
فرنازیه من هنوز بیدار نشده؟؟!؟!
*****************
انگار هنوز فرنازم خوابه
گوشیمو میزنم شارژ و میزارم کنار
میام کنارت دراز میکشم و دستامو دورت حلقه میکنم و نیگات میکنم تا بیدار شی
*****************
خانومی:
سلام عزیز دلم
صبحمون بخیر
امید گوشیم شارژ نداره میزنم شارژ میرم ناهار و بعد ناهار میام پیشت..
العانم زودی تاییدمیکنم تا گوشیم خاموش نشده.
اقایی:
علیک سلام گلم
باش
******************
فسقلیم ناهار خوردنت زیادی طول کشیده ها
تو دو ساعت و 35دقیقه فک کنم کل یخچال مامان جون رو خالیش کردی
منم گوشیمو گزاشتم کنار پس
فعلا
***********************
هنوزم نيومدي!؟!؟!!
خوش بگذره عزيزدلم
از همين الان شبمون بخير
******************
ساعت يه ربع به يك شد
شبت بخير
******************
ساعت دو و ربع شد
اها انگار گفتي ميري بعد از نهار فردا مياي و من متوجه نشدم
******************
صبح بخير بگم كه ديگه شارژگوشيمم تموم شد
ساعتم يه رب به پنج شد
صبحت بخير
اخرهفته خوبي داشته باشي
خدافظ
*****************
خانومي:
سلام مهربونم
صبحمون بخیر عزیز دلم..
خوبی!؟!
ببخشید عزیز دلم میشه بیای بغلم! ؟!.
دیروز بعد از ناهار حساسیتم اوت کرد و خیلی حالم بد شد و زنگ زدیم دکتر آمد و یه داروهایی بهم داد که خواب آور بود از عصر دیروز خوابم تا حالا..
ببینم زندگیم تا5صبح بیدار بوده!؟
اقايي:
سلام فرنازم
صبحمون بخير
نوچ
باهات قهرم و حسابي هم از دستت ناراحتم و گِلِگيهامم بعدا ازت ميكنم ولي قبلا گفتم بهت كه بغلم مال توئه
كنارتم و بغلم ميگيرمت و ميكشونمت تو بغلم و با موهات بازي ميكنم و نوازشت ميكنم و تو چشات نيگا ميكنم و بعد لبمو ميزارم رو لبات و طولاني ميبوسمت و بعد لبمو جدا ميكنم و سرتو ميزارم رو سينم و اروم نوازشت ميكنم
با فرنازيه من چيكار كردي!؟!؟! براي چي يدفعه اينجوري شدي!؟!! چي بهش دادي خورده !؟!؟؟
تا پنج گوشيم شارژ داشت و وب رو هي رفرش ميكردم و تا هفت و نيمم خودم بيدار بودم
****************
اقايي:
الان خوبي!؟!؟!
چرا اخه مراقب فرنازيه من نيستي!؟!؟!؟؟
چيكار داري ميكني با يكي يدونم!؟!؟!؟؟؟
***************
اقايي:
دكتر چي گفتش!؟!؟
فرنازم جون اميدت مراقب خودت باش
داروهاتو سروقت استفاده كن
استراحتتم كامل انجام بده
هيچ كار ديگه اي نكنيااااااا
مراقب خودتم باش
اصلا دوس ندارم خانوميم رو با حال بد ببينمشاااااا
همشم تو تختمونم و هروقت دوس داشتي بيا تو بغلم
ميدونيكه همه زندگيمه مني
همه كس مني
نفس مني
عمر مني
جون مني
عشق مني
پس زودي خوب شو عزيزدلم
*****************
فرنازم خوبي!؟؟!؟
******************
يكي يدونم خوب شدي!؟!؟؟
****************
خانومي:
الهی من فدات شم این قدر نگران نباش عزیزم..
امید نمیدونم داروهاش چرا این قدر خواب اوره همش خوابم..
خودت خوبی!؟!
میدونم زندگیم میام سرمو میزارم رو شونت و اروم میگیرم توی بغلت
اقايي:
خدانكنه، نكران نباشم!؟! بنظرت ميتونم!؟!؟!!
الهي قربونت بشم، هر چقدر دوس داري بخواب ولي زودي خوب شو
نمتونم خوب باشم وقتي خانوميم خوب نيستش
دستمو ميكشم رو تنت و نوازشت ميكنم و يدستمم تو موهات و اروم سرمو ميارم تو گردنت و نفس ميكشم و ميگم اميدت كنارته تا خوبه خوب بشي عزيزدلم
دكتر چي گفتش نفسم!؟!
************
خانومي:
اگر میتونی.. میدونم نمیشه ولی سعیت و بکن..
چششششششششششم..
ولی باید خوب باشی تا خانومت هم خوب باشه..
ممنونم ازت مهربونم..
گفت باید استراحت کنم و بیرونم نرم به خاطر گرد گل و این پشمالوییهای توی هوا و بعدشم یکم دارو اینا داد همین..
امید دختر خالم کرونا گرفته وای من همش استرس دارم..
اقايي:
براي چي نگرانت نباشم!؟!!؟ همه زندگيميااا
چشمات بي بلا
تو خوب شو، منم خوب ميشم
وظيفمه يكي يدونم
پس خوب استراحت كن و داروهاتم بخور و اينكه از خونه هم بيرون نرو
تو برا چي وروجكم!؟!؟ مگه جديدا ديديش!؟!!
***************
خانومي:
اخه این قدرا نگران کننده نیست مثل قبلنا.. فدات بشم من..
اشالا..
چمش..
نمیدونم.. نه همون همش دارم فکر میکنم ببینم خودش یا نزدیکاشو جایی دیدم یا نه
اقايي:
يني ميخواي بگي قبلنا من نگرانت نمشدم وروجك!؟!!
چشمات بي بلا
نمدوني!؟؟؟!! جديدا ديدي يا نه!؟! مگه تو يه ماه گذشته از خونه بيرون رفتي!؟!؟ مگه مهمون خونتون اومد بود!!؟؟!
************
خانومي:
نه زندگیم منظورم این بود که قبلنا حالم خیلی بد بود حالم این سری چیز جدی نیست..
نمیدونم.. منم نرفته باشم مامانم رفته دیگه.. مهمونم داشتیم
اقايي:
مراقب خودت باش عزيزدلم
پس انگار رفته بيرون خانوم خانومام
نگران نباش عزيزدلم
خواهشا بيرون نرو اصلا
تو كه ميدوني اين ويروس برات سمه
پس مراقب خودت باش
**************
خانومي:
چمش
نه نرفتم ولی مامان و بابا زیاد میرن..
چمششششششش..
چشم مهربونم
اقايي:
چمشاااات بي بلا
مراقب باشن چيزي نميشه
جشمات بي بلا عزيزدلم
ديگه هم اينجوري مريض نشو و اميدتو تنها نزار، بدون تو از بين ميرمااا
*******************
خانومي:
خدا تونه..
چشم عزیز دلم
اقايي:
جشمات بي بلا گلم
كنارت دراز ميكشم و تو بغلم ميگيرمت و ميگم داروهاتو خوردي عزيزدلم!؟!!
**************
خانومي:
مال عصرمو نخوردم ولی العان مال شبمو خوردم..
اقايي:
اخم ميكنم و ميگم اينجوري مراقب فرنازيمي پس!؟!؟
فايده اي نداره ها يكي در ميون داروهاتو بخوريااااا
*************
خانومي:
اخه خیلی خواب آور دارن همش خوابم
اقايي:
لابد بدنت به خواب نياز داشته كه دارويي با همچين دوز بالايي خواب اور برات تجويز كرده فسقليم
**************
خانومي:
نمدونم والا..
امیدم من چشام دارن میرن اگر یه وقت خوابم برد ببخشید..
از العانم شب بخیر
اقايي:
سلام فرنازم
صبحمون بخير
خوبي!؟!!!
بدون والا
ايجانم
**************
اقايي:
فرنازيم هنوز خوابه!؟!؟!
***************
خانومي:
سلام صبح بخیل مهلبونم
بهترم..
خودت خوفی؟؟
باش... خخخخخخخخ
جونت بی بلا..
دیشب زود تر از من خوابت برد!؟!
جونم بیدال شدم
اقايي:
سلام صبح بخير خانومم
خداروشكر عزيزدلم
تو رو داشته باشم كنارم خوبم
افرين
اوهوم
جونت بي بلا عزيزدلم، دلم برات تنگ شده بود
***************
خانومي:
خدارو شکر..
آخ قربون دل توچولو برم من.
اقايي:
فرنازم خوبه خوب شدي!؟!؟؟
خدانكنه عزيزدلم
*****************
خانومي:
خوبه خوب که نمیشم حالا حالا ها
دکترمم گفت گفت این تا آخر تابستون باهات هست فقط باید رعایت کنی یه چند روزیم چون حالم خیلی بد شد یکم قرص و دارو داد بعدشم دوباره ببینم به احتمال زیاد داروهذمو عوض کنه همین
اقايي:
اميدت كنارته
بخاطر گرماست كه اينجوري ميشه خانوميم!؟!؟
پس مراقب خودت باشيااا حسابي
بيرونم تعطيله
استرس و فكراي الكي هم نداريمااااا
**************
خانومي:
فدا امیدم بشم من..
نه زندگیم اون سری بهت گفتم به خاطر این گوله های توی هوا و گرد و خاک و گرد گل و این چیزاست..
چشم عزیز دلم..
چشم عزیزم..
چشم زندگیم
اقايي:
خدانكنه
اونسري نگفته گوله، گفتي پشمالوييهاي تو هوا
چشمات بي بلا
*************
خانومي:
همون یکیه..
مامانم کل گلدانهای خونرو جمع کرده.. خخخخخ
اقايي:
خخخخخخخخخ براي فسقليم يكيه معنياش
چرا!؟!؟؟
************
خانومي:
برا امیدیم معنیاش فرق داره!؟!
چون گرده کل داره
اقايي:
والا من تا حالا پشمالوييها نشنيدم
ايجان، پس حسابي خونه رو مرتب كنن كه اذيت نشي
بهشون بكو اگه كمك خواستن بهم بگن
*************
خانومي:
خخخخخخ
آره واقعا مخصوصا اتاق خوابمو..
چشم مهلبونم
اقايي:
افرين
چشمات بي بلا
داروهاتو خوردي!؟!؟
***************
اقايي:
فك كنم خانومم خوابش برده
ميكشونمت تو بغلم و پتومونو رومون مرتب ميكنم و و با موهات بازي ميكنم و نوازشت ميكنم و تو گوشت ميگم دلم برات تنگ شده
مراقب خودت باش
شبمون بخير عزيزدلم
******************
اقايي:
سلام گلم
صبحمون بخير
خوبي عزيزدلم!؟؟؟؟
ببينم زندگيه من ديشب زودتر از من خوابش برد!؟!!
*****************
خانومي:
زندگیم خوابی؟؟
چرا جوابمو نمیدی!
اقايي:
نه
جواب چي رو ميدادم عزيزم!؟!؟ چيزي گفتي!؟!؟
*****************
اقايي:
خانومم چيزي براي جواب دادنم نبود
توام ببين اگه هست و من نجوابيدم كه تقصيركارم
http://s13.picofile.com/file/8398705134/3ADF0DAA_2E39_4B47_8487_92A1B11A15B0.jpeg
******************
خانومي:
ای بابا حرفام تایید نشده حتما..
کلی حرفیه بودم برات..
حالا ولش کن خوبی!؟
چه خبرا!؟!
این روزا از دست این دختر خل و چل راحتیاااااا.. خخخخخخ
دلم برات یه ذره شده..
زندگیم خوافت برده یا باز حرفام تایید نشدن!؟!
اقايي:
سلام عزيزدلم
صبحمون بخير
خوبي!؟!؟؟
نوچ
فرنازيم خوب باشه منم خوبم
خبر خاصي كه نيست، جز دوري و دلتنگي
اولا با فسقليه من درست صحبت كن و دوما اينكه نه خيلي هم دلم تنگشه
قربونت بشم
خوابم برده بود
**************
خانومی:
سلام مهلبونم
صبحمون بخیل اقایی
خوفم..
چی نوج!؟
ای جونم..
الهی من فدات بشم..
خدا نکنه..
منم منتظرت بودم خوابم برد.. خخخخخ
اقایی:
علیک سلام عزیزدلم
خداروشکر
نوچ تایید نشده
جونت بی بلا گلم
خدانکنه
فسقلیه من تا کی قراره اینهمه ازت دور بمونم؟!؟؟
**************
خانومی:
خدا کرده عزیزم..
ازین به بعد سعی میکنم زیاد نخوابم دیگه خسته شدم همش تو تختم.
اقایی:
ایجان
داروهاتو باید کامل بخوریشونااااااا
تو تخت هم باش و استراحت کن
عیبی نداره تا هر وقت دوس داری بخواب ولی زودی خوب شو
************
خانومی:
چشم مهربونم..
چشم عزیزم..
چشم زندگیم.
اقایی:
چشمات بی بلا گلم
کلاسات رو چیکار میکنی؟!؟؟؟
*************
خانومی:
گفتم به داداشم اگر من خواب باشم میره سر کلاس جای من درسامو ضبط میکنه برام.
اقایی:
ایجانم
داداشه دیگه ، وظیفشه
******
خانومي:
جونت بی بلا مهلبونم..
اوره دیگه
اقايي:
داداشه مهربوني داري ديگه
***********
ساعت دوازده و نيم شدش
فك كنم خوابش برده بانوم
شبمون بخير
************
خانومي:
وای امید از خواب پریدم چقدر بد و وحشتناک بود..
خوابیدی!؟!
میشه بغلم کنی!؟!!
وای امید دلم نمیخواد گوشی و بزارم کنار دلم میخواد همش حرف بزنم برات..
بیداری! ؟
انگار خوابی..
پس منم سرمو میزارم رو سینت و این قدر حرفامو رو سینت مینویسم تا خوابم ببره
اميد دلم بستنی شوکولاتی میخواد
اقايي:
سلام عزيزم
صبحمون بخير
بهتر شدي گلم!؟!!
الهي بميرم برات، خواب ديدي!؟!؟!
خانوميم كه نيستش پيشم و شبا زود ميخوابم
ببينم چرا جديدا براي اومدنت به بغلم اجازه ميگيري فسقلي!؟؟؟
الهي، كاش بيدار بودم
ايجووونم، برات ضرر نداره بستني شكلاتي!؟!؟
**************
خانومي:
سلام زندگیم
صبح عصرمون بخیر
خوبی!؟
منم بهترم عزیز دلم..
خدا نکنه دیوونه.اوهوم..
الهی..
اجازه نگرفتم میخواستم امیدیم بغلم کنه که خواب بود و خودم آمدم بغلش..
اوهوم..
نوچ بستنی به نظر من تنها چیزیه که اصلا ضرر نداره
اقايي:
عليك سلام نفسم
عصر صبحيمون بخير
تو خوب باشي منم خوبم
ايشالا زوده زود خوب شي يكي يدونم
خداكرده، الهي، بايد شبا بشينم بالاسرت تا اين خواباي مزاحم ديگه اطرافت نيان
اخ كه چقد تو ماهي
پس كه اينطور
ازين به بعد هر وقت از خواب بيدار شدي، با مشت و لگد منم بيدار كن
البته منم شب خوبي نداشتم و همش اذيت بودم تو خواب، از خواب نپريدم ولي خواب بدي داشتم نمدونم چرا
صبح هم بيدار شدم ساعت هشت ولي جون بلند شدن نداشتم و دوباره خوابيدم و بعدكه بلند شدم هم گردن و هم كتفام درد ميكردن
به نظرخودت!؟!!!؟
******************
خانومي:
خخخخخ اگر بدونن چه مرده مردی دارم دیگه جرعت نگاه کردن بهمم ندارن..
اوهوم..
خخخخخخخخخ مگه دیوونم اذیتت کنم!؟
الهی من فدات بشم..
بستنی دیگه
اقايي:
مردت فدات بشه، از امشب ديگه نمخوابم تا صبح كه ببينم چرا خوابا خانومم رو اذيتش ميكنن
خنگول كنار تو من اذيت ميشم !؟!؟! نكنه دلت نمخواد كنارت باشم!؟!!
خدانكنه بانوم
مطمئني برات مشكلي پيش نمياره؟؟!!!
***************
خانومي:
بيا گولش بزنیم منو محکم بغلم کن و بخواب منم سرمو ميبرم زير تیشرتت و توی سینت دیگه نمیتونن پیدام کنن..
خنگولم اگر نمیخواستم پیشم باشی چرا دیشب بهت پناه آوردم!؟!
خدا کرده سرور..
نمیدونم ولی چرا باید مشکلی پیش بیاره!؟!
اقايي:
ايجوووونم، باشه عزيزدلم
خنگولكت فدات بشه
ايجان
نمدونم خانومم
****************
خانومي:
جونت بی بلا..
خدا نکنه..
جونت سلامت..
ببخشید دیر جوابیدم رفتم یه چیزی خوردم و آمدم..
فردا چند شنبست!؟
اقايي:
جونم بفداي فرنازيم
نوش جونت
سه شنبه
************
اقايي:
انگار بانوم خوابيده
ميكشونمت تو بغلم و با موهات بازي ميكنم تا خوابم ببره منم
شبمون بخير
**************
اقايي:
سلام نفسم
صبحمون بخير
خوبي!؟!؟؟
**************
خانومی:
سلام زندگیم
صبحمون بخیر..
خوبی!؟
الهی دیشب بیدار بودی!؟!
نیم ساعتی وایسادم و نیومدی و چشام داشت میرفت ولی یکم موندم و دیگه نفهمیدم چی شد..
گفتم چقدر خوابم آروم شد نگو دستات لای موهام بوده.
اقایی:
سلام خانومم
صبحمون بخیر
زندگیم خوب باشه منم خوب میشم، راستش امروز حالت تهوع و سر درد و سرگیجه دارم... چیزی هم نتونستم بخورم اصلا
گفتم که شبا بیدار میمونم بالا سر فسقلیم
ببخشید نفسم؛ گفتم شاید طبق عادت شبای قبلت احتمالا از ساعت 12:30 به بعد میای که منم گوشیمو زدم شارژ 12:35 اومدم وب
ایجانم
***************
خانومی:
امید این علائمت وقتی طولانی بشه نگران کنندست منم العان نگرانتم چون چند ماهه حالت خوب نیست..
ای جونم قربونت برم من..
من هر وقت بیدار میشم میرم یه چیزی ميخورم و دارو هامم روشون ميخورم و میام بغلت..
جونت سلامت عزیزم.
اقایی:
من خودمم دیگه الان نگران خودم شدم.
جونت بی بلا عزیزدلم
الهی فدای خانومم بشم من..... بغل من همیشه به روت بازه..... بغل من فقط برای فرنازیمه دیگه، تو هر شرایطی و هر زمانی خواستی بیا بغلم و خودمم نمتونم بغلمو از تو بگیرم
***************
خانومي:
الهی..
خدا نتونه.. ای جوووووووووونم ممنونم سرورم
اقايي:
اخ كه چقد توماهي
خداكرده، جونت بي بلا
***********

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید