جديد٢٩
ادامه
خانومي:
منظورم بله خانومم بود انگار دلت باهام صاف نیست!!
الهی من دورت بگردم..
باش زندگیم..
انتنش وصل شده ولی قطع و وصل میشه دیروز کلا آنتن هم نداشتم بنی نه اس ام اس نه زنگ هیچ
اقايي:
ايجااان، بله عزيزدلم، ميشه بدونم دلم باهات صاف نيست يني چي!؟!؟؟؟
خدانكنه
الهي، جديدا مخابراتا هم تعطيل شده سرويس دهيشونااا
***************
خانومي:
جونت بی بلا.. قربونت برم من.. ینی انگار ازم ناراحتی..
آره به جایی که بهتر بشه بد تر شده
اقايي:
جونم كه بفدات.. خدا نكنه نفسم..بعد فسقلي چجوري به اين نتيجه رسيدي!؟!؟
تو اينجا چيزي رو بهتر نمكنن برا مردم
******************
خانومي:
جونت به فدات.. خخخخخخخ
نیدونم..
آره واقعا بیتربیت ها... خخخخخخخخ
اقايي:
خخخخخخ نه فسقلي اشتباه تايپي بود، جونم بفدات
خب وقتي ازت خبر ندارم كه ناراحت ميشم و وقتي هم بهم خبر نمدي بيشتر ناراحت ميشم ولي مگه انتن داشتي كه بهم خبربدي!؟!؟؟
اره بي تربيتا خخخخخ
*******************
خانومي:
قربونت برم من..
میدونم زندگیم.. نه نداشتم..
خخخخخخ
اقايي:
خدانكنه
نداشتي ديگه، پس منم دليل قانع كننده اي ندارم براي ناراحت بودم ازت
***********
خانومي:
منطقی کی بودی آخه دورت بگردم من..
اقايي:
نيدونم
خدانكنه
****************
خانومي:
واقعا نمیدونی!!!! ؟؟؟؟؟
خدا کرده عزیز دلم
اقايي:
نه، واقعا نمدونم منطقي ام يا نه
قربون خدا بشم من
*****************
خانومي:
ديوونه نپرسیدم منطقی یا نه پرسیدم منطقی کیی!؟!؟
برای چی!؟!؟
اقايي:
ديووووونه ي فسقليمم
برا اينكه تو رو داده بهم
******************
خانومي:
ايجووووووونم..
پس منم باید خدارو شکر کنم
اقايي:
جونت بي بلا گلم
تو چرا گلم؟؟!؟!؟
*************
خانومي:
برای همچین پسره ماهی که کنارمه
اقايي:
اين پسر ماهت فدات بشه
*******^^^^^^^
خانومي:
دورش بگردم..
دلم برات تنگ شده بود..
دیشب دیر خوابیدی!؟!
اقايي:
خدانكنه
ايجان، دل منم برات تنگ شده ماهكم
بله، فك كنم پنج اينا بود و هشتم از خواب پريدم تا ده و بعد تا دو دوباره خوابيدم
*******^^^^^^^^
خانومي:
قومون دلت بشم من..
الهی..
منم همش خواب و بیدار بودم..
اقايي:
خدانكنه نفسم
اخ كه چقد تو ماهي
ايجانم
*****************
خانوومي:
مفاهیم به امیدیم رفته..
جونت بی بلا نفسم
اقايي:
قربون مفاهيمم بشم من
خدانكنه تاج سرم
******^^^^^^^
خانومي:
خخخخخ ماهی و گفتم مفاهیم..
چی و خدا نکنه زندگیم!؟!؟
فکر کنم دوتامون خوابمون میاد و عین اون شب من داریم تو خواب میحرفیم
اقاي:
خخخخخخخخ
خخخخخخخخ
اره انگار
ميخواي بخوابي عزيزدلم!؟!؟؟
****************
خانومي:
بخوابيم!؟!؟
اگر خودتم خوابت میاد بخوابونتم تا بخوابيم..
اقايي:
اگه زندگيم خوابش مياد بخوابيم فرنازم
بيا تو بغلم ببينم
***************^^
خانومي:
خوابم میاد ولی دلم برات تنگه یه کوچولو بحرفیم بعد بخوابيم..
میام بغلت و مثل دختر بچه ها خودمو جمع میکنم تو بغلت و سرمو میزارم رو سینت
اقايي:
دستمو دورت حلقه ميكنم و بخودم فشارت ميدم و ميگم قربون دل مهربونت بشم من خانومم
يدستمو ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و سرتو ميبوسم و ميگم برام بحرف ميخوام فقط نيگات كنم من
*******^^^^^^^^^^^
خانومي:
خدا نتونه..
چی بگم.. اوووووووووم.. بزار از دیروز تا العانم و بگم..
دیروز بیدار شدم گوشیمو برداشتم که بیام وب صبح بخیر بدم که دیدم کلا نمیاره اعصابم خورد شده بود هر چند دقیقه یه بارم هی سر می دم که اگر درست شد بیام پیشت و نشود و مامان آمد صدام کرد و دیگه تقریبا ساعت2 و 3 بود و ناهار خوردیم و بعد ناهار داداشم گفت نتم از صبح نمیاره و منم گفتم مال منم این جوره و کم کم اون یکی داداشم و مامان بابامم گفتن و مامانم گفت به خالم پیامک داده و هنوز ارسال نشده و اون جا فهمیدیم کل سرورش قطعه..
آره دیگه سرت و درد نیارم بعد ناهارم با داداشم فیلم ترسناک دیدیم و این قدر که خنده دار بود ترس نداشت فکر کنم اسمش قصر ارواح بود حتما نگاش کن باحاله.. خخخخخخخ
بازم تعریف کنم!؟؟ نمیشه مکمل بدی بهم!؟
اقايي:
ايجانم، پس زيادم بد نگذشته به فسقليم
سرتو مياري بالا و نيگام ميكني و لبمو ميزارم رو لبات و ميبوسمت طولاني
****************
خانومي:
دوری ازت بد میگذره ولی خوب باید خودمو سرگرم کنم که تایمای سخت و زیاد متوجه نشم دیده..
ای جوووووووونم این قدر دوست دارم خودت زودی متوجه میشی چی میخوام.. خخخخ
اقايي:
ايجووووووووونم
جونت بي بلا
همينطوركه لباتو ميبوسم، دستمو رو گردنت ميچرخونم و ماساژت ميدم و با موهاتم بازي ميكنم و بعد لبمو جدا ميكنم و ميگم بايد بدونم فسقليم چيا ميخواد چه تايمايي ديگه
**************
خانومي:
جونت بی بلا..
بله عزیزم..
العانم داری آروم آروم گرمش میکنی واسه خواب.. خخخ
اقايي:
ايجانم، فسقليم چه زيركانه داره ميگه خوابش مياد
سرتو ميزارم رو سينم و پتومونو ميكشم رومون و پاهامو دور پات حلقه ميكنم و يدستمو ميكشم رو تنت و يدستمم رو موهات و ميبوسمت و ميگم هر وقت شب بخير بگي خوابيديم گلم
*************
خانومي:
گاهی اوقات زیرکی باعث میشه فسقلیت شیرین بشه..
