نوشته های یه پسر دیوونه

free

جديد٣٢

ادامه


خانومي:

ااااا خشن نشو دیده العان که فکرشو میکنم دیدم دیم.. 
آره زندگیم العان میخواستم بهت بگم کم کم داره خوابمون میگیره زود تر شب بخیر بگیم.. 
امشب دوست دارم اقاییم بخوابونتم

 

راستی لباس خنک نخی پوشیدی!؟! اگر سردته سویی شرت بپوش برو توی تخت خواب و مچ پاهات و بزار بیرون تا دما بدنت متعادل بشه..
از فردا هم بخور و آب پرتقال تازه و عسل آبلیمو ولرم و غذا های سبک فراموش نشه.. 
بعدشم ببینمت چند روزه شیرت و نمیخوری اااااااا حواسم بهت هست.. 
بچه وقتی تب میکنه میگن شیر مامانش و بخوره خوب بشه بعد پسرک من شیرش و نمیخوره.. 
اگرم گلو درد داری آب‌نمک فراموش نشه دیگه اگر چیزی یادم آمد بهت میگم

 

 

دورت بگردم خوابت بردش!؟!
ای جااااااانم نیگاش کن چه ناز خوابید.. 
رو موهات و میبوسم و میگم شبمون آروم آرامشم

 

سلام زندگیم
صبحمون بخیر
خوبی!؟! بهتری! ؟! ؟
بیدار نشده هنوز خوابالوی من!؟!

 

زندگیم حالت خوبه!؟

اقايي:

سلام خانومم 

ظهرمون بخير

نه گلم، خوب نيستم

يكي يدونم خوبه!؟!؟ 

نهتازه الان بيدارشدم نفسم

 

بايد خشن بشم تا ببينيش ديگه

ايجاااانم

ببخشيد نتونستم بخوابونمت، جبران ميكنم نفسم

 

بله پوشيدم و اينكه هميشه مچ پاهام بيرونه

چشم خانومم

چند روزه فسقليم تو دورست و نمشه شير خورد تا خانوميم خوب شه كامل

قربون مامان كوچولوم بشم من، خودت ميدوني كه از خوردنت هيچ وقت دست نمكشم ولي تو خط بالا توضيح دادم ديگه

گلو درد نداشتم تاحالا خانومم

 

خدانكنه، من بايد دوربانوم بگردم

اولاش وب ارور داد و يكم موندم و بعدش كم كم خوابم برد ولي همش خواب و بيدار بودم و نفسماذيتم ميكرد و فك كنم از ساعت پنج به بعد بود كه ديگه كامل خوابم برد

 جونت بي بلا ملكم

خانوميم كلاس داره الان!؟؟!!

*****************
خانومي:

سلام عزیز دلم
عصرمون بخیر.. 
برای چی زندگیم!؟!
وقتی خوب نباشی منم خوب نیستم.. 
الهی.. 
خخخخخخخخخ
جونت بی بلا.. 
فدا سرت عزیز دلم دیشب من اقاییم و خوابوندم.. 
آفرین.. 
چشمات بی بلا مهربونم.. 
قربونت برم که به فکرمی خانومت خوب شدش.. 
ای جووووووونم دیگه بیا بخور.. 
خدارو شکر.. 
الهی من فدات بشم کاش بیدارم میکردی ازت مراقبت میکردم.. 
امروز کلاس ندارم فردا از صبح تا شب

اقايي:

عليك سلام ملكم

نفسم اذيتم ميكنه

ايجانم، بياي بغلم خوب ميشم

قربونت بشم من

خانوميم خوب شدش!؟!؟؟؟  دستموميكشم زير شكمت و ميگم تايمش كمتر شده يا بخاطر من ميگي خوب شدي!؟!؟

شيطون ميشم و تو گوشت يواش ميگم بخورم كامل ميخورماااا و بعد لاله گوشتو ليس ميزنم

خدانكنه نفسم، اخه ميپريدم از خواب و دوباره خوابم ميبرد و دوباره ده دقيقع بهد از خواب ميپريدم باز و بيدارت ميكردم اذيت ميشدي

ايجاااااان، پس ور دل خودمي امروز

**************

خانومي:

الهي من فدات بشم بخور دادی!؟!
جونت بی بلا.. چشم سروری میام میشینم رو پات و لبامو نزدیک لبات میکنم و لپت و میبوسم.. خخخخخخخ
خدا نتونه.. 
این دفعه زود تر از همیشه تموم شدش.. 
جوووووووووووون بخور که خوردنت و دوست دارم.. 
الهی من فدات شم.. 
جونت بی بلا.. بله زندگیم

اقايي:

خدانكنه، نه خانومم، هنوز رو تختم و حوصله بلند شدن ندارم

ميخندم و دماغتو ميگيرم و ميگم فسقلي حالالپمو ميبوسي ديگه!!!!!! 

ايجووونم، بهتر كه زودتر تموم شد

اروم دستموميكشم روبدنت و ميام تو گردنت و ميخورمت و ميگم كجاتو بخورم بيشتر دوس داري خوشگلم!؟؟

خدانكنه

خيلي هم خوب

********£**£

خانومي:

اميد پاشو دیگه زندگیم تنبلی نکن بخور جوش شیرین واسه ریه خیلی خوبه..
خخخخخخخ میخواستم حرصت و در بیارم.. 
جونت بی بلا.. انگار زندگیم خیلی گرسنه خانومشه.. 
زندگیم یهویی خیلی شیطون شدیاااااااا

اقايي:

اخه واقعااصلاحس هيچكاري رو ندارم جز يكار

لپتو گاز ميگيرم و ميگم ايجووووووونم، فداي فسقلم بشم من، حرصم در مياد منم هي گازت ميگيرمااااااا

ميشه گرسنه ي خانومم نباشم اخه وروجك!؟! 

ميخندم و ميگم شيطونيام براي خانوميمه ديگه و ميخندم و ميگم يني الان خانوميم دلش برا شيطونياي اقاشون تنگ نشده!؟!؟ 

**************
 خانومي:

و اون یه کارم همونیه که خانومت ازت میخواد..
قیافه ناراحت میگیرم و مثل این دختر بچه ها که عروسکش ن و میگیرن بغض میکنم و نیگا نیگات میکنم و... 
نوچ نمیشه.. 
ای جوووونم دلم تنگ شده خیلیم تنگ شده

اقايي:

اون يه كارم بودنم كنار خانوميمه

دستاتو ميگيرم تو دستام و ميارم بالا و دستاتو ميبوسم و تو چشات نيگا ميكنم و ميگم خوشگلك من چرا بغض كرده!؟!؟ اينجوري ناراحتي حالم بدتر ميشه هااااا

بله كه نميشه، ميتونم غذا و خوراكي نخورم ولي نمتونم خانوميم رو نخورم

جووونت بي بلا،دستمو ميكشم رو كمرت و ميكشونمت بالاتر و گردنتو ميخورم و ميگم دل منم براي خانوميم يه ذره شدههههه

**************
خانومي:

و به حرفاش گوش دادن..
انگشتان و ميزنم رو لپم و میگم بدو بوسش کن.. 
ای جووووووووونم.. 
شیطون نگات میکنم و دستم و دور گردنت میپیچم و میگم من بیشتر

اقايي:

من كي به حرفاي خانومي گوش ندادم!؟!؟؟

لپتو ليس ميزنم و ميگم خوبه!؟؟

جونت بي بلا خانومي

از گردنت ليسميزنم تا لاله گوشتو و همزمان نوك انگشتمو روكمرت ميكشم و گوشتو ميخورم و شيطون و اروم ميگم هنوز سوال مردتو جواب نداديا كه كجاتو بخورم بيشتر كيف ميكني!؟!!

************
خانومي:

العان که نمیری بخور بدی..
اخم میکنم و میگم بوسش کن تا جیغ نزدم.. 
داغ کردم و خمار لبامو میزارم رو لبات و این قدر میخوریم همدیگرو تا دوتامونم کیف کنیم..

اقايي:

الان دارم چيزي بهتر و مقوي تر از بخور به خودم ميدم

اين يكي لپتم ليس ميزنم و ميگم الانم خوب نيست!؟!!

بخودم فشارت ميدم و لباتو ميخورم و با زبونت بازي ميكنم و زبونتو مياري بيرون و تو دهن من و زبونتو ميمكم و بعدكه حسابي لباتو خوردم ميگم پس لباتو ميخورم بيشتر كيف ميكني وروجك

***************

خانومي:

 نزن باید انجامش بدی..
امیییییییییییییییدبوسم کن..
ادامه میدم و میگم اوووووووووم و بعد دستات و میگیرم میزارم رو هلوهات و باهم فشارشون میدیم و...

اقايي:

مگه تا حالا گولت زدم من!؟!؟ امروز دارمت كنارم بزار باهم باشيم ديگه

اوه اوه، خب باشه فسقلييييم چرا داد ميزني!؟!؟ لپتو ميبوسم و بعد نيگات ميكنم و ميگم خشن شديااااا

فشارشون ميدم و ميگم جووووووون خيلي وقته بهشون سرنزده بودماااااا

*************
خانومي:

 ولی منظورم اینه بالا بری پایین بیای باید بخور بدی.. باش زندگیم..
آروم میشم و میگم من خشن شدم یا خودت که لپمو گاز میگیری!؟!؟
لبمو گاز میگیرم و میگم دلتنگتن.. خخخخخ

 

اقايي:

بلاخره رفت

بالا و پايين نميرم، همينجا با خانوميم كار دارم من

يدونه ديگه بوس ميزنم رو لوپت و ميگم بنظرت گاز گرفتن خشنيه يا داد زدن!؟!؟

نوكشونو فشار ميدم و ميگم من بيشتر دلتنگشونم و لبمو قفل لبات ميكنم و اونجاييكه گاز گرفتي رو ميمكم

************
 خانومي:

مامان جون!؟!
ای جونم باش.. 
یکم فکر میکنم و میگم گاز چون دردم آمد.. 
اووووووووم آه

اقايي:

بلي

جونت بي بلا، افرين، حالا من پسر خوبي شدم و خانوميم تو بغلمه چرا هي ميخواي منو بفرستيم برم پي بخور اخه!؟!؟؟

حالت فكر كردن خنده داره و منم اداتو در ميارم و ميگم چون گوش منم پاره شد از دادت

ميمكم و ليس ميزنم لبات رو و بعد لبمو جدا ميكنم و ميگم اجازه هست يسر به هلوهام بزنم فيس تو فيس يا اينكه نفسمم عين من دلش ميخواد بيشتر تو بغل هم اروم شيم فعلا!؟!؟

*************
 خانومي:

سلام میرسوندی بهشون..
چون العان دم دستمی میتونم مجبورت کنم انجام بدی.. 
اووووووم شیطون میگم میخوای در گوشت بوس کنم!؟!؟
اجازه منم دست زندگیمه هر طور صلاح بدونه من دوست دارم

اقايي:

بزرگيتو ميرسونم خانومي

يني چي دم دستتم!؟! مگه بجز الان ديگه دم دستت نيستم فسقلي!؟؟؟؟

ميخندم و ميگم جوووووووون، در گوشمم بوس كني من حرفي ندارم خوشمزه ي من

دستمو ميكشم رو تنت و ميگم من تشنه ي خوردن خانوميمم ولي دوس دارم هرجوريكه بانوم دوس داره كنار هم باشيم امشب

*************
خانومي:

ممنونم..
هستی ولی العان سرمون خلوت بود گفتم حتما انجام میدی ولی زندگی شیطونکم حوس چیزای دیگه کرده.. خخخخخ
زیر گوشت و میبوسم و میگم ببخشید اذیت شدی.. 
من هر دوتاشم دوست دارم العان ولی بیشتر پیش نریم چون شب باید زود بخوابيم که صبح ساعت8 کلاس دارم

اقايي:

 براي چي ممنوني!؟!؟

ميخندم و ميگم مثلا هوس چه چيزايي كردم!؟!؟

تو صورتت نيگا ميكنم و ميگم براي چي اذيت شدم!؟!؟

دستمو ميبرم تو موهات و باهاشون بازي ميكنم و ميگم هرچي بانو امر كنن

************
خانومي:

برای این که سلامم و می سونی به مامان جون..
هوس خوردن خانومش و.. 
حواست نیستااااااا برای این که جیغ زدم.. 
سرمو میزارم رو شونت و میگم دلم خیلی برات تنگه شده هاااااا زندگیم ولی یه روز سر فرصت.. خخخ

اقايي:

ازين به بعد خودت سلام ميرسوني

ايجووووووون

اذيت نشدم فسقلي

صورتتو نوازش ميكنم و ميگم قربون دل مهربونت بشم، دل منم برات تنگ شده عزيز دلم، خيلي هم تنگ شده نفسم

ايجااااااااان ، ولي سرفرصت كيه دقيقا!؟! 

************
خانومي:

بله سرورم چشم..
جونت بی بلا عمر من.. 
قومون دلت بشم من.. 
یه شب که فرداش کلاس نداشته باشم

اقايي:

چشمات بي بلا نفسم

دستامو دورت حلقه ميكنم و پيشونيتو ميبوسم و ميگم الهي قربونت بشم من، هر وقت خسته شدي بگو تا بخوابيم

**************

خانومي:

خدا نتونه عزیزم.. باچ.. ولی قبلش پسرک من قبلش باید شیرش و بخوره..

اقايي:

خداكرده نفسم

ميخرخونمت و ميري زيرم و ميام روت و دستمو از لبات ميكشم و صورتتو نوازش ميكنم و گردنتو نوازش ميكنم و ميرسم بالاس هلوهام و از رو لباس ميگيرمشون و سرمو ميبرم زير تيشرتت و ميگم اجازه هست خانومي 

**************

خانومي:

ای جوووووونم فدات بشم من مال خودته زندگیم

اقايي:

جونت بي بلا خانومم

ميگم جوووووون سوتينم كه نبسته نفسم و زبونمو ميكشم رو نوك هلوم و ليس ميزنمش و خانوميم

**************

 خانومي:

ميخندم و یقم و یاز میکنم و از بالا نیگات میکنم و میگم آره دیگه میدونم زندگیم از سوتین خوشش نمیاد توی خونه نمیبندم

اقايي:

يه ميك ميزنم از هلوم و ميگم زندگيت فدات بشه و بعد نيگات ميكنم و ميگم ديووونتم فسقليم، ديوووووونت

*************
خانومي:

اروم آروم پشتت و نوازش میکنم و میگم فدات بشم من..

اقايي:

يدستمم ميارم تو و اون يكي هلوم رو نوازش ميكنم و نوكشو فشار ميدم و اين يكي رو هم ميخورمش و ليس ميزنم و ميگم اوووووووووم عين هميشه خوشمزه

*************

 خانومي:

ميخندم و میگم دردت به جونم خوب زود تر میگفتی گشنته من اطاعت امر میکردم

اقايي:

ميمكم و با دستم ميمالمش و بعد ميگم منكه هميشه بهت گفتم من هميشه براي خوردن خانوميم اماده ام

چشمك ميزنم و ميگم اونجوري بايد همه كاراتو ول كني و پيش من باشي تا همش بخورمتااااااا و يه گاز يواش ازنوكش ميزنم و ميكم جووووون چه سفت شد

***************
خانومي:

اي جاااااانم دورت بگردم..
گاز میگیری و اهم بلند میشه و به بازوت چنگ میزنم و از اهم خوشت آمد و بی‌توجه به فشار دستم محکم و تند تند میکش میزنی و جریان شیری که میک میزنی و حس میکنم و لبمو گاز میگیرم و نگات میکنم و میگم ای جوووووووونم

اقايي:

جونت بي بلاخوشگلم

زيرشو فشار ميدم تا قشنگ شيرت بياد و ميمكمش و شيرت مياد و دهنم پر ميشه و قورت ميدم و ميگم جوووووونم و بعد دوباره ليس ميزنمش و فشارش ميدم و ميمكم و سرمو در ميارم و ميام و لبمو قفل لبات ميكنم و شيرتو باهم مزه مزش ميكنيم و يكمشو نگه ميدارم و لبمو جدا ميكنم و ميريزمش رو گردنت و هندت گرفته و زبونمو ميكشم رو مردنت و ميك ميزنم وميگم دلم براي كبودي گردنت تنگ شده و زبون درازي ميكنم بهت و يه گاز ميگيرم و ليس ميزنم و تو چشات نيگا ميكنم و ميگم ديووونه ام ديكه و بعد لبتو ميبوسم  ودوباره سرمو ميبرم دير تيشرتت و اون يكي هلوم رو ليس ميزنم و ميمكنش و خانومي

**************

 خانومي:

ممنون از پذیراییتون سرورم..
میری رو اون یکی سینم و دستمو میارم زیر تیشرتم و میزارم زیرش و اروم آروم فشارش میدم و میخوری و میگم ای جونم چه حس قشنگیه که شیره وجودت مکیده بشه و جریانش و حس کنی حتی گرمی شیرت و زیر پوست سینت خیلی قشنگه

اقايي:

نوش جونتون ملكم

ميمكم و ليس ميزنم و ميگم اين يكي هلوم بيشترعجله داره تو شير دادناااا و داره مياد و بعد ميمكم و شيرت مياد و اولين بار كه شيرت اومد ميخورم و بعد دوباره ميمكم و شيرت مياد باز و ميام بالا لبمو قفل لبات ميكنم و با هم ميخوريمش و دستم هنوز رو هلوهامه و اروم ماساژشون ميدم و لبمو جدا ميكنم و بعد ميگم ايجااااااان و شيطون ميشم و ميگم منم بعضي وقتا وقتي شيرمو ميكشي همچين حسي دادم ، ميخندم و ميگم ولي برا من عين فسقليم شير نمياد و ميخندم و خانومي 

 ***************
خانومي:

خخخ دیوونه خوب همیشه یه سینه از اون یکی شیرش بیشتره و به خواطر همین آمادست.. خخخخخ
جونت بی بلا نفسم.. 
دماقت و با دوتا انگشتام میگیرم و میگم شیطونک خودمی دیگه..
بعد دماغت و ول میکنم و دوباره میری زیر و شروع میکنی به میک زدن و دستمو پشت سرت میزارم و میچرخم رو دستم و نوک سینم تو دهنته و با هم میچرخی و میگم ببخشید زندگیم کمرم درد میگیره زیاد تخت میخوابم بعد تیشرتم و میدم بالا و نگاهت میکنم و دستت دوره کمرمه و محکم به خودت چسبوندم و اروم آروم داری ماساژش میدی و میخندم و میگم مرد من حواسش به همه چی هستااااااا.. خخخخخخ

اقايي:

ميخندم و انگشتمو ميكشم رو لبات و ميگم خب فسقليم منكه شيرده نيستم بدونم يكي ازون يكي بيشتره شيرش

دماغمو گرفتي و ول نمكني و ميكم الان خفه ميشماااااا

ميك ميزنم و ليس ميزنم و يه گاز ميگيرم و ميگم پس يني هنوز اين يكي هلوم شير داره كه باز فرستاديم سراغش!؟

دوباره شيرش مياد و دهنم پر ميشه و ميام بالا و دوباره باهم مزه مزش ميكنيم و لبتو ميبوسم و ميگم بايد هواسم به خانومم باشه ديگه، هوووووم!؟!؟

******************
خانومي:

قربونت بشم من میدونم زندگیم ولی شیر خور که هستی ینی دقت نکرده بودی!؟!؟ البته پسرک شیکموی من تا به هلوهاش میرسه همه چی یادش میره..
ول کردم که.. 
هر دوتاشون داره ولی احساس کردم این یکی بیشتر داره و راحت تر میتونی بخوری.. 
ای جووووووووونم.. اووووووووم بله عزیز دلم..
نوک سینم و میگیرم بین دوتا انگشتم و میزارم تو دهنت و میدوشمش تو دهنت و بعد میزارم به لبات بگیری و میک بزنیش و بعد اروم ولش میکنم و اروم آروم موهات و نوازش میکنم و میک زدنت و تماشا میکنم و دوتامون آروم گرفتیم و یهو سلفه میکنی و میترسم و اروم تند تند میزنم پشتت و خوب که شدی میگم زندگیم تازه داشتیم آروم می‌گرفتیم یهو چی شد عمر من!؟!؟

اقايي:

خدانكنه عزيزم، چرا متوجه شده بودم قبلناكه دومين هلوم هميشه سريعتر مياد ولي اصلا بهش فكر نكرده بودم

بله ول كردي

ايجاااان، اره بيشترداره

جونت بي بلا خانومي

دوباره ميك ميزنم تا شيرت نريزه و بعد كه دهنم پر شد بازم ميام بالا و باهم ميخوريم و يكمشو نگه ميدارم تو دهنم و دارم فكر ميكنم كه كجابريزمش و دوباره لبمو قفل لبات ميكنم و ميخوريمش باهم و ميگم سري بعدميريزمش جاييت و ميخندم و لبتو ميبوسم و ميچرخونمت و مياي تو بغلم و پتومونو ميكشم رومون و دستامو ميبرم رو كمرت و ماساژت ميدم و ميگم دوست دارم خانومم و بعد پيشونيتو ميبوسم و ميكم بخوابيم خانومم كه صبح بايد بيدار شي و يدستمو رو كمرت نكه ميدارم و يدستمم تو موهات ميبرم و باهاشون بازي ميكنم و ميگم ازت ممنونم خوشگلم

ديگه كوشيتم بزار كنار تا بخوابيم نفس من

**************
خانومي:

ايجووووونم..
جونت بی بلا عمر من.. 
یهو چی شد عمر من!؟!؟!
نوش جونت زندگیم.. 
چشم زندگیم ولی اول بگو چی شده!؟! حالت خوبه!؟!

اقايي:

جوووونت بي بلاملكم

هيچيعزيز دلم، يلحظه فقط نفسم انگار رفت

چشمات بي بلاخانومم، چيزي نشدخانومم، ميشه كمارم داشته باشمت و خوب نباشم!؟!؟

************
خانومي:

الهي فدات شم آب بیارم بخوری نفست بیاد سر جاش!؟ ؟!؟
نوچ نمیشه تا من کنارتم باید آروم باشی

 

اقايي:

خدانكنه نفسم

نه خانومي، چيزي گواراتر از اب خوردم همون موقع بانو

تا تو كنارمي ارومه ارومم

*********** 

خانومي:

نوش جونت زندگیم. .
امید نفست اذیتت میکنه بزار کنارت دراز بکشم تو بغلت این جوری روت اذیت میشی بزارم کنارت تا بخوابيم اگرم دلت میخواد امشب من زندگیمو بغلش کنم تا خوابش ببره

اقايي:

همه دنيامي ديگه، ميبوسمت و ميگم  شايد من هميشه هواتو داشتم ولي توام هميشه هواست به مردت بوده

نه خانومم دوس دارم تو بغلم باشي، البته اگه بهم افتخارشو ميدي!؟!؟؟

ميخندم و دستمو ميكشم رو صورتت و ميگم اگه خوابت نميبره تا خود صبح بيدار نكهت ميدارماااا!!!؟!؟ خخخخ

*************
خانومي:

 بايد حواسم باشه دیگه..
ای جانم من که از جدامه فقط بزار کنارت دراز باشم تو بغلت نه روت.. 
من که از خدامه تا صبح برات سرو صدا کنم ولی اگه تا صبح بیدار بمونم فردا سر همه کلاسام چرت میزنم.. 
سرمو میزارم روی سینت و چشامو میبندم و میگم امید صبح بیدارم کنیااااااا 
شبمون شکولاتی مهربونم..
گوشیمو گذاشتم کنار زود بخواب اگر خوابت نبرد سرت و بزار رو قلبم تا آروم بگیری

اقايي:

قربون خانومه هواس جمعم بشم من

نمزارم از تو بغلم بري پايين و ميگم اينجوري راحت ترم و دلمم ميخواد روم باشي فسقليم

ميدونم فسقليم، منم اونجوري گفتم كه انقد نگرانم نباشي و بخوابي تا صبح حداقل بتوني بيدار شي 

دستمو تو موهات ميكشم و نوازشت ميكنم و اون بكي دستمم رو كمرته و ماساژت ميدم و پاهامو دور پاهات حلقه ميكنم و ميگم حلقه كردم تا نري پايين فسفلي از تو بغلم

صداي قلبمو خوب گوش كن نفسم، دلش برا گوش كردنت تنگ شده بود

زود خوابم ميبره همه كسم

شبمون بخير همه هستيه من

****************
اقايي:

سلام ماهكم

سلام نفسم

 خوبي ملكم!؟!

صبحمون بخير ماه من

پاشو زندگيم كه سه دقيقه مونده به هشت

دستمو ميكشم رو موهات و نيگات ميكنم و لباتو ميبوسم و ميگم پاشو همه كسم كه كلاست دير نشه

************
خانومي:

سلام زندگیم..
صبحمون بخیر
خوبی!؟!
مگه میشه لبامو ببوسی و بیدار نشم..! ؟!

 

دورت بگردم که خوابت برده..
آروم میکشمت تو بغلم و پتو میکشم تا بالای شونه هات و رو موهات و میبوسم و همین جور که به صدا استادم گوش میدم دستمو میکشم لای موهات و پشتت و نوازش میکنم

 

اي جونم پسرکم چه ناز خوابش برده..
کلاس منم تموم شد.. 
ببخشید به خاطر من برنامه زندگیت بهم ریخته.. 
سور ميخورم زیر پتو و سرت رو شونم و دیگه وول نمی‌خورم و اروم میگیرم بغلت

 

مهربونم نمیخوای چمشات و باز کنی!؟!

اقايي:

سلامي مجدد به ماه بانوم

ظهر بخير عزيزدلم

الان هنوز نمدونم خوبم يا بد، خانوميم خوبه!؟!

نوچ نميشهههه

 

بيدارشدم بانوم رو بيدارش كنم ديگه

و گفتم بزارم قشنگ به درسهات گوش بدي و باز خوابيدم

 

جونت بي بلا

يني تا ده كلاس داشتي كلا!؟!؟

كجاي برنامه ي زندگيم بهم ريخته!؟!؟

ايجان

 

ببخشيد گلم، بيدار شدم

*************
خانومي:

سلام عزیزم
ظهر مون بخیر عزیزم.. 
ای جوووووونم العان که کنارمی خوبم.. 
ای جوووووونم.. 
فدات بشم من.. 
آره امروز زود تموم شدش.. 
صبحاش.. 
جونت بی بلا.. 
بابت! ؟! ای جووووونم چشاشو نیگا خابالوعه هنوز..
امید خیلی گشنمه العان کلاسم تموم شد و برم ناهار بخورم ساعت 4 اون یکی شروع شد میام پیشت

اقايي:

عليك سلام نفسم

ايجان

جونت بي بلا، من هميشه كنارتم خوشگلم

جونت بي بلا

خدانكنه نفسم

از فردا كه صبح بيدارت ميكنم منم ديگه نمخوابم

بابت دير بيدار شدنم، جونت بي بلا، هنوزم خوب الويه!؟!

ايجووووونم، نوش جونت ، باشه خانومم، به مامان جون هم سلام برسون

*************

خانومي:

جونت بی بلا..
چرا نخوابی!؟!؟ زندگی من باید استراحت کنه تا خوب شه..
خوب زندگیم خوابش میومده.. خوابالو منظورم بود.. 
جونت بی بلا.. ممنون.. چشم سروری

اقايي:

اخه ميخوام موقع درس خوندنت نيگات كنم و سر به سرت بزارم

بلي، خخخخ منم منظورم همون بوده

چشمات بي بلا بانو جان

***********
خانومي:

خخ دیوونه..
امید بیا بغلم تون بخوابيم استاده داره چرت و پرت میگه قرار شد بچه ها آخرش بهم زنگ بزنن

اقايي:

ديووونتم ديگه

اي فسقليه من، كلاسو ميپيچوني، ميام كنارت ميشينم و ميكشونمت تو بغلم و دستمو ميكشم رو تنت و سرمو نزديك سرت ميكنم و لباتو ليس ميزنم و ميگم خوشمزه ي من خوابش گرفته!؟؟

*********** 

خانومي:

فدات بشم من..
خخخخخخ
نمیدونم.. نه میخواستم راحت پیشت باشم

اقايي:

خدانكنه

ميبوسمت و دستمو ميكشم رو موهات و تو چشات نيگا ميكنم و ميگم همين برق چشاته كه منو گرفته و ديووونم كرده خوشگلم

***********
خانومي؛

خدا کرده..
ینی میگی منو میبینی برق میگیرتت!؟!؟ خخخخ

اقايي:

ممنون خداجون هم هستم خودم

ميخندم و ميگم شيرين زبونه خودمييييي ديگه

اره و اينكه نمدونم برق چند وات بود كه اينجوري ديوووونم كردهههه

**************

 خانومي:

خخخخخخ
میخندم و میچرم میام روت و سرمو ميبرم تو گردنت و میگم بهت برق وصل کنم!؟

اقايي:

دستمو دور كمرت و پامو دور پات حلقه ميكنم و ميگم من دربست در اختياره بانومم

زبون درازي ميكنم و ميخندم و ميگم

ميخواي برق بهم وصل كن

ميخواي اب بهم وصل كن

يا ميخواي گاز بهم وصل كن

*************
خانومي:

اي جووووونم
میخندم و میگم همش خوبه.. 
و شیطون میگم کدومش و میخوای!؟

اقايي:

جونت بي بلا ملكم

با لبم گردنتو نوازش ميكنم و نفس ميكشم تو گردنت و ميگم با تو همه چي خوبه

************
خانومي:

كور مورم میشه و گردنمو کج میکنم و میمونی لای گردنمو ولیس میزنی و مور مورم میشه و میخندم و میگم نکن دیوونه

اقايي:

همينجوري ليس ميزنم و ميخندم و ميگم منو لاي گردنش نكه داشته و ميگه نكن

شيطون ميشم و نوك ده تا انگشتمو ميكشم رو بدنت و گردنتو ليس ميزنم تا لاله گوشتو ميخورم و اروم در كوشت ميكم من كه هنوز ن ك ر د م

**************
خانومي:

خخخخخخخ
دیوونه خول و چل خودمی.. 
میخندم و چشمک میزنم و میگم نه بیا ب ک ن اااااا نیگا نیگا نیگا با پسر مردم چی کردم دیوونش کردم.. خخخخخخخحححخخ

 

اقايي:

ديووونه ي زنجيري و خل و چل خودتم خانومي

اااااااا، باشه، دستمو ميبرم لاي پاهات و روتتو مبمالم و ميگم كي بكنمت پس!؟!؟؟!

ميخندم و ميگم البته دارم ميكنم ديكه

گردنتو ليييييييس

اينكه ديوونم كردي كه خودمم ازش راضيم

*************
خانومي:

جوووووونم فدات بشم من..
آره دیگه داری م ی ک ن ی.. خخخخخخخ
گردنمو لیس چی!؟!
ای جوووووووون

اقايي:

جونت بي بلا خانومم

سرمم ميندازم پايين و دستمو از لاي باهات ميكشم بالا و به بهشتمم ميخوره و ميزارمش رو شكمت و نوازشت ميكنم و ميگم من بيخود كنم همينجوري الكي الكي اون كار رو بكنم

گردنتو ليس ميزنم

جونت بي بلا، اميدوارم توام ازين ديوونت راضي باشه

************
خانومي:

اخم میکنم و دستت و میگیرم و با اون یکی دستمم سرت و میارم بالا و میگم دیگه نمیبخشمت این چه طرز حرف زدن با مرد منه!؟!؟
گردنمو لیس میزنی و دستمو ميبرم لای موهات و به خودم نزدیکت میکنم.. 
نوچ راضی نیستم با مرد من درست برخورد نمیکنی

اقايي:

دستمو ميكشم رو ابروهات و صورتت و لباتو ميبوسم و بعد ميگم اخم نكن كه دنيا رو سرم خراب ميشه هااااا و ميگم مگه با مردت چيكار كردم اخه!؟!!

بعد گردنتو ميبوسم و ميگم كلاساي امروز خانوميم تموم نشد!؟!؟؟

خانومي چيكار كردم مگه با مردت!؟!؟؟ 

**************
خانومي:

باهاش بد حرف زدی..
اون موقع که دستت لای پام بود تموم شد حواست نبود.. خخخخخخخ
بهش گفتی بیخود میکنه

 

اقايي:

عذر ميخواااااام بانوم

اخه نگفتي بهم، ميخندم و ميگم واي توام هواست نبووودا

اخه داشت شيطوني ميكرد، بازم جلوي فرنازيم از مردش عذر ميخوااااام

*************
 اقايي:

فرنازم

خانومم

نفسم

عمرم

جيگرم

چراغ خونم

ضربان قلبم

ماه اسمونم

كجارفتي!؟!؟

************
خانومي:

نميبخشم..
اوهوم.. 
نموخام ببخشم.

اقايي:

تو بغلمي و پاهامو از دورت باز ميكنم و از رو تخت بلند ميشم پاهاتو دورم حلقه ميكني و پيشونيتو ميبوسم و ميگم ببخشتم ديگه

ميگي نوچ و شرو ميكنم به چرخوندنت و ميكم نظرت عوض نشده!؟! و دوباره ميگي نوچ و سرعتم رو تند تر و تند تر ميكنم و ميگم اگه سرم خيلي گيج بره درد ميگيره و خوب شدنش نمدونم كي باشه هاااا و بعد ميگم حالا چطور!؟!؟؟

***********
خانومي:

جون دلم!؟!؟
مامان جونت بالا سرم بود

اقايي:

جونت بي بلا خانومم

اوه اوه اوه، ازشون تشكر ميكردي بابت زحمتايي كه تو خونه ميكشن

************
خانومي:

 ميگم باش بخشیدمت و وایمیسی و میگم بزارم زمین و میزاریم زمین و اخم میکنم و دستامو میزنم به کمرم و میگم خیلی کارت بد بود..
با زندگیم بد حرف زدی بعد بخشش زورکی هم میخوای تازه تحدیدم میکنی سرت درد میگیره من که نمیبخشمت

اقايي:

هلت ميدم و ميچسبي به ديوار و ديتامودو طرفت قاب ميكنم و سرم گيج ميره ولي چشامو باز نگه ميدارم و نيگات ميكنم و سرمو ميزارم رو شونت و قلبتو ميبوسم و ميگم هيچوقت تهديدت نمكنم براي كاري و. فقط ميخواستم بچرخونمت و دستمو ميكشم رو بازوهات و گردنت و ميگم از دلت مياد اميدتو نبخشيش!؟!!؟؟

دستمو ميرسونم به دو طرف كمرت و بخودم ميچسبونمت و ميگم منكه اظهار ندامت كردم خوشگلم و دوباره هم ازت عذر ميخوام

***************

خانومي:

اون قسمت چرخشش خیلی کیف داد..
مظلوم نیگات میکنم و میگم نوچ.. 
آخه دلم نمیاد نبخشمت

 

خخخخخ چی شد یاد زحمتهای مامان افتادی!؟!

اقايي:

ميخواي بازم بچرخونمت!؟!؟ ولي بزار يكم حالم بياد سرجاش، بالا اوردم

سرمو ميارم بالا و تو چشات نيگا ميكنم و ميگ پس اين پسر خطاكارت رو ببخشش

ايجاااانم

 

زحمتهاي مامان چيه!؟!!

*************

خانومي:

نه دیگه حال زندگیم بد شده..
قومون پسرک خودم بشم من.. 
جونت بی بلا.. 
گفتی تشکر کنم به خاطر زحمتهای مامان..

اقايي:

چرا اينجوري شدم!؟!؟!

خدانكنه

مگه تشكر نكردي!؟!؟

**************
خانومي:

الهی من فدات شم چرخ زدیم چون حالت خوب نبود حالت تهوع گرفتی و...
خدا کرده.. 
گفتم بهش..

 

اقايي:

خدانكنه، واقعا ضعيف شدمااااا خانومي، چيكار كنم!؟!

ايجااان

ممنون گلم

*******
 خانومي:

توصيه های پزشکیمو کردم بهت.. انجامشون دادی!؟!؟
جونت بی بلا عزیزم!

اقايي:

بله

مياي بغلم!؟؟؟

**************
خانومي:

افرین زندگیم..
نه دیگه زندگیم باید بیاد بغل من امشب

اقايي:

لباس نخي پوشيدم و خيلي هم گرمم بشه درش ميارم و تشت ابسرد هم كنارمه و معمولا پام توشه، يدورم بخور كردم

ميام بغلت و ميگم خانومم !؟؟! 

**************

خانومي:

افرين زندگیم.. بهتر شدی یانه!؟!
دستمو دورت میپیچم و میگم جون دلم زندگیم!؟

اقايي:

بهتر شدم ولي ييهو حالم بهم خورد

دستمو ميكشم رو دستات و ميگم ممنونم همه كسم

**************
خانومي:

چيزی خورده بودی!؟! تبت بالا رفته بود!؟!
پیشونیت و میبوسم و میگم برای چی زندگیم!؟

اقايي:

اووووووم، نه، تبم بالا بود

بخاطر اينكه كنارم دارمت

***************
خانومي:

مال تبته زندگیم..
ای جونم فدات بشم من.. من باید ازت ممنون باشم که کنارمی

اقايي:

نمدونم ديگه، منمه ازين وضع خسته شدم حسابي

جونت بي بلا

سرمو ميزارم رو شونت و ميگم ميشه كتف چپمو ماساژش بدي!؟!؟ اذيتم ميكنه، البته اگه دوس داريااا عزيزدلم

************
خانومي:

الهی فدات بشم من کارایی و که گفتم انجام بدی آروم آروم خدا بخواد حالت خوب میشه نگران بهم خوردن حال امشبت هم نباش..
بله چشم سروری قشنگم بیا دراز بکشیم سرت و بزار رو سینم تا آروم آروم ماساژت بدم..

اقايي:

خدانكنه، ناراحت ميشم و ميگم اكه خدا نخواد چي!؟!؟

كنارتم و سرمو ميزارم رو سينت و ميگم ببخشيد همش بايد منو ماساژ بديااااخوشگلم 

***********

 اقايي:

فك كنم فسقليم خواب و بيداره هااااا

ميخواي بخوابيم نفسم!؟!؟

************
خانومي:

زبونت و گاز بگیر دیوونه میکشمت تو بغلم و میگم وظیفمه عزیزم بعد اروم آروم ماساژت میدم و میگم امید بزار یه چیزی بهت بگم..
قبل از این که باهات آشنا بشم یکی دوسال مریض بودم خیلی سخت خیلی خسته کننده همه جور دکتری رفتم همه جور قرص و دارویی خوردم ولی اصلا معلوم نبود چمه هر دکتری میرفتم نمی‌دونست چرا خوب نمیشم روزام خیلی بد شده بودن و به حال روز این روزای زندگیم افتاده بودم خسته بودم. درمونده بودم. فکر می‌کردم دیگه خوب نمیشم. عصبی شده بودم و... 
ولی گذشت نگاه العان کنارتم با همه سختی‌های اون روزا العان این جام درسته گاهی اوقات خوب نیستم ولی خوشحالم که اون روزای تاریک تموم شدش و امید وارم هیچ وقت بر نگرده.. 
اینارو گفتم که بدونی این روزا میگذره عزیزم فقط صبر و حوصله میخواد همین که تموم بشه روزات این قدر رنگی و قشنگ میشن.. 
نگران هیچی نباش دورت بگردم

 

داشتم برات درد و دل میکردم زندگیم..

اقايي:

زبونمو خودت گاز بگير خانومم، جان دلم، تو هزارتا چيز بگو بهم، تو تا اخر عمرم فقط براح حرف بزن نفسم

دستمو ميكشم رو صورتت و نوازشت ميكنم و ميگم الهي قربون خانوميم بشم من

من نمزارم اون روزات برگرده همه كسم

بدون تا هميشه ينفر هست كه همه جوره كنارته و هواتو داره 

تورو دارم نگران هيچي نيستم ماهكم

اونسري هم كه باهات درد و دل كردم گفتم كه باتو همه چيز رو تحمل ميكنم و باهات انقد روزاي خوب و قشنگ داشتم كه ديگه حسرت زندگي كردن رو نمخورم چون يه فرشته كنارم بوده و هست

پيشونيتو ميبوسم و ميگم ميدونيكه چقد دوست دارم من همه كسم

 

قربون درد و دلت بشم من همه كسم، ببخشيد باعث شدم اون روزات ياداوري شه برات

***************
خانومي:

ميدونی که دلم نمیاد.. جونت بی بلا عمر من..چشم مهربونم.. 
خدا نکنه.. 
فدات بشم من.. 
آفرین این مرد خودمه امیده همیشگی خودم.. 
دورت بگردم پس دیگه بیا فقط به چیزای مثبت فکر کنیم به روزای خوبمون.. 
بلی میدونم.. 
اشکال نداره زندگیم فدای یه تار موت

اقايي:

خودم گاز بگيرم بد گاز ميگيرمااااا، چشمات بي بلا نفسم

خداكرده نفسم، بدم كرده، و اين هديشم بهترين هديه اي بوده كه تو تموم زندگيم بهم داده

خدانكنه عمر من

ميخوام بشم اميد خودت ديگه

جشم همه كسم

****************
خانومي:

بد گاز بگیری باهات قهر میکنم..
فدات بشم من.. 
چشمات بی بلا

اقايي:

ميخندم و ميگم در هر صورت كه تو يا ناراحت ميشي و يا اينكه قهر ميكني، من چكار كنم اخههه!؟!؟

خدانكنه

زندگيم صبح ساعت چند كلاس داري!؟!

***********
خانومي:

من چه دونم میخواستی از دختر ناز نازو خوشت نیاد..
ساعت 8 صبح

اقايي:

تو چشات نيگا ميكنم و ميگم ازت خوشم مياد، الان مشكليه فسقلي خانوم!؟!؟!

شب بخير بگو زودي ببينم

***************

 خانومي:

من که مشکلی ندارم.. آخه تو حرفای قبلت داشتی گله میکردی..
رو موهات و میبوسم و جمع میشم زیرت و سرمو میزارم روی سرت و میگم ینی العان شب بخیر بگم!؟!
کاش کلاس نداشتم.. دلم نمیاد آخه شب بخیر بگم

 

فكر كنم زندگیم خوابش برد..
پس منم آروم آروم میخوابم.. 
شبمون شیرین زندگیم..

اقايي:

نبايدم مشكل داشته باشي..... گله كردم!؟!!! از چي اونوقت فسقلي!؟!؟

دستامو ميارم كنار سرت و با موهات بازي ميكنم و ميگم صبح بايد بيدار بشي اخه نفسم

ايجووووونم، منم دلم نمياد ولي مجبوريم، پنج شنبه تا صبح جمعه نمزارم بخوابي، خوبه!؟!؟

 

زندگيم جواب دادم كه

***********
خانومي:

ت بگردم دیگه خوابت میاد داری توخاب میحرفی باهام بخوابيم دیگه خسته ای..
اوهوم.. 
ای جونم بله که خوبه.. 
نبود اون موقع

اقايي:

ميخندم و ميگم فسقليم ميخوابيم الان عزيزدلم

جونت بي بلا نفسم، پس پنج شنبه شب تا جمعه صبح اماده باش عزيزدلم

الان هست ديكه

پتومونو ميكشم رومون و كنارت دراز ميكشم و سرمو ميزارم رو سينت و دستمم رو شكمت ميزارم و ميگم امشب ديكه تو بغل بانومم و توسط بانو بايد بخواب برم

پس من گوشيمو ميزارم كنار تا بانوم بخوابونتم

صبح بيدارت ميكنم نفسم

ميام بالا و لباتو ميبوسم و دوباره سرمو ميزارم رو قلبت و ميگم شبمون بخير همه هستيه من

************

 اقايي:

سلام همه دنيام

صبحمون بخير

خوبي!؟!!

دستمو ميكشم رو صورتت و بيشونيتو ميبوسم و بعد لباتو ميبوسم و ميگم خانومم ساعت هشت شده، پاشو كه ديرت نشه عزيزدلم

****************
خانومي:

سلام زندگیم..

صبحمون بخیر

خوبم خودت خوبی!؟!

ای جوووونم بیدار شدم بعدش میخواستم خودمو بزنم به خواب بغلت که نرم سر کلاس که اون بوسه ها و زدی و خوابو از سرم پروندی..

قربونت برم من خوابت برده!؟!

اقايي:

سلام همه كسم

صبحمون بخير نفسكم

خداروشكر، منم تورو دارم خوبم

جونت بي بلا عمرم، الهي فدات بشم من، ببخشيد خانومم

فسقلي از ساعت هشت تا نه و نيم كه جواب بدي تهنا و اونم خواب الو، خوابم ميبره ديگه

***********
خانومي:

خدارو شکر..
برای چی ببخشمت!؟!
ای جانم دورت بگردم ببخشید نفسم

اقايي:

براي اينكه نزاشتم بخوابي و با بوسه هام بيدارت كردم

جانت بي بلا خانومم، نه فدات بشم، حتما درست مهم بوده ديگه وروجكم

ميخندم و ميگم يا نكنه كه خوابيده بوووودي فسقليم!؟!!!

*************

خانومي:

اي جونم خوب میخواستی برم سر کلاسم..
نه درسم مهم بود نه خواب بودم فقط پشت خونمون دارن تخریب میکنن این قدر سرو صدا کرن پاشدم رفتم پذیرایی پیش مامان اینا آخه اون جا سرو صدا کمتره دیگه مامان گفت بیا صبحونه و منم دیگه یه دستم کلاس بود یه دستم صبحونه یه دستم حرف زدن با مامان که این حرفی که استادم زد ینی این تا آمدم گوشی دست بگیرم بیام پیشت استاد کلاس و تموم کرد و منم از خدا خواسته با خیال راحت آمدم پیشت..

اقايي:

جونت بي بلا، بله ديگه

 ايجووووونم، الهي فداي يكي يدونم بشم من

به مامان جون سلام ميرسوندي

دقت كردي هميشه ساختموناي دور و ور دقيقا زمان امتحانات شرو ميكنن به تخريب كردن!؟!!! خخخخ

************
خانومي:

جونت بی بلا خدا نتونه..
چشم رسوندم.. 
آخه فصلشه دیگه

اقايي:

خداكرده بانو جان

چشمات بي بلا نفسم

اره ميدونم ، يه دوره اشناييه كامل دارم با ساخت و ساز

*************
خانومي:

اشنایی چی!؟!؟
امید منگ خوابم..

اقايي:

چند باري در مراحل ساختش بودم

ايجووووووونم، كلاس نداري ديگه!؟!

*************
اقايي:

انگار جدي جدي خانوميم خوابيده

ميكشونمت تو بغلم و دستمو ميكشم رو موهات و ميگم ايجوووووونم دخمل من خوابش برد

**************
خانومي:

چه جالب..
جونت بی بلا.. ساعت 3 کلاسام شروع میشه تا7.. 
نه زندگیم طبق معمول مامان جونت گیرم آورده ولکنم نیست

اقايي:

چيش جالبه!؟!؟

جهارشنبه ها هشت تا ده داري و بعدش سه تا هفت!؟!؟

الهي، منم بهشون بگم ولت كنه عين اونسري بيشتر پاپيچت ميشه فك كنم

*****************
اقايي:

انگار مامان جون گرفتتت به كارا حساااابي

كمك نمخواي!؟!؟

مراقب خودت باش

****************
خانومي:

اينكه آشنایی داری جالبه..
اوره.. 
خخخخخخ
آره.. 
ممنون زندگیم.. 
چشم مهربونم

اقايي:

از كارشم خوشم مياد، ييهو ديدي يروز زديم تو كارش

پس رو چهارشنبه ها حساب باز نكنم كه بين ده تا سه پيشم باشي چون مامان جون هستن... خخخخخخ

چشمات بي بلا

*************
خانومي:

خخخخخ
نه معلوم نیست یهو میگیرتش که کار کنیم

اقايي:

چيش خنده داره فسقليم!؟!!

اها، پس مامان جونمم يهويي كار شده

************
خانومي:

ز ندگیم..
مامان جون آمدن!؟!؟
چرا ساکت شدی!؟!

اقايي:

جان دلم

نه

من جواب دادم كه خانومم

جوابمو ندادي و ساكت موندم تا جواب بدي ديگه

************

خانومي:

نوچ خنده نداله..
چی!؟
جونت بی بلا.. 
خیلی منتظرم ندم تا جواب دادی

اقايي:

دماغتو ميپيحونم و ميگم ميدونم خنده نداره، گفتم چرا خنديدي وروجك!؟

يني مامان جون هم يهويي كار به ذهنش ميرسه تا انجام بده

فخسلي من تو وبم و تاييد ميكني ميجوابم من

**************
خانومي:

همین جوری..
آره.. 
ممنون زندگیم

اقايي:

صورتتو نوازش ميكنم و ميگم ايجوووونم

مبخندم و ميكم خانومي درست سنگينه الان!؟!!!

خواهش ميكنم، ميشه پنج تومن

***************
خانومي:

نه ز یاد فقط باید گوش بدم..
چشم به آقامون میگم باهاتون حساب کنن

اقايي:

پس خوابت مياد شديد

چشمات بي بلا، پس با اقاتون حساب ميكنم

ميشه بياي تو بغلم و درستو گوش بدي يا رو ميزتي!؟!؟! 

************
خانومي:

اخ گفتی..
بله ممنون.. 
آخ جوووون می العان میام

اقايي:

خخخخخخخ معلومه اصلا

بدو بيا ببينم

تكيه ميدم به تاج تخت و پاهامو دراز ميكنم و از هم بازشون ميكنم و ميام تو بغلم و بين پاهام و تكيه ميدي به سينم و پاهاتو دراز ميكني و پاهامو ميبندم تا جاييكه پاهام بچسبه به پاهات و بعد سرمو ميارم رو شونت و چونتو ميزارم روش و بشقاب كيك رو از كنارم ميارم و يه تيكه ور ميدارم و ميارم جلو دهنت و يدستمو ميكشم رو شكمت و ميگم فك كنم گشنشه و بعد زبونمو ميكشم رو گردنت و كيك تو دستمو ميزارم تو دهنت و ميگم اون چيزيكه من دارم ميخورم خوشمزه تره فسقلي و يه ميك ميزنم از گردنت و بعد خانومي

*************
خانومي:

خخخ
چمش.. 
ميخورم و دستمو میکشم رو گردنت و رو دستت و متعجب میگم کی گشنشه!؟!؟
ای جونم نوش جونت ولی نمیشه که خم میشم کیک بردارم که گیر کردم لای پات و دستم نمیرسه و.

اقايي:

چمشات بي بلا

ميخندم و ميگم مكه جز خانوميم كس ديگه اي هم هست!؟!؟!

جونت بي بلا، خانومي تو فقط درستو بخون، همه كارا با منه بانو جان، يه تيكه كيك بر ميدارم و ميارم سمتت و ميزارم تو دهنت و منم لاله گوشتو ميمكم و ميگم جوووووووون، تا حالا ازين زاويه خوردنتو نديده بودم خوشگلم 

***************

خانومي:

اها.. نه نیست..
میخورم و قورت میدم و میخندم و میگم دیوونه ای به خدا اون کیک و واسه امیدیم میخواستم نه واسه خودم

اقايي:

 خنگولك خودمي ديگه

يه تيكه ديگه كيك ور ميدارم ولي يكم دراز تر و باريكتر و ميزارم تو دهنت يكمش رو و سرتو ميچرخونم سمت خودم و منم ازونور كيك بين لبام ميكيرم و ميايم جلوتر و تموم كه شد لبمو قفل لبات ميكنم و ميبوسمت و كيك تو دهنمونه و لبمو جدا ميكنم و قورتش ميديم و ميگم بفرما اينم اميديت، حالا راضي شدي خانومي؟!!؟!!

*************
خانومي:

اي جونم آره العان راضیم

اقايي:

جونت بي بلا خانومي

يدستمو از سمت راستت دورت حلقه ميكنم و با انگشتم رو تنت بازي بازي ميكنم و دستمو ميبرم زير بوليزت و رو تنت ميكشم و ميرسم به هلوهام و دستمو ميكشم روشون و ميبرم بالاتر و از بالاي بوليزت دستمو ميارم بيرون و رو گردنت ميكشم و ازين طرف تو كردنت نفس ميكشم و اروم و نفس زنون تو گوشت ميگم درس خوندن با طعم اقايي چه مزه اي ميده!؟!؟!

***************
خانومي:

مزه ی جون زندگیم.

اقايي:

ميبوسمت و ميگم تموم شد كلاست خوشگلم!؟!؟

***********
خانومي:

اوره تموم شدش

 

اقايي:

رفتي پيش مامان جون!؟؟!!

*************
خانومي:

اوره گشنم بود آمدم پذیزایی..

اقايي:

با تعجب ميگم دوباره گشنت شد!؟!؟ همين الان اونهمه كيك خورديم!؟؟؟

************
خانومي:

خوب یه شیری یه آبمیوه ای یه میوه ای چیزی خوب دلم خواست

اقايي:

ايجان

گواراي وجودت

************
خانومي:

جونت بی بلا چی میخوری برات بیارم

اقايي:

ممنون عزيزدلم

تو بخوري انگار من خوردم

***********

خانومي:

 بعد ببینم چرا من بخورم انگار زندگیم خونده!؟

اقايي:

تو بخوري انگار من خوردم نه اينكه خوندم خنگولم

براي اينكه منم ميخورم بعدش

********
خانومي:

اي جوووونم.. خخخخخخخ
امید ببخشید زیاد نمیحرفم پیش مامان اینام

اقايي:

جونت بي بلا خانومم

اشكال نداره عزيزدلم

**************
خانومي:

زندگیم نقشه ای چیزی داری واسه فردا شب!؟!؟ خخخخخخخ
خیلی داری موافقت میکنی باهام.. خخخخ

 

اقايي:

واقعا كه؛ يني اونهمه بدجنسم من!؟!؟

***************

خانومي:

ای جونم نه دورت بگردم..
امید بخوابيم دیگه من چشام دارن میرن..

اقايي:

عيبي نداره حرفتو زدي ، منم فردا شب جواب حرفتو ميدم

ايجانم، منم خوابم برده بود كه دير جوابتو دادم سري قبل ، بدو بيا بغلم بخوابيم

***************
اقايي:

قربونت بشم من مه خوابت بردش نفسم

كنارمي و بهت نزديك تر ميشم و نميكشونمت تو بغلم كه تو خواب اذيت نشي و پتومونو ميكشم رومون و دستمو ميندازم دورت كه خودت مياي تو بغلم و ميخندم و سرتو ميبوسم. و ميگم ديوونتم ورجكم و بعد پاهامو دور پات ميبندم و دستامم دورت خلقه ميكنم و پتومونو كه خراب كردي رو درست ميكنم دوباره و يدستمو ميكشم رو كمرت و يدستمم ميبرم تو موهات و ميگم با لالاييه قلبم اروم بخوابي هستيه من و منم با بودنت تو بغلم اروم خوابم ميبره

سرتو ميبوسم و ميگم شبمون اروم نفسم

************
خانومي:

سلام عمر من
بعد از ظهر مون بخیر
خوبی!؟!
ببینم زندگی من تا العان خوابه!؟!
ببخشید دیشب منتظرت موندم چند بارم سر زدم ولی دیگه یادم نیست یهو خوابم برد.. 
زندگیم امروز پیش مامان اینام یه وقت نگرانم نشی

اقايي:

عليك سلام عزيزدلم

بعدازظهرمون بخير

فعلا نمدونم

يكي يدونم خوبه!؟!؟!!

اوهوم

عيبي نداره گلكم، من بايد عذر بخوام كه ديرومدم

ايجان، خوش بگذره عزيزدلم

*************
اقايي:

من ديگه ميرم عزيزدلم

حوصلم پوكيد، يكم ميخوابم

روز خوبي داشته باشي 

*************

خانومي:

سلام مهربونم..
العانم نمیدونی!؟!؟
خوبم فقط دلم تنگه.. 
الهی خوب خوابت میومد.. 
خوب خوابت میومد.. 
جونت بی بلا.. 
الهی فدات شم ببخشید تنها موندی عزیزم.

اقايي:

عليك سلام گلم

الانم نوچ

فداي دل تنگت بشم من

***************
خانومي:

الهی فدات بشم من از خانومت دور موندی!؟!
خودا نتونه.

 

اقايي:

اوووووم

خداكرده

***************

اقايي:

شبمون بخير عزيزدلم

خوب بخوابي

*************** 

ساعت يك و نيم شد

شارژمم تموم شد و ديگه شارژ زدنم فايده اي نداره

شب بخير

*************

خانومي:

سلام مهربونم..
خوبی!؟
آخر هفتمون بخیر.. 
زندگیه من هنوز خوابیده!

اقايي:

سلام گلم

نوچ

تو خوبي!؟!

نه ساعت دو بيدار شدم ولي گوشيرو زدم شارژ

**************

خانومي:

سلام زندگیم..
الهی فرناز فدات شه باز چرا!؟!؟
خودت که میدونی خوب نباشی منم نیستم.. 
الهی.. 
دلم برات یه ذره شده

اقايي:

اخه صبح ساعت هشت خوابم برد وهم خوابم مياد و هم بدنم اذيتم ميكنه

اوهوم

منم همينطور

***************
اقايي:

فك كنم امروزم در اختيار خانواده اي

فعلا گلم

****************
خانومي:

الهی من فدات شم خوب چرا باز نیومدی وب!؟!؟ من فکر کردم خوابت میومده که زودی شب بخیر گفتی..
قربون اوهوم گفتنت بشم من بیا دراز بکش تا ماساژت بدم.. 
اوره فعلا ولی دیگه طرفای شب سعی میکنم در برم بیام پیشت چون دلم برات تنگ شده.

 

اقايي:

گفتم همونموقع كه شارژم تموم شد و توام نيومده بودي و منم ديگه فايده اي نديدم كه گوشيمو بزنم شارژ و بيام وب

روز خوبي داشته باشي

**************
 خانومي:

الهی من فدات شم..
همچنین مهربونم

اقايي:

خدانكنه

ممنون

*************
خانومي:

خدا کرده زندگیم..
میام کنارت میشینم و میام تو بغلت و میگم آخيش آرامبخش من

اقايي:

ايجان

دستمو دورت حلقه ميكنم و ميبرم تو موهات و باهاشون بازي ميكنم 

************

خانومي:

جونت بی بلا..
نیگات میکنم و دستت و میگیرم و میزارم رو دلم و نیگا چقدر کوچولو شده برات

اقايي:

پيشونيتو ميبوسم و دلتو نوازش ميكنم و ميگم فداش بشم من

***********

خانومي:

فدای کی!

اقايي:

دلت

**********

خانومي:

آها..
داشت حسودیم میشداااااا

اقايي:

اها نه و بله

به كي!؟!؟

***************
 خانومي:

بله عزیزم..
به همونی که داشتی فداش می‌شود

اقايي:

افرين

فسقلي خانوم اونيكه داري بهش ميگي همون، خانوميه منه، اخم ميكنم و ميگم ديگه با زندگيه من اينجوري نحرف كه عصبي ميشم

***********
خانومي:

ای جاااااان.. چشم مهربونم

اقايي:

جانت و چشمات بي بلا

فرناز هنوز پيش مامان جون اينايي!؟!؟

*************
خانومي:

 مامان اینا رفتن بخوابن که سحر بیدار شن من نشستم جلو تی وی که با زندگیم بحرفم

اقايي:

اوه اوه ماه رمضون اومدش

چي ميده تي وي!؟؟؟

**************
خانومي:

اوره  آمدش..
فعلا دارم دور همی میبینم

اقايي:

خوش اومدش

فعلا يني بعدا هم چيزي قراره ببيني فسقليم!؟!؟!

*************
خانومي:

ببینمت.. من اجازه نمیدم با این حالت روضه بگیریااااااا
بعدش هر چی زندگیم دوست داشت

اقايي:

فعلا كه كسي نيست كه بخوام روزه بگيرم

صبح كلاس داري ، بيا بخوابيم

**************
خانومي:

يني چی کسی نیست!؟!
نوچ کلاس ندارم.. نموخام

اقايي:

فسقلي زياد جملم سخت نبوداااا، تنهام

شنبه ها كلاس داري خنگول

*****************
خانومي:

پس مامان جون اینا کجان!؟!؟
کلاس چی دارم!

 اقايي:

يه مشكلي پيش اومده بود كه ديروز صبح مجبور شدن برن شهرستان

نداري!؟!

************
خانومي:

ينی مشکل این قدر مهم بود که مامان جون امید مریض منو تنها گذاشتن رفتن!؟!؟
تا جایی که خودم یادمه شنبه ها کلاس ندارم و از یکشنبه کلاسم شروع میشه

اقايي:

احتمالا اونقدر بوده، ميخواستن منم ببرن كه كلي باهاش جروبحث كردم كه بيخيال شدش

خخخخخخخخخخ

*************
خانومي:

حوصله نداشتی بری!؟!؟
ببینمت العان باید به من بگی!؟!؟! سر این مسئله جریمه داری..

اقايي:

دوس داشتم كنار تو باشم

كي ميگفتم!؟!؟! جريمه چرا!؟!؟؟؟

**************
خانومي:

فدات بشم من..
از دیروز صبح.. 
چون نگفتی بهم که تنها موندی

اقايي:

ديروز اومدم ديدم گفتي ميخواي كامل در اختيار خانواده باشي، چي ميگفتم اخه بهت!؟!؟؟؟

الان گفتم 

**************
خانومي:

در هر شرایط باید میگفتی شاید اگر میگفتی با مامان یه دعوا راه مینداختم میومدم پیشت..
آفرین ولی العان دیگه باید جریمه بدی

 

اقايي:

ميگفتمم ، بقول خودت شايد ميومدي پيشم

جريمم چيه!؟!؟؟

**************
خانومي:

سر شاید آمدنم شک داری!؟!
جریمت اینه که بغلم کنی و بزاری یه دل سیر همو ببوسیم

اقايي:

نه، سر اينكه ييهو به مامان جون چيزي بگي و مامان جون يوقت كوشيتوازت بگيره، ميترسيدم

ميام كنارت دراز ميكشم و ميكشونمت تو بغلم و ميگم بفرما در اختيارتم

*******^*^******
 خانومي:

الهی دورت بگردم من اخه..
نیگا نیگات میکنم و منتظری و میگم چرا این جوری نیگام میکنی

 

اقايي:

پس ديگه اونجوري سرزنشم نكن كه چرا بهت نگفتم

دستمو ميكشم رو صورتت و نوازشت ميكنم و ميكم نمدوني!؟؟؟؟

****************
خانومي:

الهی من فدات شم چشم زندگیم..
چرا میدونم(شیطون میشم و میگم) میگه منتظره

اقايي:

لبمو ميزارم رو لبات و شرو ميكنم به بوسيدنت

***************
خانومي:

همراهیت میکنم و خودمو میچسبونم بهت و گردنت و نوازش میکنم و....

اقايي:

دستمو ميبرم تو موهات و يه دستمم دور كمرت قفل ميكنم و   طولانيكه لباتو بوسيدم و نفس كم مياريم و لبمو جدا ميكنم و نيگات ميكنم

***************

خانومي:

 نفس نفس میزنم و بعدش میگم آخيش دلم برات تنگ شده بو

اقايي:

دل منم برات تنگ شده بود ولي فسقلي خانوم از دستت گله دارم كه چرا اونهمه كم بهم سر زدي

**************
خانومي:

 قربونت برم من که گفتم پیش خانوادم..

اقايي:

من نگفتم پيش كس ديگه اي بودي

يني تو كل اون تايم نيم ساعت هم نمتونستي بياي بيشم!؟!

**************
خانومي:

نتونستم زندگیم وعلا خودت که میدونی من یه دقیقه هم وقت داشته باشم اونو میام پیش زندگیم..

اقايي:

از رو كاناپه بلندت ميكنم و ميبرمت سمت اتاق و ميزارمت رو تخت و ميام كنارت و دستمو ميندازم روت و پتومونو ميكشم رومون و لپتو ميبوسم و نيگات ميكنم

***************
خانومي:

‌بيهوا لبام و میزارم رو لبات و ميبوسمت و به موهات چنگ میزنم و.

 

اقايي: 

تعجب ميكنم ولي كم كم شرو ميكنم به همراهيت و دستمو ميبرم پست كمرت و ميكشونمت تو بغلم و روم خوابيدي و ميزارم هر چقدر دوس داري لبامو بخوري و اروم شي

***************
خانومي: 

لبات و میبوسم و با موهات بازس میکنم و لبامون که جدا شد میگم امیدم ممنون که کنارمی..
بعد میگم حالت بهتر شده!؟!

اقايي:

تو چشات نيگا ميكنم و ميگم مگه قرار بود كنارت نباشم كه ازم ممنوني اخه وروجك!؟!؟!؟

نه گلم

***************

 خانومي:

همین جوری دلم خواست ازت تشکر کنم کار بدی کردم!؟!

ای بابا....

اقايي:

ميخندم و ميگم خب حالا اينجوري جدي نشو فسقلي، نه كار بدي نكردي

اينم بدون من تا وقتيكه خودت منو از كنارت نندازي بيرون ور دلت هستم خانوم خانوما و اينجوري بخواي بيش بري، هرشب هرشب بايد ازم تشكر كنياا

خوابه بابا جون، امروز اصلا جون نداشتم 

**************

خانومي:

چشم جدی نمیشم..
ینی چی آخه!؟!؟
از کجا میدونی؟؟ الهی فرناز فدات شه اگر غذا بخوری بی جون نمیشی..

 

اقايي:

چشمات بي بلا

چي يني چه اخه!؟!؟ 

مگه خودت نگفتي رفتن بخوابن كه برا سحري بيدار شن!؟!؟؟؟ از لحاظ غذايي نبود

***************
 خانومي:

هیچی مهم نیست میخواستم دعوات کنم که دلم نیومد.. 
اها بابای من اره چند دقیقه دیگه هم بیدار میشه..
پس از لحاظ چی بود؟

اقايي:

وااااا، دعوا براي چي!؟؟؟ جديدا دست به دعوات زياد شده هاااا

چند دقيقه ديگه چرا!؟؟؟؟ الان اونجا اذان ميده!؟!؟؟

نمدونم از چه لحاظي بود 

**************
خانومي:

خواست.. اوره..
نمیدونم گفت 3 میخوام بیدار شم.. نوچ.. 
واقعا نمیدونی!؟

اقايي:

همينجوري ييهو دلت خواست دعوام كني!؟؟؟؟ اونوقت چرا اوره!؟؟؟

سه صبح اخه چكاري دارن!!!!!!

انگار بانو بهتر از من ميدونه

**************
اقايي:

احتمالا يا باباجون بيدار شدن و يا اينكه خانوميم خوابش برده

تو بغلمي و پتومونو مرتب ميكنم رومون و پامو دور پات و دستمو دورت حلقه ميكنم و يدستمو رو كمرت و يدستمم ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و ميگم شبمون بخيرعزيزدلم

**************

خانومي:

خخخخخخخ نیدونم

اقايي:

سلام عزيزدلم

صبحمون بخير

خوبي!؟!؟!

دلت ييهو خشن شده هااا، كه نمدوني

شب بخيرم كه بلد نيستي بگي فسقلي خانوم!؟!؟!

**************

اين اهنكه رو با صداي كم گوش بده فسقليم
http://s10.picofile.com/file/8395125426/New_Recording_4.m4a.html

**************
اقايي:

خوابه خوابه فسقليماااااا

ميام از پشت بغلت ميكنم و ميچسبم بهت و هوا خوبه و پتومونو تا روي كمرمون ميكشم و بعد يه دستمو عمود ميبرم زير پتو و ميزارم رو پات و اروم نوازشت ميكنم و بدستمم موهاتو نوازش ميكنم و سرمو ميكنم تو گردنت و نفس ميكشم تا بيدار شي

جواب بعديتم تو پست جديد ميدم

************
اقايي:

ببينم ميخواي تا هشت و ربع بخوابي!؟!؟؟

************
اقايي:

باز حداقل اونروزيكه خبر نداشتي تنهام يبار بهم سر زدي

الان كه ديگه ميدوني تنهام پس كجايي خانوم خانوما!؟!؟!

************

[ شنبه 06 اردیبهشت 1399 ] [ 18:18 ] [ freetitle ] [ ارسال نظر(0) ]