میگم دقت کردی دیگه جیغ جیغ نمیکنم وقتی پاهات و میپیچی دورم!؟!؟ تغیر کردماااااااا
دیگه قول گوشیمو میزارم کنار و محکم میچسبم بغلت..
لبامو میزارم رو لبت و باز ميبوسمت و میگم شبمون نون خامه ای.. خخخخخ
اقايي:
قربون شيرينكم بشم من
جوووووووونم، اره تغيير كرده بانوم
لباتو ميبوسم و بعد ميگم شبمون بخير عزيزدلم
******************
خانومي:
سلام زندگیم
صبحمون بخیر
خوبی!؟!
وای امید این قدر تند تند بارون میباره..
کلیم رعد و برق های ترسناک زد..
خدا نتونه عزیز دلم..
جدی خیلی تغیر کردم!؟!؟
میشه بازم لبامو ببوسی تا چشمام باز بشن!
اقايي:
عليك سلام همه كسم
ظهرمون بخير بانو
خانوميم خوب باشه منم خوبم
ايجاااان، اره اينجا هم از ديشب بارون ميباريد و تازه قطع شده
قربونت بشم من گلم
بلي
تو بغلمي و دستمو ميكشم رو موهات و لبامو قفل لبات ميكنم
البته فسقليم بايد اينكار رو ميكرد كه منو بيدار كنه هااااا
*****************
خانومي:
خدارو شکر..
ابراتون آمد این طرف.. خخخخخخخ
خدا نتونه..
چه تغیرایی کردم!؟!
همراهیت میکنم و لبامون که جدا شد میگم آخيش کیف کردم..
اوهوم ولی پاهامو با پاهات گرفته بودی و نصف تنم زیر تنت بود و نمیتونستم تکون بخورم
اقايي:
واسه اونور زير تگرگ بياد افت داره خخخخخخخ
زياااااد
ايجووووووونم، ببخشيد سفت گرفته بودمت
**************
خانومي:
خخخخخ راست میگی..
خوب مثال بزنشون دیگه میخوام یادم بیاد چه جوری بودم..
جونت بی بلا.. اشکال نداره زندگیم..
کجایی زندگیم!
اقايي:
بله
ايجوووووون، چشم برات مثال ميزنم شب
كنارت رو ببيني، منو ميبيني فسقليم
**************
خانومي:
جون و چشمت بی بلا..
امروز سرت شلوغه!؟!
فكر كنم سرت خیلی شلوغه من میرم شب ساعت همیشگیمون11 میام..
اقايي:
اره گلم، يدونه سرم خوردم و مامان جونت گير كه بايد استراحت كنم و گوشيمو نمداد
ايجوووووون، چه بهش برم خورده فسقليم
***************
خانومي:
سرم!!!! برای چی!؟!؟!؟ کی! ؟! ؟!؟ آخه چه را!؟! ؟
آره خوب آخه وقتی میدونم همش اتاقتی و پیش مامان جون اینا ام نیستی خوب وقتی نباشی ناراحت میشم
اقايي:
بلي، حالم كه خوب نبود ظهري دير ميجوابيدم و بعدشم خوب نيودم و سرم فجيح درد كرد و مامان جونت و صدا كردم و زنگيد اورژانس اومد و سرم زد بهم
بدنمم خيلي درد ميكنه
ايجااااانم، يني نمدوني من تو هر شرايطي كنارتم ، مگه اينكه خوب نباشم!؟!!
***************
خانومي:
چرا ظهری بیدار شدیم به من گفتی خوبم!؟!؟
الهی من فدات شم..
آخه چی شد یهو!!!!!
آخه بهم گفته بودی حالت خوبه.
اقايي:
گفتم خانوميم خوب باشه منم خوبم
بعدشم ديدي كه بانوم تو اين مدت ييهو حالم عوض ميشه
خدانكنه
ييهو بهم ميريزم
******************
خانومي:
منم گفتم خوبم آها ینی خوب نیستی..... ای بابا..
الهی من فدات شم..
العان بهتری!؟!
اقايي:
اصلا جوابمم ندادي عزيزدلم
خدا نكنه
بدنم دردميكنه، سرمم دردميكنه
**************
خانومي:
آخه من فکر میکردم وقتی من میگم خوبم و میگی خانومم خوب باشه منم خوبم ینی امیدیمم خوبه همین..
الهی بیا دراز بکش کیسه نمک داغت و بیارم و ماساژت بدم
اقايي:
لبخند ميزنم و ميگم فسقلي تو به من گفتي ، خوبي!؟، منم گفتم اگه خانوميم خوب باشه منم خوبم، و بعد خانوميم ديگه جوابي بهم ندادش عزيزدلم
ميام دراز ميكشم و سرمو ميزارم رو سينت و ميگم نه خانومم ، گرماي دستاتو بيشتر دوس دارم
**************
خانومي:
منم گفتم خدارو شکر دیگه چون حال خودم خوب بودم فکر کردم وقتی این جمل و میگی باید با حال خودم بسنجم..
ای جووووووووونم..
یقه بولیزم بازه و سرت درست وسط هلوهات و از یقه تیشرتت دستمو ميبرم تو و اروم آروم پشتت و ماساژ میدم و میگم زندگی من دو روز تنها موندش از مرد من مراقبت نکرد!؟!؟
اقايي:
حالت هميشه خوب باشه عزيزدلم
جونت بي بلا ماهكم
چشامو ميبندم و نفس ميكشم و ميگم بايد خود بانوم باشه تا ازم مراقبت كنه
********^^^^^^
خانومي:
اگه زندگیم خوب باشه منم خوبم..
چشم ازت مراقبت هم میکنم زندگیم..
میخوای بخوابيم اگر حالت خوب نیست..
اقايي:
زندگيت فدات بشه، منم خوب ميشم ديگه كم كم، ميبيني كه از روزاي اول خيلي بهتر شدم
چشماي نازت بي بلا خانومم
نه خواب نه فعلا
******^^^^*****
خانومي:
خدارو شکر..
باش زندگیم باش عزیز دلم..
آروم آروم گردنت و سرت و ماساژ میدم و به خودم میچسبونمت و...
اقايي:
قربون باشه گفتنت
چشامو باز ميكنم و نيگات ميكنم و ميگم عاشقتم
****************
خانومي:
فدات بشم من.. رو موهات و میبوسم و میگم منم دوست دارم خول دیوونه و دوتامون میزنیم زیر خنده
اقايي:
خدانكنه نفسم
ميخندم و ميگم واقعا خول ديوونم!؟!؟!
**************
خانومي:
خولي که میگی عاشق منی دیگه..
اگر خول دیوونه نبودی که این جا نبودی.. خخخخخخخخ
بعدشم من دیوونگی ات و دوست دارم
اقايي:
چرا عاشق تو بودنم، يني خولم!؟!!
جووووووووون
يني ازين به بعد خول نباشم!؟!!
*************
خانومي:
اخه کدوم خولی عاشق این دختر بی اعصاب اذیت کن میشه!!!!!!!
اون دیگه دست خودته عزیز دلم
اقايي:
اخم ميكنم و ميگم بي اعصاب و اذيت كردي مگه من رو تو فسقلي!؟!!!
اها يني تو نمخواي!؟!
££*********
خانومي:
نه ولي اگر م کرده باشم این قدر مهلبون که همچی و زودی خوب میکنی..
نه زندگیم منظورم اینه که هیچ کسی نمیتونه به کسی بگه عاشق باشه یا نباشه اون آدم خودش انتخاب میکنه همون طور که طرف مقابلش انتخاب میکنه همین
زندگیم بیا شیرت و بخور کم کم لالا کنیم امیدیمم حالش خوب نیست نباید زیاد هستش کنم
الهي من فدات شم که این قدر ناز خوابت برده..
با پام پتومون و میارم بالا آخه سرت وسط سینه هامه و تکون بخورم بیدار میشی و یکم که آمد بالا با دستم میگیرم و رومون مرتب میکنم و رو موهات و میبوسم و میگم شیرت و نخورده خوابت برد نفسم..
دستام و دورت میپیچم و یکیش و ميبرم تو موهات و نوازشت میکنم تا منم خوابم ببره..
شبمون بارونی مهربونم(چون این جا داره بارون تندی میباره
اقايي:
ديگه اين نشانه ي يسري چيزاست
ايجانم، اره هركسي حق انتخاب داره و اينكه ديگه در اين يه زمينه باهات صحبت نمكنم چون با حرفام تو رو هم اذيتت ميكنم
اصلا به اونجاها نتونستم خودمو نگه دارم فرنازم
خدانكنه
بله گلم، اصلا نفهميدم چجوري خوابم برد
ايجاااانم، پس دل اسمون اونجا هم گرفته يكي دو روزه
**************
خانومي:
صبح بخیر دردونه من..
سلام مهربونم
خوبی زندگیم!؟!؟
ای جان دورت بگردم که همون جور آروم خوابیدی تا العان..
رو موهات و میبوسم و میگم فرنازت فدات بشه که این قدر ناز میخوابی
اقايي:
سلام زندگيم
ظهرمون بخير
بازم نه خوب نيستم
جونت بي بلا همه دنيام
چشامو باز ميكنم و ميگم خدا نكنه ماه من
تو خوبي!؟!؟
*************
خانومي:
چه چیزایی!؟!؟
چرا اذیت زندگیم!؟!؟
ای جووووووونم اشکال نداره امروز کم کم میخوری که قوی بشی..
اوهوم..
ای بابا چرا آخه!؟!؟
به قول زندگیم خدا کرده..
وقتی زندگیم حالش خوب نیست منم خوب نیستم دیگه
اقايي:
جونت بي بلا خانومم، دلمم درد ميكنه الان يكي يدونم، باز بهم ريختم انگار
اسمونا دل خوني دارن اينروزا پس
نميفهمم حالمو
زندگيت بفدات
ايجوووونم، نمدونم چرا اينجوري شدم دوباره
*****************
خانومي:
الهي من بمیرم برات دیروز اورژانس آمد چی گفت!؟!؟
چرا دل خون!؟!؟
قربونت برم من.. میام کنارت دراز میکشم و تکیم به بالشتای روی تخته و میکشمت تو بغلم و سرتو میزاری رو سینم عین دیشب و رو موهات و میبوسم و میگم الهی فدات شم من نبینم حالت این جوریه..
خدا نتونه..
میفهمیم کم کم
اقايي:
اخم ميكنم و ميگم زبونتو گاز بگير، اين چه وضع حرف زدن با خانوميه منه!؟!!؟
پرسيد نفس تنگي و تب و درد داري كه گفتم هميشه نه و فقط يدفعه اي ميان سراغم و سرم زد بهم و گفت اگه بهتر نشدي دوباره بزنگيد به اورژانس
نمدونم، اخه داره ميباره همش
چشامو بسمت بالا ميارم و نگات ميكنم و ميگم خدا نكنه و من بايد فداي بانوم بشم كه همش تو اين حالم بايد مراقبم باشه
خداكنه
****************
خانومي:
ببخشید آخه خیلی نالاحت بودم.. اخم نتون دیده..
نگفت آنفولانزا ست یا کرونا!؟!؟!
بهاره دیگه زندگیم باید همش بارون بباره..
رو موهات و میبوسم و میگم بانوت وظیفشه..
نگران نباش زندگیم..
شیر میخوری!؟!؟ خیلی ظعیف شدی
اقايي:
نميبخشم، حق نداري در مورد خانوميه من اينجوري بحرفيااااا
نوچ، گفت اگه حالت بد شد بايد بازم بري سي تي اسكن بگيري
ايجاااااان، منم كه عاشق بهار
بانوم لطف داره
حوصلم سر رفته، اعصابمو بهم ريخته ديگه اين وضعم
بله، اوهوم
***************
خانومي:
چشم دیگه این جوری نمیحرفم..
سی تی اسکن واسه چی!؟!
جونت بی بلا.. ای جونم..
بانوت لطف نداره دوست داره..
الهی میدونم سخته زندگیم.. به نظر من اگر میتونی یکم اتاقت و جمع و جور کن یه دوش آبگرم خوب بگیر بعد یکم میوه اینا بخور و اگر حوصله داشتی بشین کاری که دوست داری و انجام بده سر گرم میشی تایمت زود میگذره کمتر اذیت میشی..
ای جونم.. از یقه باز بولیزم دستمو ميبرم داخل و هلوت و از قابش در ميارم و لباسم و باز تر میکنم و نوک سینم و بین دوتا انگشتام میگیرم و میزارم دهنت و همین که میگیری میکش میزنی ولش میکنم
اقايي:
فايده نداره ديگه
براي اينكه قفسه سينه رو ببينم كه داخلش الوده شده يا نه
جونت بي بلا
بله
كاري رو كه دوس دارم رو دارم انجام ميدم
ميكش ميزنم و در بينش ميگم ميخواي بخوابونيم فسقلي!؟!؟
************
خانومي:
بانو حرفش در همه حال تاثیر داره..
امید داری میترسونیم راستشو بگو کروناعه!؟!؟! آخه سی تی اسکن واسه چی!!!!!!!
ای جاااااااااانم..
نه بیشتر میگم آدم وقتی دورش شلوغه یا حموم نرفته کلافست به خاطر اون گزینه های اول و گفتم بعدش که دیگه باید ور دل خودم باشی..
نه عزیز دلم مگه هر وقت شیر بدم بهت میخوام بخوابونتم!؟!؟! مگر این که خودت خوابت بیاد وعلا من واسه تقویت زندگیم بهش شیر میدم..
آروم آروم سینم و فشار ميدم که راحت شیرم بیاد تو دهنت و کم کم اووووووم اووووووم میکنی و قورت میدی و میگم دورت بگردم که شیر خوردنت هم عین خودت شیرینه
اقايي:
جوووووووون فداي بانو بشم من
چرا!؟!؟؟ فسقلم نمدونم كه، گفت اگه بدتر شدي
جونت بي بلا
ميخندم و ميگم اگه ميخواي از دستم راحت شي كه خودمو به كار ديگه اي مشغول كنم!؟!؟
فدات بشم من
يه ليس از نوك هلوم ميزنم و ميگم اخي چه خوشمزه بود
***************
خانومي:
جونت بی بلا.. خدا نکنه عزیزم..
آخه آنفولانزا نیاز به سی تی اسکن داره مگه!؟! ؟..
نه عزیز دلم..
میگم ای جونم و اون یکی سینم و خودت میاری بیرون و فشار میدی و شیرش که نوکش معلوم شد لبات و میزاری روش و میک میزنی و بازم اووووووم اووووووم و صدا قورت دادنت بلند میشه و دستمو میکشم تو موهات و مرتب شون میکنم و رو موهات و میبوسم و مشغول فشار دادن سینم و میک زدنش و قورت دادن شیرشی و شروع میکنم تعریف کردن و میگم زندگیم امروز خیلی شیرین خوابیده بودی بغلم و بعد میخندم و میگم دقت کردی یه شب من بغلتم یه شب اقایی بغل من!؟!؟ بعد دوباره رو موهات و میبوسم و میخندم و میگم دورت بگردم.. نزدیک 20 روز بیشتره تو اتاقی کاش خودم پیشت بودم و پرستاری و میکردم
اقايي:
چشامو ميبندم و ميگم نه گلم
شيرمو قورت ميدم و دستمو ميكشم رو بدنت و ميگم اره، يه شب خانومي بغل مردشه و يه شبم اميدي بغل خانوميشه.... خيلي كيف ميده مخصوصا وقتاييكه تو بغلمي
ايجووووونم، الهي فداي يكي يدونم بشم من، دلم بدجوري گرفته، واقعا دارم اذيت ميشم
*******************
خانومي:
نوك سینم و بین دوتا انگشتام میگیرم و میزارم دهنت و میمکی و میگم من هر دوتاشو دوست دارم چون فقط کنارت بودن برام مهمه..
بعد که سینم و گرفتی ولش میکنم و بالشارو میچینم پشت سرت و دستمو ميزارم رو دستت و میگم میگم میدونم زندگیه من میدونم دورت بگردم ولی چیکار کنیم دیگه!؟!؟ بگو چیکار کنیم حالت زودی خوب بشه همون کارو میکنیم..
بعد رو موهات و باز میبوسم و میگم از نظر من این کار العان مون بهترین کاره چون تو بغل همیم دوتامون آروم میگیریم بعدشم زندگیم صدا تاپ تاپ قلب خانومش زیر گوششه و خانومش عطرش و نفس میکشه و بعدشم شیره وجودمو میمکی و عشق میکنم و قوی میشی و کلیم تعریف میکنیم باهم
اقايي:
سينتو ميبوسم و ميگم منم هردوتاشو دوس دارم يكي يدونم
نمدونم ديگه چيكاركنم، هيچكاري به مغزم نميرسه
دستمو ميكشم رو صورتت و ميگم اينكه صدالبته عزيزدلم، اگه تو رو هم نداشتم كنارم كه الان معلوم نبود چي بود اوضاعم ماه من
براي همينم هست كه هميشه از خدا نشكر ميكنم براي اين هديه ي ارزشمندي كه بهم داده
******************
خانومي:
بهت چشمک میزنم و میگم هر دوتاش ینی دوتا هلوهات!؟!؟
ای جوووووووونم پس استراحت کن بغل خانومت تا حالت خوب خوب بشه..
فدات بشم من..
دورت بگردم زندگیه خودمی دیگه..
خم میشم روت تا از رو پا تختی خرما بردارم بخوریم که سینم و به دهن میگیری باز و میگم عسل میخواید بیارم خدمتتون سرورم!؟!؟ سینم و فشار میدی و
اقايي:
ميخندم و ميگم فسقلي داري ازم اعتراف ميگيري!؟!؟!؟
جونت بي بلا، چشم
خدانكنه
من يه دور بيشتر دورت ميگردم
يه ميك ميزنم و زبونمو ميكشم بين دو تا هلوهام و ميك ميزنم و ميگم اينجوري داري بهم ميرسي ييهو پررو ميشم و چيز ديگه اي هم ازت ميخوامااااا
****************
خانومي:
(مثل گاهی اوقات خودت که حسودی میکنی خندم و میخورم و میگم) پس منظورت هلوهات بود باش انگار این قدر که هلوهات برات مهمه من نیستم..
چشمات بی بلا عزیزم..
ای جوووووووونم باش..
خرما و میزارم سر جاش و ظرف عسل و بر میدارم و با قاشق عسل میزنم نوک سینم و قاشق و میزارم توی ظرفش و سینم و میزارم دهنت و بعد خم میشم ظرف عسل و میزارم سر جاش و ظرف خرما بر میدارم و یکم بیشتر تک میرم و انگار نشستم و سرت و میزاری روی شیکمم و زیر زانوم بالش میزارم و سینم و گرفتی و میخوری و در ظرف خرما باز میکنم و میزارم کنارم روی تخت و یدونه بر میدارم و میگم زندگیم ناراحت نشی خرما ندادم بهتا آخه دیدم عسل شیرینه دوتا شیرینی دلت و میزنه بعد خرما میزارم دهنم و پتو میکشم روت سردت نشه و همین جور که خرما ميخورم شیر خوردنت و نگاه میکنم و یاد حرفت ميفتم و میگم اقایی من شیر نخورده طلب کارای دیگه داره ولی ببین هر بار کارای دیگه کردیم ضعیف شدی یکم مراقبت کنیم از زندگیم.. پا بزاره روی دلش و بدون کار دیگه شیره خانومش و بمکه تا زودی خوب بشه و بعد خانومش همه جوره در خدمت شه..
زندگیم اگر جات راحت نیست خرمامو خوردم بازم دراز میکشیم بغل هم
اقايي:
لبمو قفل لبات ميكنم و يدونه بوسه ي طولاني ازت ميگيرم و لبمو جدا ميكنم و دكمه هاي بوليزتو ميبندم و تو بغلت بودم و برميگردم و از رو شكم رو شكمتم و باهاتو با دستم از هم باز ميكنم و قشنگ روت تسلطدارم و انگشتمو ميكشم رو لبات و ميگم يني نمدوني تو از همه چيز برام باارزش تري!؟!؟ ازين به بعد نه دست به هلوهام ميزنم و نه بهشتم، چشامم ميبندم و سرمو ميبرم تو كردنت و ميخوابم
جونت بي بلا
هلومو با عسل ميخورم و بعد ميگم پيرو حرف بالاي ديگه انجامش نمدم
سرم رو شونه هات و تو گردنته و راحتم نفسم
*******************
خانومي:
دستمو ميبرم لای موهات و رو موهات و میبوسم و پاهامو دورت میپیچم و میگم ای جووووووونم چه زود هم بهش بر میخوره زندگیم شوخی کردم باهات داشتم ادا امیدم در میآوردم وقتی حسودیش میشه..
یه دستم دورت پیچیدم و اون یکی دستمو ميبرم زير بولیزم تا دکمه سوتینم و ببندم و هلوهات و ببرمشون توی قابشون و میگم باش نخواه مشکلی نیست همین جا بمون تو بغلم
اقايي:
اخم ميكنم و ميگم اين ديگه ادا نبوداااا
باشه همينجا ميمونم تو بغلت
ببينم خانومي نت توهم پريده!؟؟
****************
خانومي:
دستمو میکشم رو ابروهات و میگم پس چی بود!؟!؟
خوبه قبلش گفتم میخوام ادا حسودیای زندگیمو درارم وعلا من میدونم چقدر دوستم داری و چقدر تلاش کردی تا شیره وجودم و بیاری و بتونی بمکیش و منم حسودی نمیکنم زندگیم..
ای جوووووونم باش همین جا بمون توی بغلم من که میدونم سیر شدی و هر وقت گشنت بشه خودت طلب میکنی و اون موقع واست میگم که کی ناز میکنه و اخم میکینه..
آره زندگیم..
وای امید توی یه لحظه کل کوچمون با تگردای بزرگ بزرگ سفید پوش شدش
اقايي:
ميخندم و ميگم يه نوع شيطنت دخترونه ي ظريف و برنامه ريزي شده بود
ايجان
جونت بي بلا خانومي
ميخندم و ميگم يني الان تهديدم كردي ديگه
ايجوووووونم، دل منم برف خواست
***************
خانومي:
خخخخ دیوونه..
جونت بی بلا..
من قغلط بکنم.. آلارم بود..
ای جووووونم..
ولی خیلی رعد و برق میزنه و صدا های مهیب میاد خیلی میترسم
اقايي:
بقول فسقليم ديوونه كه هستم
اولا زبونتو گاز بگير و دوما من فك نمكنم الارم بوده باشه چون با لحن خوبي نگفتيش فسقلي
جونت بي بلا ملكم
ايجوووووونم، تو بغل مردت از چيزي بايد بترسي!؟!
*************
خانومي:
ايجوووووونم..
نمیگیرم خودت بگیر.. خوب ناراحت شدم اون جوری بهم اخم کردی..
نوچ.. میشه سرمو فرو کنم توی سینت!؟
اقايي:
جونت بي بلا
جووووونم، دردت ميگيره ها، اخم داره وقتي اونجوري تهديد ميكني مردتو
بله خانومي، اين چه حرفيه
***************
خانومي:
جونت بی بلا.. مردم مراقبم.. آخه سر هیچی اون جوری جدی بهم اخم کردی..
سرمو فرو میکنم توی سینت و محکم میچسبمت
اقايي:
دستمو دورت حلقه ميكنم و يدستمو ميكشم رو تنت و يدستمم رو موهات و نوازشت ميكنم و ميگم خوشگلم عذر ميخوام ازت
پاهامو دور پات ميپيچم و ميگم ميدونيكه زندگيه اميدتي تو فسقلي خانوم
باهات دعوا ميكنم، اخم ميكنم، ناراحت و اذيتت ميكنم ولي ته ته ته تهش همه دنياي و زندگيه من خود خود خودتي ماهكم
ميدوني كه چقد برام عزيز بودي و هستي و خواهي بود و چقدر دوست دارم
جونمو برات ميدم همه دنياي اقاييت
*****************
خانومي:
بابت!؟!؟
میدونم..
بله اینم میدونم..
بله این یکی و هم میدونم..
اینم میدونم..
چشمک میزنم و میگم چی شد دلتنگ هلوهات شدی یا گشنت شده!؟!؟
اقايي:
اخم كردنم كه ناراحتت كرد
نيگاش كن فسقلي رو هاااا، گفتم كه ازين به بعد دست نمزنم به هلوهام
****************
خانومي:
خواهش میکنم ولی چیزای دیگه ای هم بود که ناراحتم کرد..
هلوهات و بهشتت یادت رفت به این زودی!؟!
اقايي:
ديگه چيا خانومم!؟!!
خانومم بيشتر مهمتره برام ماهكم
*************
خانومي:
ديگه این که اون جوری شوخیمو جدیش کردی و از صبح تو بغل هم آروم گرفته بودیم یهو همه چیز و بهم زدی..
میدونم زندگیم ولی گفتم که بدونی دیگه حرفات و یادت نره
اقايي:
خانومي در هر شرايطي تو بغل هم هستيم و ارومم هستيم، حتي اكه بدترين دعواها هم بينمون پيش بياد
جز بغل فرنازيم جايي رو ندارم ونخواهم داشت و داشته باشمم نميرم سراغش
ازين حرف منظورت اينه كه ازين به بعد هلوم و بهشتم ممنوعه!؟؟؟؟
*************£££***
خانومي:
بلي زندگیم..
ینی به جز بغل فرنازت بازم بغل داری!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟؟
خودت گفتی دست نمیزنی..
اقايي:
افرين دخمل خوب
ديووونه شدي!؟؟؟! تو زندگي و دنيا و روح و جسم و وجود و قلبم، فقط و فقط و فقط و فقط ينفر هست و اون يه نفرم همه هستيه منه و تا وقتيكه جون تو بدنم دارمم همون ينفر همه دنياي همه و ديووونه وارم دوستش دارم و اصلا هم نمتونم و نمخوام به هيچ كس ديگه اي هم فكر كنم و كسه ديگه اي هم به چشم نمياد و قلبمم زدم بنامش و اون ينفر مختاره هر كاري دوس داره با قلبم انجام بده
جون اميدت هر چي داخل پرانتز مينويسم رو جوابشو نده( هزار بار گفتم و هزار بار ديگه هم بتونم بهت ميگم كه عاشقتم و ديووونه وارم عاشقتم، يا يه روز ميميرم و يا اينكه حتي شده يه روز تو رو براي خودم ميكنمت براي هميشه، ازم دوري ولي از هر نزديكي برام نزديكتري، هفت ساله دارمت ولي انگار هزار ساله دارمت، مهم نيست تو عاشق هر كس ديگه اي هستي، مهم اينه كه من اون چيزي رو كه ميخواستم رو خدا بهم دادتش و حتي شده براي همين تايم كم هم من زندگيمو كردم و حتي بيشتراز اوناييكه الان كنار همن ، من كنارم داشتمت.... ، من زندگيمو كردم و از خدا هم ممنونم بابت همه چيزايي كه بهم داده)
تو جون بخوا ازم
*******************
خانومي:
اوهوم. آخيش حالا شد..
چرا چون امیدم قسم میخوری!؟!؟
از حرفای توی پرانتز چیزی نفهمیدم..
من نگفتم خودت گفتی
اقايي:
ايجونم، قربونت بشم من
چونكه درد و دل كردم و دوس نداشتم ادامه پيدا كنه
بهتر، خودم ميفهمم بسه
باشه من گفتم عزيزدلم
از زير چونت ميگيرم و سرتو ميارم بالا تو چشات نيگا ميكنم و نزديكت ميشم و نفس ميكشمت و لبمو ميزارم رو لبات
خوب نيستم فرنازم
******************
خانومي:
جونت بی بلا.. خدا نتونه..
اها اینا درد و دل بود!!!
پس چرا گفتیش!؟
همراهیت نمیکنم و میزارم هر کاری میخوای بکنی..
چرا زندگیم!؟!؟ از صبح که آروم گرفته بودی و بهتر بودی
اقايي:
خداكرده
نمدونم
نمدونم
اروم لباتو ميبوسم و دستمو ميكنم تو موهات و لبمو جدا ميكنم و سرمو ميزارم رو سينت و اروم زمزمه ميكنم و ميگم اخيش
اره ولي الان ييهو داغ شدم ولي سردمه
**************
خانومي:
واقعا مرسی..
چیزی گفتی!؟!
الهی لرز کردی!؟
اقايي:
چي رو واقعا مرسي!؟!؟
بله خانومم، گفتم اخيش اروم شدم
بله
***************
خانومي:
همینو که نمیدونی..
ای جاااااااااانم..
فدات بشم من بزار روت و بکشم خوب میشی..
اقايي:
مهمه مگه بدونم؟؟!!؟؟
جونت بي بلا
نميشه، درست نميشم
حالت تهوع ام دارم ولي بالا نمياد
خانومي دستاتو دورم ميپيچي محكم!؟؟
****************
خانومي:
چه میدونم..
الهی من فدات بشم..
دستامو دورت میپیچم و به خودم فشارت میدم و میگم زندگیم آروم باش قربونت برم من دستمو میکشم لای موهات و میگم نبینم نا امید بشیاااااااا دورت بگردم من
اقايي:
ميخندم و ميگم تو كه اصلا نفهميدي حرفامو
خدانكنه
دستامو ميزارم رو دستات و اروم نوازشت ميكنم و ميگم ببخشيد مردت اينروزا بهم ريخته
ميخوابونيم!؟!؟؟
***************
خانومي:
نوچ نفهمیدم..
عذر خواهی واسه چی زندگیم!؟!؟ درکت میکنم عزیز دلم..فقط ازت میخوام محکم تر باشی مثل همیشه..
میخندم و چشمک میزنم و میگم ینی شیر میخوای! ؟
اقايي:
پس نفهميدي برات چه فرقي داره!؟
اخه جاي همش بايد مراقب من باشي، ممنون، نمتونم، بهم ريختم
يه دستمو ميبرم زير بوليزت و ميشم رو هلوم و يدستمم ميبرم زير شلوارك و شورتت و ميكشم رو بهشتم و ميگم فسقلي منكه ازين دوتا نميگذرم اخه وروجكم ولي الان نه، نمتونم چيزي بخورم
امشب فقط دلم گرماتو ميخواد
**************
خانومي:
خوب دوست دارم بدونم..
ظهری که بهت گفتم نفسم وظیفمه چون دوست دارم.. خواهش میکنم.. الهی من فدات شم میدونم سخته عزیز دلم..
میخندم و میگم ای جوووووووونم بایدم نتونی بخوری با اون شیری که از ظهر تا نزدیکای مغرب زندگیم خورد تا فردا سیره..
میچسبونمت به خودم و رومون و میکشم و دستت و میگیرم تو دستم و میگم دیگه به هیچی فکر نکن جز این که بغل فرنازتی و داری به صدا تاپ تاپ قلبش گوش میدی و گرمی تنش و حس میکنی.. چشمات و ببند و با خودت بگو من سالم ترین و خوش بخت ترین پسر دنیام هر چیزی و که بخوای و بهش فکر کنی جذبت میشه عزیز دلم
اقايي:
من گفتم گفتنيارو وروجك، دوس داشتي همون موقع ميفهميدي
يكي يدونمي ديگه
جونت بي بلا همه كسم، بلههههههه
اول لباتو ميبوسم و دوباره سرمو ميزارم رو سينت و قلبتم ميبوسم و چشامم ميبندم و ميگم من خوشبخت ترين مرد دنيام چون همچين فرشته اي دارم كنارم
ديگه هم گوشيتو بزار كنار تا بخوابيم بانوم
دوس دارم همراه با صداي قلبت و گرمات، نفستم توم حس كنم و سرتو بيار تو گردنم و نفس بكش
گوشيتو بزار كنار و منم ديگه شب بخيرو بگي ميزارم كنار و جواب نظر بعديتم نمدم و بخوابيم ديگه
شبمون بخير تك ستاره ي من
********************
خانومي:
اخه گنگ گفتی..
قربون بله گفتنت بشم من..
آره زندگیم همینه..
چشم زندگیم..
سرمو ميبرم توی گردنت و زیر گوشت و میبوسم و میگم مرد من تو بهت ینیااا زودی خوب شو که کلی کار داریم عزیزم..
گوشیمو گذاشتم کنار بزار رومون مرتب کنم..
اها حالا بخوابيم شبمون مهتابی ماه من
اقايي:
سلام زندگيم
صبحمون بخير
خوبي؟!؟؟؟ تا الان بيدار نشده فسقليم!؟!؟!
خدانكنه
چشمات بي بلا ماه من
خانومم بهترينه كه منم بهترين شدم، با شيطنت ميگم چكار داريم!؟؟!!
ميگم تا الان نتونستم بيدار شم، نگو فسقليم هنوز بيدار نشده
***************
اقايي:
يه ربع به پنج شد
هنوز وروجكم بيدار نشده!؟!؟
كوالا رو هم رد كردياااا فسقلي
****************
خانومي:
سلام زندگیم
عصرمون بخیر مهربونم
خوبی!؟!
خوبم.. امروز دیر بیدار شدم و گوشیم خاموش شده بود زدم شارژ و العان آمدم بهت بگم که نگرانم نباشی..
فدات بشم.. چشمک میزنم و میگم دیگه دیگه..
امروز تا نزدیکای 3 و4 خواب بودم..
زندگی کی بیدار شدش!؟
اقايي:
عليك سلام نفسم
ميخندم و ميگم كم كم بايد بگي سر شبمون بخيرااا
خوب كه جون نداشتم بيدارشم امروز و بزور بيدار شدم و الان يكم سرم درد ميكنه
خداروشكر، از ديرم ديرتر وروجك، ايجان
خدانكنه، ميدونيكه از ديگه ديگه و اينجور حرفا اصلا خوشم نميادااااا وروجك
ايجاااااان، خسته بودياااااااااا
من دو و نيم بود بيدار شدم ولي سه و نيم بلند شدم و گوشيمم ورداشتم و اومدم وب
***************
اقايي:
فسقليم خوابيدي باز!؟!!
ساعت هفت و ربع شد
ببين از ساعت سه و نيم گوشيتو زدي شارژ تا الان چهار و نيم ساعت گذشته ميپوكه هاااااا باتريش
مراقب خودت باش فسقليم
سلام منم برسون
چشام درد گرفته
فعلا
*****************
خانومي:
خخخخخ
الهی چرا زندگیم!؟!
خودت میدونی منظورمو..
جونت بی بلا عزیزم..
الهی پس من نیم ساعت بعد این که صدام کردی بیدار شدم..
نه زندگیم گوشیم شارژ شد دوستم زنگ زد گفت کار گاه آموزشی نرم افزار آنلاین گذاشته بود داشت ور میزد همش
اقايي:
نيدونم
نه نمدونم منظورتو، بگو تا بفهمم
بله تقريبا
الهي، خوش گذشت كلاس!؟!؟؟
**************
خانومي:
میدونم از فرنازت دور موندی سرت درد گرفته..
بیا منو بزن راحت شی..
خیلی حرف زد مغزمون و خورد پسرای کلاس این قدر شیطونی کردن.. توی کلاسم گفت که نمیتونیم ترم و حذف کنیم
اقايي:
ميتونه اين باشه، گردنمم درد گرفته
حالت تعجب ميگيرم و ميگم يني چي فسقليم!؟!؟
پس خوش گذشته
***************
خانومي:
يني چی میتونه این باشه!؟!؟ الهی فدات شم من..
(نه نمدونم منظورتو، بگو تا بفهمم) اینو گفتی آخه این قدر عصبی!؟!؟!؟
سر کلاسه خیلی خندیدم
اقايي:
يني اينكه صبح تو بغلت بودم و بعد كه بيدار شديم سرم درد گرفت و اونموقع بهت گفتما، خدانكنه
ميخندم و ميگم خنگولم عصبي چيه اخه!؟!؟ خل شدياااااا
حالت جدي ميگيرم و ميگم اونوقت به چي خنديدي!؟!؟؟
******************
خانومي:
اينارو ولش کن بیا بغلم دلمون تنگ شده یکم هم گردنت و ماساژ بدم آروم بشی..
اوهوم..
یکی از اکیپای پسر دانشگاه تو آموزش آنلاینی که مدیر دانشگاه داشت حرف میزد اسمشون و تغیر داده بون آمده بودن و کلی چتای چرت و پرت میکردن..
یکیشون اسمش و گذاشته بود احمد ذوقی. اون یکی صافی گلپایگانی. اون یکی آبی. یکیشون شهلا 100تمنی.یکیشون یاسمین. یکیشون چخوف. یکیشون روح بابا پنج علی. اون یکی بهداشت فریبا. یکیشون وزارت بهداشت. یکیشون علی کوچولو. یکیشون مهمون و
اقايي:
ميام بغلت و دستمو دورت حلقه ميكنم و ميگم قربون دلت بشم من
ببينم در حد اميدت خل شدي يا نه!؟؟
خخخخخخخخخ خوبه ديگه راحت تو خونه ميشينيد و درستونو ميخونيد، البته درس كه نميخونيد، جنگولك بازي همش
****************
خانومي:
دستمو دورت میپیچم و اروم آروم پشتت و نوازش میکنم و رو موهات و میبوسم و گردنت و ماساژ میدم..
نیدونم.. خخخخخخخخخ
خخخخخخخخخخخخخخخ
احد ذوقیه میگفت خدا وکیلی صد تمن میدم.. شهلا میگفت کی میای دنبالم.. بچه ها میگفتن این کلاسا خیلی نتمون و میخوره کاش نت رایگان بود احد ذوقی میگفت اینا گداین..
یه جاهاییش که دیگه علنی میگفتن جوووووووووووون سکسی من و این حرفا.. راستی یکیشون پوریا مختاری بود یکیشون هم ندا.. خخخخخخخ
اقايي:
اخي بهتر شدم
الهي
بعد ببينم فسقلي به اين حرفاشون ميخنديدي!؟!؟؟ همون خداكنه زودتر دانشگاه ها شرو شه ، حداقل اينجوري نميحرفن اونجا
*************
خانومي:
الهي فدات شم من خوب مگه باید دعوتت کنم خودت بیا سرت و بزار رو شونم تا آروم بگیریم..
نه سسکیش کم بود بقیه حرفاشون باحال بود.. خخ
اقايي:
خدانكنه، نبوديااااااا و از وقتي اومدي تو بغلتم ديكه
انگار نبايد بزارم بري سر كلاس مجازياتا
بداموزيش زياده
ببينم كلاساتون كجا برگزار ميشه!؟! سايت داريد!؟!
************
خانومي:
اي جونم باشه..
این پسرا که توی کلاس ما نیستن اینا هم دانشگاهیم بودن..
خخخخخخخخخخ
نیدونم سایته یا نه یه جایی میریم که استاد آنلاین حرف میزنه و حضور ما وهم میبینه
اقايي:
جونت بي بلا
ميچرخومت و مياي تو بغلم دستمو دور كمرت حلقه ميكنم و با انگشتم رو كمرت بازي بازي ميكنم و ميگم همش كه نمشه خانومي منو ماساژ بده ، منم بايد فسقليمو بسازمش ديگه
اها
بعد اونا هم در حضور استاده اونجوري ميحرفيد!؟!؟
************
خانومي:
ايجووووووووونم بله مرد من..
منضورت حضوری یا توی کلاس مجازی
اقايي:
بلند ميشم و تكيه ميدم به تاج تخت و تو بغلمي و پاهامو از زانو خم ميكنم و تكيتو ميدي به پاهام و خومو جمع ميكنم تا همونجوركه تكيه دادي تو نزديكترين حالت ممكن بهم باشي و رو پامي و تو چشات نيگا ميكنم و لباتو ميبوسم و بعد ميگم فسقليم!؟!؟؟
حضوري هم مگه ازينجور حرفا ميزنن تو كلاساتون!؟!؟ مجازي
*************
خانومي:
دستمو میکشم رو صورتت و میگم جونم زندگیم!؟!؟
نه اصلااااااااا حضوری خیلی بچه های مودبی میشن سر کلاس استادا یکم شیطونی میکنن ولی نه این قدر جلو مدیر دانشگاه که خیلی خیلی مودب میشن.. مجازی این قدر بی ادب شدن اونم اسماشونو نمیزدن که معلوم نشن کین.
اقايي:
ميرم تو گردنت و نفس ميكشم و ميگم دلم واس جونم گفتنت تنگوليده بود خوشگلم
اها پس از اين دوستان لاتاي مجازي تشريف دارن
واقعا ديگه دانشگاه هم نمشه ديگه كسي رو فرستادا، بايد ترك تحصيلت بدم
*************
خانومي:
دستمو ميبرم پشت گردنت و میگم ای جوووووووونم قومون دلت بشم من..
العان از دانشگاه رفتن من ناراحتی!؟!
اقايي:
ميخورم گردنت و ميگم جونت بيبلا فسقليم
جووووووون قيافشو نيگا كن، الان خوردنيتر شدي وروجك
************
خانومي:
جونت بی بلا.. چه لا زندگیم!؟!؟
امید گوشیم شارژ نداره اگر میخوای بحرفیم برم شارژر پیدا کنم اگر نه که شب بخیر بگیم بخوابيم
اقايي:
فسقلي من گفتم جونت بي بلا، تو هم ميگي جونت بي بلا!؟!؟؟؟ خوابت مياداااااا
اخه اينجوري قيافت بامزه ميشه
نمدونم، هر جور فسقليم دوس داره
****************
خانومي:
اا راست میگی..
چه لا با مزه میشم!؟! ؟
بگو دیگه داره خاموش میشه..
اصلا وایسا العان میرم پیدا میکنم و میام
اقايي:
مشكوك ميزنيااااا وروجك
لپات گل ميندازه
خانوووومي نري اتاق داداشت و تو دردسر بيفتيم
**************
خانومي:
من آمدم..
چه لا!؟!
اون وقت دوش دالی! ؟!
داداشم امشب با دوستش رفته باغشون
اقايي:
خوش اوووووومدي خوشگلم
اخه حرف منو تكرار كردي
معلومه دوست دارم
اها، كرونا اصلا تو همدان وجود خارجي نداره ها انگار
*****************
خانومي:
اين این کجاش مشکوکه!؟!؟
خیلی مونده بود خونه دیگه داشت قاطی میکرد با یکی از دوستاش رفته زیاد نیستن
اقايي:
اونجاشكه اصلا هواست بهم نبود و دوباره حرف خودمو به خودم تكراريدي
پس من چي بگم كه خيلي موندم خونه و از مرز قاطي كردنم گذشتم
***************
خانومي:
اها بله متوجهی م..
الهی من فدات بشم مرز گذشته من..
اخه ما داداشم و از قبل کرونا تقریبا قرنطینش کردیم چون بدنش ضعیف شده نباید سرما میخورد نگهش میداشتیم خونه
اقايي:
يني اونجوركه كفتم هواست نبود پس!؟!؟؟
خدا نكنه فسقليه من
الهي، خوب يراي سلامتيه خودش بود ديگه ولي الانم تو اوج اين بيماري گذاشتيد بره نفسم
***************
خانومي:
حواسم به زندگیم بود متوجه حرفم نشدم..
آره میدونم
اقايي:
ولي زندگيم يه فكر ديگه اي كرد
دستمو ميبرم تو موهات و نوازشت ميكنم و ميگم الهي قربونت بشم من
************
اقايي:
ساعتچهار و ربع شدش
ديدي انگار فكر ديگم درست بوده و خوابت ميومده خوشگلم
پتومونو ميكشم رومون و يدستمورو بدنت ميكشم و يدستمم تو موهات و نوازشت ميكنمو يدونه بوسه ي اروم از لبات ميگيرم و ميمم ايجوووونم چه نازم خوابش برده خوشگلكم
باهامم دورت حلقه ميكنم و ميگم صداي قلبم كيف ميده داري ميشنويش!؟!؟
شبمون بخير ماه اسمونم
***************
اقايي:
سلام يكي يدونم
صبحت بخير فسقليم
خوبي!؟!؟؟
هنوز بيدار نشده يكي يدونم!؟
*************
خانومي:
سلام زندگیم..
بعد از ظهر مون بخیر..
خوبی!؟!
من خوبم..
بیدار شدم ولی چشام باز نشده مامان جونت گیر داده باید پیتزا درست کنی واسه ناهار..
ببخشید دیشب خوابم بردش نفهمیدم چی شد دلم میخواست پیشت باشم ولی خوابم برد..
چه فکری!؟!
خدا نتونه زندگیم..
خوب دلم میخواست پیشت باشم حتی رفتم شارژر آوردم که کنارت باشم ولی نفهمیدم چی شد و گوشیم تا صبح مونه بود توی شارژ..
شاید لالایی قلبت بود که خوابوندم
دورت بگردم بازم خوابت برده!؟!
برات دوتا تیکه پیتزا آورده بودم حالت عوض شه ولی انگاری پسرک من خوابش برده و پیتزاهاش سرد شدن..
میام کنارت دراز میکشم و میکشمت توی بغلم و سرت میاد رو سینم و دستم و دورت میپیچم و میگم فدات بشم من که این قدر ناز خوابت میبره
اميد دارم نگران میشماااااا
یه چیزی بگو نفسم
اقايي:
عليك سلام فرنازم
سرشبمون بخير
الان اره، بهترم
خداروشكر
ايجان
خسته بودفسقليم
همين خسته بودنت
ميدونم نفسم
اوهوم
خدانكنه، نه نخوابيده بودم
ممنون بابت پيتزا عزيزم
ايجانم
نگران چرا خانومم!؟؟؟
چي بگم گلم!؟؟!!
******************
خانومي:
سلام همه کسم
خدارو شکر.. ولی ینی العان بهتری!؟!؟ ینی خوب نبودی! ؟!
جونت بی بلا..
اوهوم..
نخوابیده بودی!!!!
نوش جونت..
جونت بی بلا..
باز حالت بد شدش! ؟! ؟
بگو حالت خوبه یا نه!؟!
اقايي:
عليك سلام تاج سرم
ولي يني بله الان بهترم، بله
نه خواب نبودم ولي دراز بودم
بله
بله خوبم ، خوب نبودم مامان جونت گوشيمو نمداد بهم
****************
خانومي:
الهي فرنازت فدات بشه..
الهی..
بازم زنگ زدین اورژانس!؟! ؟
الهی ولی بغل فرنازت بودی دیگه
اقايي:
خدانكنه عزيزم
اخ كه چقد تو ماهي
نه
بله
******************
خانومي:
خدا کرده..
به ماهی اقاییم نیستم..
خدارو شکر
اقايي:
اقاييت فدات شه
ولي اگه بدتر شم باز گوشي ميره دست مامان جونت
****************
خانومي:
واي نگو امید
دیوونه میشم مخصوصا این که حالت خوب نیست همش دلنگرونتم ولی حستی پیشم حد اقل یکم اروومم
اقايي:
چي نگم گلم!؟!؟
الهي قربونت بشم من، نترس هيچيم نمشه
****************
خانومي:
همين که مامان جون گوشیت و بگیره دیگه..
چه جوری نترسم!؟! مگه میشه نترسم!
اقايي:
شوخي نداره باهام اصلا، با كلي خواهش و تمنا ازش گرفتم و گفتم زياد استفاده نمكنم و تند تند بهم سر ميزنه
بغلم كن، نه نمشه نترسي، ولي برام دعا كن
****************
خانومي:
به مامان جون بگو گوشی دستت باشه حالت بهتره..
الهی من که همیشه بغلتم و بغلت میکنم.. مرسی که درکم میکنی.. چشم مهربونم
اقايي:
گوشش بدهكار نيستش اصلا، هي مياد ميشينه مراقبت
بله خانومي، فدات بشم نفسم، چشمات بي بلا گلم
****************
خانومي:
خخخخ.. بگو من خودم پرستار دارم..
اشالا زودی خوب شی تا همش بزنیم سر و کله هم و آخرش مجبور بشم تصلیمت بشم
اقايي:
ايجااااااااان، من ميگم ولي بايد كلا پرستارم بشياااااا
جوووووووووون، ميخندم و ميگم ولي فسقلي منو فقط براي زدن تو سرو كله ي هم ميخواي!؟؟؟
****************
اقايي:
فرنازيم خوابيد!؟!؟؟؟
****************
خانومي:
جونت بی بلا.. ینی خانومت نباشم!؟!؟
نه برا چیزای دیگه هم میخوام..
نه زندگیم بیدارم نتم ضعیفه نیمساعته یه صفحرو بالا نمیاره
اقايي:
نهههههه خنگولم، يني اونموقع مجبوري شماره ي خونتون رو بدي تا مامانم بزنگه و با مامانت صحبت كنن
جووووووونم، مثلا چه چيزايي!؟؟
الهي، ميخواي پست جديدبزنم تا راحت تر باشيم؟؟!!! اگه جوابت اره ميباشد نظر بعديتو تو پست جديد ميتايپم
************

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید